Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
من و عشخم جاوید - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

من و عشخم جاوید

سلام اولین سکسم با اولین دوست پسرم رو بگم براتون
الان 21 سالمه اون موقع 15 یا 16 سالم بود همه چی یهویی اتفاق افتاد ما هفته ای 1 بار همدیگرو میدیدیم نیم ساعتی باهم بودیم چون من زیاد نمیتونستم بیرون از خونه باشم بخاطر همین یه روز جاوید بهم زنگ زد گفت باشگاه نرو با هم بریم خونه زن داداشم با هم اشنا بشید خلاصه بعد از کلی ناز قبول کردم اومد در باشگاه سوار ماشینش شدم و رفتیم خونه زن داداشش کلید از جیبش در اورد و در رو باز کرد گفتم مگه زن داداشت خونه نیست گفت نه رفته خرید و زود میاد رفتیم تو خونه شالمو در اوردم جاوید گفت راحت باش کسی نیست گفتم منظور اومد جلو لب دادیم زیپ مانتومو کشید پایین گفتم چیکار میکنی الان زن داداشت میاد گفت نمیاد چیزی بهش نگفتم تمام لباسامو در اورد گفت بیا مال منم در بیار رفت تو یکی از اتاق ها منم رفتم دنبالش پیرهنشو باز کردم نوک سینه هاشو مک زدم زبونمو کردم تو نافش گفت قلقلکم میاد نکن شلوارشو کشیدم پایین از رو شورتش کیرشو لیس میزدم گفت زود باش دیگه چقدر ناز داری شورتشو کشیدم پایین سرمو فشار داد به زور خودمو کشیدم عقب گفتم چیکار میکنی گفت ساک بزن دیگه گفتم بلد نیستم چه جوریه گفت ولش کن بابا سینه هامو گرفت تو دستش گفت جیگرتو روش نشون گذاشت و میمالید سینه هامو گرمم شده بود دستاشو بردم رو کسم گفت جوووووووووون بخورمش زبونشو زد به کسم هیچ حسی نداشتم تا اینکه مالیدم اووووووف خیلی حال میداد زبونشو چسبونده بود به کسم و تکون میداد تنم میلرزید چشمامو بستم یه اهی کشیدم انگشتشو کرد تو کونم درد داشت خودمو کشیدم کنار گفت ببخشید یواش میکنم این دفعه انگشتشو کرد تو دهنشو یواش کرد توش بعد بالا و پایین میکرد اومد گردنمو خورد اهم بلند تر شد گفت جوووووووووووووووون خوشت اومدم گفتم اره عزیزم گفت بکنم توش گفتم نه خیلی کلفته کیرت گفت حال میده ها گفتم نه دیگه گفت لاپایی چی گفتم باشه بلند شدم و پامو جفت کردم گفت خم شو بیشتر حال میده خم شدم و کیرشو گذاشت لای پام و عقب و جلو میکرد کسم داغ شده بود اووووووووووف حالم بد شده بود سریع کیرشو از لا پام در اورد و منو نشوند و یه اخخخخخخخ گفت و گذاشت تو دهنم دهنم از اب کیرش پر شده بود گفت بخورش واقعا چندشم میشد بخورم ولی بخاطرش خوردم از هم لب گرفتیمو لباسامو تنم کرد و لباساشو تنش کرد و در باشگاه پیادم کرد فکر میکردم بهم میرسیم ولی بعد 3 سال رفاقت گفت افغانیه و نمیتونیم باهم ازدواج کنیم هم از سکسی که کردم راضی ام هم چندشم میشه وقتی بهش فکر میکنم

نوشته:‌ باران

Leave a Comment