Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ماجرای من و رعنا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

ماجرای من و رعنا

سلام خدمت دوست و اشنایان عزیز اسمم امیر هستش عاشق سکسم افکارم روشن فکری و اروپاییه اهل ضربدری اینام تیپ و قیافم خوبه اما کمی خجالتی هستم .نصف دوران دانشجویی رو تبریز گذاراندم دوران نسبتا بدی نداشتم رفیق باز نبودم بیشتر با هم خونه ای که داشتم با اون پایه بودم سکس ضربدری شب نشینی مینی پارتی های ۴ ,۵نفره تا اینکه من اومدم شهرمون واسه خاطر مشکلاتی که پیش اومد و پدرم مریض شده بود نتونستم ادامه بدم خوش گذرونی هامو. بعد اومدنم یه دوست دختر از اشنا ها پیدا کردم یعنی بیشتر اون ازم خوشش میومد بعد خوشگذرونی هامون با هم که بعدن تعریف خواهم کرد ارتباطم باهاش تموم شد .

یه مدتی دستم خالی بود تا اینکه اوج دوران برنامه WeChat بود که شبا تا ساعت ۵ ،۶ با این بگو بخند با اون بگو بخند یه روز ساعت های 4 صبح بود که یه سری به وی چت زدم دیدم یکی به اسم رعنا در فاصله یک کیلومتریم هستش دانشگامون دنباله یکی از هم شهری هام بودم که اسمش رعنا بود واسش مسیج زدم اددم کردم بعد کلی حرف و اشنایی معلوم شد اون نیست قرار شد هم دیگه رو ببینم رفتم فرداش با یه تیپه معمولی روزانه تو یکی از مرکز خرید های شهر هم دیگه رو ببینیم اومد خیلی خوشگل بود واقعا حرف نداشت رنگ پوستش گندمی چشم های کشیده که خیلی خمار قدش حدودا ۱.۶۳ اینا سینه ها ۸۰ وزن هم ۶۵ اینا منم خودم قدم ۱.۷۵ هستش ورنم ۷۰ اینا که اندامم مانکنی هستش استخوان بندیم سنگینه وزنم واسه همون نسبت به اندامم نمیخوره یه پسر خوشتیب و اسپرت که اکثر فک و فامیل تو کفم موندن . خلاصه با این رعنا خانوم ما از روز چهارم پنجم رومون باز شد به هم که گفتش مطلقه هستش و یه سالی هست طلاق گرفته صداش اونقد دل نشین بود که داشتم کم کم عاشقش میشدم ,هر روز هرفهای سکسی تا صبح ساعت ۶ ،۷ ادامه داشت .بعد یک ماه از اشنایی مون بابام اینا رفته بودن به یکی از شهر های اطراف که خونمون خالی بود ظهر ساعت ۱۲ اینا بیدار شدم بهش زنگ زدم گفتش داره حاضر میشه بره دانشگاه که گفتم دلم بد جور هواتو کرده که بیا پیشم عشقم میخوام ببینمت اونم گفت باشه .منم رفتم یه سر پایی دوش گرفتم و بیرون اومدم سرو وضعم و درست کردم ,اهل ترامادول اینا بودم و اما بعد برگشتنم از تبریز همه چیرو تعطیل کرده بودم لب به قرص اینا نمیزدم اسپری داشتم که از سکس های قبلیم کمی توش مونده بود ,خالی کردم رو کیرم که ۱۵ سانت اینا میشه درسته که خیلی بزرگ نیست اما انصافا کلفتیش محشره,این رعنا خانوم ما تشریف اوردن بعد نیم ساعت ,بعد رو بوسی اینا و یه میوه خوردن گفتم پاشو بیا اتاقمو نشونت بدم ببینم میپسندی یا نه اونم دستشو گرفتم و بلندش کردم اومدیم تو اتاقم یه کم لپ تابم و باز کردیم از فیلم عروسی داداشم نگاه کردیم کم کم ولو شودیم رو تخت و لبامون رفت رو هم که داشت دیوونه میشد وفتی لباشه میخوردم اروم با دستام سینه هاشو میمالیدم و کم کم مانتوشو کندم شالشو باز کردم گردنشو میلیسیدم گوشاشو میلیسیدم دیونه میشد چشمهاشو بسته بود رو اوج اوج بود تابشو در اوردم یه سوتین اسفنجی بنفش تنش بود باز کردم سینه هاش افتادن بیرون خیلی سفت نبودن اما انقدر خوردنی بودن که هرچه میخوردم سیر نمیشدم از ابن رعنا دیوانه شده بود اروم اروم اومدم پایین و شکمش و لیس میزدم جیغ میزد وقتی رسیدم شلوارشو باز کنم ناز میکرد دستاشو زدم کنار و شلوار جینش رو از پاش کندم یه لامبادای بنفش ست سوتین که کونش ازش زده بود بیرون جلوم ضاهر شد کونش خیلی بزرگ نبود اما خیلی دوست داشتنی بود اب کسش که اونقدر اومده بود شلوارشم هم خیس کرده بود چهار دست و پا نشست با سرم رفتم بین لمبه های کونش کسشو لیس میزدم و کونش و میخوردم انقد کسش خوردم که یه بار ارضا شد دوباره باز خابوندمش و شرت لامبادا رو در اوردم باز کوسشو خوردم تا حس و حالش بیاد واسش دیدم اهو اوهش بلند شد گفتم عشقم حالا نوبت تو هست پیراهنمو در اوردو زیر پیراهنمو هم در اورد منو خابوندو شروع کرد به خوردن لبام لبامو میخوردو گاهی هم گردنمو میلیسیدو نفسشو هاف میکرد دیونه میکردم بد جوری کارش و بلد بود با این همه سکسی که داشتم من این یه جوره دیگه بود اومد شکمم رو بلیسه دیگه من نتونستم قلقلکم میومد همراه با هس شهوت شلوارکم و در اورد کیرم داشت میترکید اونقد بزرگ شده بود شورتم و هم در اورد و شروع کرد لیس زدن جوری میلیسید سر کیرمو میک میزد که داشت جونم و از سر کیرم بیرون میکشید کم کم تا تهش میکرد تو دهنش منم سرشو فشار میدادم نگه میداشتم که در میوورد داشت نفسش بند میومد قبل اینکه شروع کنه بخوره کرد دهنش و دادش رفت هوا واسه خاطر تلخی اسپری که یادم رفته بود بشورم دهنش تلخ شد رفتم شستم اومدم شروع کرد به خوردن . بهش گفتم عشقم بسه دیگه پاشد همون جوری نشست روش و شروع کرد بالا پایین کردن بعد یکم تلمبه زدن روبرو هم خوابیدیم پاش و انداخت رو من منم همونجوری از بغل کردم تو کسش هم دیگه رو بغل کردیم و لب تو لب شدیم رو ابرا بودیم بعدش سگی نشوندمش گذاشتم تو کسش اه اوهش دیوونم میکرد .گفتم عشقم میخوام تو کونت بذارم قبول نمیکرد بزور شروع کردم کونش و لیسیدن سوراخشو زبون میزدم دیوونه میشد تو پنج دقیقه دو بار ارضا شد انقد خوش بو و تمیز بود سیر نمیشدم ازش از تو کشووم وازلین در اوردم گفتم دراز بکشه کونشو باز کنه وقتی کونشو باز کردم یکم وازلین زدم و با دستم گشادش کردم یکم به سر کیرم زدم گذاشتم دم سوراخش یکم فشار دادم رفت تو دردش اومد دست نگه داشتم اروم اروم میکردم توش اهش اروم میومد تا اینکه کامل روش دراز کشیدم تا تهش تو کونش بود اما درد داشت یکم همون جوری تو کونش نگه داشتم و با دستم کوسش و می مالوندم اروم عقب و جلو میکردم سرعتمو بیشتر و بیشتر میکردم اهش داشت دیوونم میکرد گفتم داره ابم میاد بریزم تو کونت گفت اره تموم ابم و ریختم تو کونش داد زد وای سوختم گفتم چیزیت نمیشه هیچی نیست همون جوری یکم روش موندم کیرم هم توش بود که پا شدم ساعت نگاه کردم دیدم ساعت ۴بعد از ظهر هستش بهش گفتم کلاس امروزت چه طور بود یاد گرفتی درستو یا نه خندید و گفت اوووو اونم چه جورش و یاد گرفتم یه لبی گرفتیمو حاضر شدیم زدیم بیرون .دوستان خوب و بدش ,دروغ و راستش میزارم واسه عهده شما من قلمم زیادی خوب نیستش ببخشید بد بوده باشه هم.منتظر نظراتتون هستم الان هم تو نخ یکی از دخترای فامیل هستم ردیف شد مینویسم.این داستان هم واسم بهمن ۹۲ اتفاق افتاد. خداحافظتون

نوشته:‌ امیر

Leave a Comment