Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
من و همکارم فریبا - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

من و همکارم فریبا

سلام من همیشه فکر می کردم همه این داستانها کسشعر و ساختگیه و فقط واسه سرگرم کردنه کاربرا هست گفتم منم داستانم رو بنویسم اگه پست شد پس امیدوار میشم چیزایی که خوندم چند درصدش میتونه راست باشه.معذرت اگه طولانیه. اسم من اشکانه و 24 سالمه کلا ادمه حشری هستم.هیکل ارنولدی ندارم قیافم هم در حد براد پیت نیست وضع مالی خفن هم ندارم اینا رو میگم که مثل اون همه داستان خالی بندی نشه.تا الان هم سکس کامل و با خیال راحت نداشتم همش یا با استرس بوده یا کامل نبوده.این داستان که براتون میگم ماله همین تابستونه.من تو یه شرکت خدمات پس از فروش کار می کردم.

بعد از یه مدت منو به یکی از شعبه های توی شهر فرستادن واسه کمک به اون شعبه.البته اون شعبه تا چند ماه قبلش دفتر مرکزی محسوب میشد و با انتقال دفتر مرکزی به جای دگه اون شعبه در شرف جمع شدن بود و برای این باز بود که مشتری های ثابت اونجا از این جا به جایی مطلع شن.اونجا من بودم و 4 تا دختر که 2 تاشون خوب بودن بقیه معمولی. روز اول که من رفتم هیچکس منو نمیشناخت و کلا تحویلم نمی گرفتن منم میشستم پشت میزم و اخبار و چک میکردم.رفته رفته تعداد دخترا کم شد و ناخواسته اونا به سمت من کشیده شدند. از ماه بعد خیلی با هم رفیق شده بودیم و به اسم کوچیک هم و صدا میکردیم.تو همین رفاقت ها هم اونا گفتن دوست پسر دارن که مبادا من بخوام مخشونو بزنم. منم بهشون گفتم که منم دوست دختر دارم تا خیالشون راحت بشه.منم خدایی اصن دیگه از فازشون اومدم بیرون.

چند ماه گذشت و یکی از این دخترا که اسمش فریبا بود گفت با دوست پسرم به هم زدم و کلی اه و ناله.منم دلداریش دادم و گفتم خب یکی دیگه پیدا میشه و از این کسشعرا.یه روز اون یکی دختره که اسمش الناز بود به من گفت این بدجور تو کفته منم گفتم نه بابا اشتباه میکنی که گفت از من گفتن.اما به مرور دیدم راست میگه رفتاراش و حرفاش کلی تغییر کرده بازم خودم و زدم به بیخیالی که یه روز تو عالم شوخی برگشت گفت کس کش بیا اینجا من جا خوردم بهش گفتم با منی؟ گفت اره بهش گفتم دیگه با من این شوخی نکن. ناراحت شد رفت. روز بعدش دوباره گفت منم واسه تنبیهش بردمش تو یه اتاق که پر کارتن خالی بود و یه سوسک هم توش بود تا ادب بشه مثلا اما تو اتاق یه جوری نگام میکرد انگار میخواد بخوره منو. من زود اومدم بیرون که دوربینای اتاق که هنوز جمع نشده بود منو اونو نگیره خلاصه اون اومد بیرون بازم با خنده شروع کرد فحش دادن جلو الناز منم بی تفاوت نشستم پشت میزم که یهو اومد جلو با خودکار یه خط کشید رو دستم.دیگه کفرم دراومده بود دستشو محکم گرفتم با یه حالت عصبانی بردمش تو دستشویی گفتم بشور دستمو.در و هم پشتم بستم.حالا خودمم هم یکم شهوتی شدم از اونور هم الناز پشت در داره میگه زشته بیایین بیرون که گفتم تا دستم و نشوره ولش نمیکنم. خلاصه یه اب زد و پاکش کرد منم اومدم بیرون.جمعه بود دیدم اس ام اس داده چطوری کس کش؟ دیگه قاطی کردم گفتم اره من کس کشم فردا هم مراقب کست باش می خوام بکشمش. گفتم الان بیخیال میشه که جواب داد جووووون امادم. من دیگه قاطی کرده بودم حشرم زده بود بالا خودم و اماده کردم واسه فردا.از قضا شنبه دیر میومد سر کار خلاصه با بدبختی تمام خودم و نگه داستم تا بیاد(اینم بگم همه این اتفاقا رو النازم در جریان بود)خلاصه اومد و یه لبخند به من زد و نشست پشت میزش من یه لبخند زدم و کارم و کردم منتظر شدم تا رفت تو اشپزخونه و منم پشتش رفتم تو نشسته بود رو صندلی پاهاشم رو هم بود بهش گفتم من کس کشم اومدم کست و بکشم دستم و بردم سمت کسش و یکمش و گرفتم خودش و کشید عقب و گفت نکن دیوونه این چه کاریه؟ حالا تو چشماش میشه شهوت و دید مثلا می خواست ادای تنگا رو در بیاره گفتم دست و بردار میگه نگفتی جوون کسم و بکش؟ حالا میکشم که دیگه از این حرفا به من نزنی بلند شد در بره از پشت بقلش کردم شروع کرد تقلا کردن که ولم کن اینجا شرکته و یهو نگهبان اومد تو رید به همه چیز اونم در رفت. باز منتظر شدم تا بره تو اشپزخونه و همون حرکات و کردم بازم تقلا میکرد و در میرفت خودش تو حرفاش گفته بود که من خیلی حشریم دست بهم میخوره کسم خیسه خیس میشه و من تو صورتش اینو دیدم اون روز داغ کرده بود و قرمز شده بود. اینبار الناز اومد تو این در رفت.الناز گفت ول کن شر میشه برات گفتم تا اینو نکنم ول نمیکنم.خلاصه اون روز اینجوری تموم شد و نشد کاری کنم منم پسفرداش قرار دادم تموم میشد و می خواستم از این شرکت برم و بخودم گفتم اگه امروز نکنم دیگه نمیشه اما اونروزم نشد و فقط یکم دست مالی به زور تو شرکت و تو ماشین نصیبم شد. من از اون شرکت رفتم و کارمون شد وایبر و واتس اپ دیگه سکس تل و حرف سکسی عادی شده بود و بهش گفتم برام عکس بفرست که با 10000 تا التماس و منت برام فرستاد.تو عمرم کس به این فرم ندیده بودم تپل و گوشتی بین پاهای لاغر.داشتم دیوونه میشدم بعد از یه مدت اینم عادی شده بود عکس سینشم برام فرستاد یه سینه سایز 70 اما سفت و سر بالا.اونم به یه شعبه دیگه انتقال داده بودن بعد از بسته شدن اون شعبه برای همین من به صورت خیلی قافلگیرانه رفتم شعبه جدیدشون که هنوز دوربین نداشت یه جای دنجی هم بود. کلی حرف سکسی زدم و تحریکش کردم تا جایی که میگفت بسه برو اونور میخوام دستمال بزارم رو کسم شورتم دیگه خیسه خیسه منم میخواستم کسش و ار نزدیک ببینم نمیرفتم کنار خلاصه رفتم کنار نشستم اونم پشت کانتر کسش و خشک کرد اما کیر من داشت میترکید.یهو یه مشتری اومد منم سری رفتم پشت کانتر اونم نتونست حرف بزنه مشتری که رفت من سری رفتم پایین نشستم گفتم بیا جلو میخوام کست و ببینم اما اون بازم مقاومت میکرد خلاصه راضیش کردم حداقال بهش دست بزنم نشستم کنارش و دستم و بردم تو شلوارش تازه هم اپلاسیون کرده بود و نرم نرم بود واییی دستم و بردم تو یه کس نرمه نرم تپل و خیسسسسسس یکم براش مالوندم دیدم خودم دارم منفجر میشم و ساعت کاریش هم تموم شده. با هم اومدیم بیرون و رفتیم قدم بزنیم انقدر حشری شده بود سینشو میمالوند به دستم و از یقش سینشو بهم نشون میداد و میگفت بریم یه جای خلوت حال کنیم. منم ماشین نداشتم اون روز و همه جا هم شلوغ بود. خلاصه بیخیال شدیم و چند هفته بعد باهاش هماهنگ کردم واسه تعطیلات عید فطر بیاد خونمون اونم قبول کرد با بدبختی و اومد پیشم اما قبلش گفته بود کاری نکینم با هم منم الکی قول دادم. صبحش رفتم حموم و منتظر شدم تا بیاد.وقتی اومد سلام کردم و اومد تو اولش بازم میخواست ادای تنگا رو در بیاره و مانتو رو در نماورد منم خودم و زدم به بیخیالی که اصرار نمیکنم بالاخره مانتوش و در اورد که دیدم یه تاپ سفید تنشه بدون سوتین که نوک سینهاش از زیر تاپ کاملا زده بود بیرون. یه دست بهش زدم و بازم خوش و کشید کنار که این سری بهش گفتم نکن بابا مثلا الان نمی خوایی بدی؟ بعد پشتش نشستم و سینهاش و گرفتم تو دستو شروع کردم به مالوندن و گردنش و خوردن که یهو پاشد و فرار کرد سمت اتاقم و خودش و پرت کرد رو تختم منم گفتم مثلا نمی خوایی بدی که رفتم روش و شلوارش و در اوردم و شرتش و از پاش کشیدم بیرون و کس تپلش و دیدم بالاخره مثل وحشیا افتادم به جونش اینقدر خیس بود دیگه تف نیاز نداشت. قمبل کرده بود و من داشتم کسش و می خوردم و از زیر هم یه دسم به سینش بود فقط بدیش این بود که بد قلق بازی در میاورد وسط کار منم اهمیت نمی دادم به پشت خابوندمش و افتادم به جون لباش لب میگرفتیم و من گردنش و میخوردم سینش و می مالوندم دیگه داغ کرده بود و میگفت یالا بکن منم ریلکس به کارم ادامه میدادم که یهو گفت کس کش نمی فهمی میگم بکنم گفتم بزار ننت گایده بشه بعد خلاصه بازم به کارم ادامه دادم و دیگه خودمم هم طاقت نداشتم برش گردوندم و گذاشتم دمه سوارخ کونش و بدونه تف و انگشت گذاشتم توش یه اخ گفت و شروع کردم تلمبه زدن یکم تلمبه زدم تو اون حالت و خودم خوابیدم اومد روم شروع کرد تند تند بالا پایین کردن و اه و ناله دیگه پایین نبود منم دلم می خواست تو همه پوزیشن ها بکنمش واسه همین اینبار سگی خوابوندمش و خودم افتادم روش از زیرم کسش و میمالوندم که دیدم ارضا شد منم تند تر کردم و ارضا شدم رفتم خودمو تمیز کنم دیدم لباساش و پوشیده گفتم کجا یه دور دیگه هستی گفت گشنمه اول ناهار بعد خلاصه ناهار و سفارش دادم گفتم بریم گفت نه هرچی اصرار کردم دیگه نداد گفتم بخور حداقال گفت نه بخوایی برات جق میزنم منم گفتم یه مو از تن خرس کندن غنیمته رفتیم حموم کف درست کرد شروع کرد به زدن چقدرم استاد بود ابم اومد و رفت دیگه هم زنگ نزد.

 

Leave a Comment