Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ماجرای سکسی نگین و سارا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

ماجرای سکسی نگین و سارا

من نگین هستم ۱۵سال دارم می خوام براتون یکی از خاطراتم رو تعریف کنم هم سکس داشتم هم لز ، تو مدرسمون سارا بغل دستی من می نشست باهم تو ردیف آخر بودیم و همیشه از سکس حرف میزدیم یه روز سارا بهم پیشنهاد داد تو زنگ تفریح با هم بریم دستشویی منم قبول کردم تو زنگ هولم داد تو دست شویی و درو بست یهو دستشو گذاشت رو سینم گفتم چی کار داری میکنی!!؟؟ گفت ساکت باش. دکمه هامو باز کرد بعد مال خودشو و دستشو برد از زیر سوتینم سینه هامو گرفت خوشم اومد دستهاش گرم بود. بعد بیشتر دکمه هامو باز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام منم سرشو فشار میدادم تاحالا کسی نخورده بود یهو زنگ خورد تاحالا احساس نکرده بودم که اینقدر زود میخوره بعد رفتیم کلاس. بعد از مدرسه بهم گفت کسی خونه نیست بیا بریم خونه ی ما منم که یادم نیست به چه دلیلی به مامانم گفته بودم که دیر برمیگردم قبول کردم رفتیم خونشون تو راه فقط از سکس حرف زدیم

خونشون که رسیدیم خودش اول رفت تو گفت برم ببینم کسی خونه نیست بعد چند دقیقه برگشت و باهم رفتیم بالا منم رفتم نشستم رو مبل بعد به زور بهم گفت لباساتو دربیار گفتم به این زودی گفت اره منم قبول کردم بعد باهم لباسامو درآوردیم هنگام وردن بدنمو میلیسید بعد یه لب از گرفتم و گفتم الان نوبت توهه بعد لباساشو درآوردم سینه هاش کوچولو بود یه سوتین کوچولو هم تنش بود اما کونش خیلی قشنگ بود توپل و بزرگ بود یه شرت قرمز هم داشت که کونش زده بود بیرون شرتشو که در آوردم رد ش رو کونش مونده بود یه سیلی زدم رو کونش شق شد بعد گفت صبر کن زود رفت تو اتاق و یه رژ قرمز زد و برگشت باهم لب گرفتیم چند دقیقه داشتم انگشتمو تو کونش میکردم و اونم منم می مالوند بعد یهو در اتاق باز شد از اتاق برادرش علی که یه سال از ما بزرگتره با یه شرت اومد بیرون کیرش که مثل دسته بیل بود از شرتش زده بود بیرون منم جاخورده بودم به سارا گفتم مگه نگفتی خونه خالیه؟ با لبخند گفت تنهایی که حال نمیده . خواستم لباسامو بردارم علی دستمو گرفت و شرتشو در آورد منم که حشری شده بودم دستمو برد به طرف کیرش کیرشو محکم گرفتم و شروع کردم به جق زدن با کیرش بعد سارا اومد و کیرشو گرفت و نشست ساک زد تعجب کرده بودم که خواهر داره به برادر ساک میزنه بعد علی ازش لب گرفت سارا رو زمین رو شیکمشخوابیذجد و علی هم خوابید روش علی داشت کونشو میکرد معلوم بود که بار اولشون نیست ساراداشت مثل سگ های پارسی صدا میداد علی داشت بهش تلمبه میزد بعد اومد سر من من رو پشت خوابیده بودم اومد پاهامو باز کرد می خاست کیرشو بزاره تو کسم که من گفتم نه ترسیدم پردم پاره بشه ولی علی گفت نترس یواش یواش کیرشو فشار داد تو فقط سرشو برده بود تا حالا چنین چیزی احساس نکرده بودم که یه چیزی بره توم خیلی حال میداد ولی درد هم داشت آرام آرام دردم بیشتر شد ولی داشتم حال میکردم از حال میرفتم که یهو درد شدیدی احساس کردم جیغ زدم اونم زود کیرشو کشید بیرون ترسیدم پردم پاره بشه ولی نه مثل اینکه چیزی نبود بعد من دولا شدم و علی کونمو کرد سارا هم داشت از پایین کسمو میخورد خیلیحال داد حسابی ارضا شده بودم آبمو ریختم همه جا علی هم که آبشو ریخته بود تو کونم بعد اون روز چند بار با سارا تو دستشویی مدرسه حال کردیم . حالا دیگه ازشون خبر ندارم . امیدوارم از این خاطره ی من خوشتون بیاد این بود خلاصه ی خاطره ی نو جوانی من.

نوشته: نگین

Leave a Comment