Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
من و یاسر و مامانم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

من و یاسر و مامانم

سلام این خاطره و من از یک جایی کپی کردم و ماله خودم نیست و اون کسی هم که نوشته گفته این خاطره ی خودشه حالا راست و دروغش رو نمیدونم (اگه غلط املایی داره شما ببخشیدش)

سلام من مهردادم و عاشق کون دادن وقتی کونمو یکی نوازش میکنه یه حس خیلی خوبی دارم وقتی حس میکنم مفعول واقع شدم عشق میکنم و عاشق زنونه پوشی هم هستم و همیشه در خلوت خودم لباس های زنونه مادرمو میپوشم و آرایش میکنم و کلی با بدن خودم حال میکنم من همیشه مو های کونمو میزنم ولی جاهای دیگه رو نه که کسی به این حسم شک نکنه و عاشق کون دادن یعنی کون دادن و از کردن بیشتر دوست دارم و یه رفیق دارم به اسم یاسر که از خیلی سال ها با هم رفیقیم و تا این که یک سال پیش از سر شهوت زیاد یک جوری بهش فهموندم که کونم کیر میخواد اونم یک دفعه نگفتم چند باری انگشتش کردم و اونم همین کارو کرد وقتی این کارو کرد خودمو یه جوری میکردم که یعنی بدم نمیاد و هر روز شوخیمون بیشتر می شد تا جایی که فقط اون منو انگشت میکرد و منم براش ناز میکردم (ببخشید خودمو قشنگ معرفی نکردم من مهردادم 17 سالمه قدم 180 وزنم 82 و ورزش کارم نیستم و هیکلمم تیکه نیست کون نسبتا درشتی دارم ) و نم نم فهمید که بله کونم براش میخاره

یه روز که خونه تنها بودم بهش زنگ زدم گفتم بیا خونمون فوتبال بزنیم و اونم انگار از خدا خواسته گفت تا یه ساعت دیگه میام منم سریع لباس و حولم رو برداشتم رفتم حموم و به خودم رسیدم و کونمو تیغ کردم و اومدم بیرون یه شرت و سوتین ست از لباسای مامانم برداشتم و یه جوراب ساق بلند مشکیم خودم داشتم لباسامم روش پوشیدم و یه جوراب پسرونه هم روش پوشیدم که شک نکنه یکم به موهام رسیدم و بعد چند دقیقه یاسر اومد زنگ خونه رو زد و منم تا دیدم یاسره سریع درو باز کردم و اومد بالا ما طبقه ی سوم یه آپارتمان میشینم و اومد و یه سلام و احوال پرسی کردیم و من رفتم دو تا چایی ریختم اومدم تا پلی استیشن رو روشن کنم یه انگشت منو کرد و من به روی خودم نیاوردم و فوتبال و شروع کردیم و اونم تا یه فرصت پیش میومد من رو انگش میکرد ما رو زمین بودیم رو بالش لم داده بودم من رومو کردم اونور یکم پیراهنم رفت بالا شرتم یکم از شلوارم بالا تر بود دید و به شوخی گفت عجب شرت سکسی داری منم بهش گفتم اره خیلی سکسیه بهش گفتم میخوای ببینیش اونم از خدا میخواست گفت اره تا شلوارمو کشیدم پایین چشاش چهار تا شده بود گفت این که زنونست اخه یه شرت مشکی نسبتا تور بود گفتم اره زنونست گفت پس تو هم اره گفتم اره مگه چیه گفت پس چرا بهم زود تر نگفتی گفتم یک ساله داری انگشتم میکنی و منم همش دارم برات ناز میکنم نفهمیدی بعدش یه دستی کشید روی رونم و بعدش اومد بغلم و نم نم رفتیم تو هم کیرش داشت سیخ میشد دراز بود اما زیاد کلفت نبود اینطور از روشلوار به نظر میومد و من و لخت کرد و گفت مثل این که از قبل اماده بودی و گفتم یک ساله امادم و گفت برام میخوری گفتم مگه میشه نخورم خوابوندمش رو زمین ازش یکم لب گرفتم و اون زیاد خوشش نیومد اما بخواطر من چیزی نگفت پیرهنشو در آوردم و لبامو گزاشتم رو سینش گفتم میخوای ارایش کنم برات گفت اره رفتم از لوازم ارایش مامانم استفاده کردمو کلی خوشگل کردمو تو کشوی مامانم یک مو مصنوعی هم پیدا کردمو گزاشتم سرم اومدم بیرون گفت چی ساخته مامانت و رفتم بغلش یه بار دیگه لب گرفتم ازش و یکم سینشو خوردم و بعدش چند تا بوس از شکمش و بعدشم اومدم پایین شلوارشو کشیدم پایین وقتی کیرشو دیدم دلم اب شده بود چون یک سالی بود براش له له میزدم سرش و یواش یواش لیس میزدم و کلشو گزاشتم دهنم و قشنگ یه دل سیر ساک زدم و بعدش تخماشو گزاشتم دهنم و داشتم لیس میزدم که گفت داره میاد سریع دستمالو گزاشتم زیرش و ابش اومد و رفتم انداختم تو کاسه توالت و سیفونو کشیدم وقتی بر گشتم دیدم دراز کشیده کیرشم خوابیده دو باره افتادم به جانش و تا تونستم ساک زدم و راستش کردم و گفت سجده کن داشتم شرتمو در می اوردم که گفت نه در نیار اینجوری حالش بیشتره رفتم از رو کمد کرم اوردم و دم سوراخم مالیدم یکمم به کیرش از لای شرت نم نم فرو کرد و هر چند سانت میگفتم نگه دار تا جا باز کنه حدود 3 دقیقه طول کشید تا به ته رسید گفتم در بیار دوباره بکن اونم چند باری اینکارو کرد تا جا باز کرد نم نم داشت درد کونم میخوابید گفتم حالا تلمبه بزن 2 دقیقه داشت میکرد که صدای در اومدو در باز شد دیدم مادرم اومد تو خونه یهو یخ کردم و کیر یاسر تو کونم خوابید مادرمم خشکش زده بود (مادرم اسمش رویاست و 41 سالشه سینه های سایز 85 داره قده 160 وزن 65 ) و داشت مارو نگاه میکرد و منم به غلط کردن افتادم و یاسرم فقط میگفت ببخشید و منو با لباسای خودش دید گفت حیوون خجالت نمیکشی داری با لباسای من به رفیقت کون میدی بدبختا این چه غلطیه شما ها میکنید بهم گفت مگه تو پسر نیستی چرا رفتی ارایش کردی و از این حرف بعدش در رو قفل کرد گفت بشینید تا من برم لباس عوض کنم بیام و رفت تو اتاقش من و یاسر تو فکر این بودیم که چیکار کنیم بعد 7 یا 8 دقیقه دیگه مادرم اومد و من داشتم شاخ در می اوردم دیدم ارایش کرده یه لباس تنگ و دامن و زیرشم جوراب بدون روسری خودم تاحالا اینجوری ندیده بودمش چه برسه که جلوی رفیقم اینطوری بگرده یکم شک کردم و بهمون گفت چرا اینکارو میکنید یاچند وقته این کارو میکنید او از این حرفا که دیدم حرفاش به دعوا کردن ما نمیخوره یکم اروم شدم و دیدم یجوری رو مبل نشسته که کل برجستگیای کس و کونش معلومه و گفت جلوی منم انجام بدید اولش ترسیدیم اما دیدم داره داد میزنه رفتم برا یاسر ساک زدم و کیرشو راست کردم و مادرم گفت برو از کشوی ما یه کاندوم بیار و منم رفتم تا برگشتم دیدم مادرم کیر یاسرو تو دستاش گرفته داره براش میماله بهش گفتم مامان گفت زهر مار میخوام بدونم این کیر چه لذتی داره راستشو بخواید زیاد بدم نیومد و رفتم جلو تر دیدم کیرشو گزاشت دهنشو داره ساک میزنه و یاسرم تو اسموناست من رفتم تخماشو میلیسدم که دیدم مامانم رفت عقبو لباسشو در اورد و یه شرت و سوتین ست که شرتش لامبادا بود تنشه یه جوراب تا روی زانو یاسرم تا این صحنه رو دید پرید بغل مادرمو شروع کرد لب گرفتن و سینه خوردن منم رفتم کیر یاسرو ساک زدم و رویا هم بلند شد سر کیر یاسر کاندوم کشید و کیر یاسر و گرفت گزاشت سر سوراخمو فرو داد تو کونم و یاسرم شروع کرد تلمبه زدن من تو اسمونا بودم که دیدم رویا کسشو گزاشته جلو صورتمو میگه لیس بزن من شروع کردم لیس زدن اولش خوشم نیومد ولی نم نم داشت خوشم میومد بعدش ساق پاهاشو لیس زدم یاسرم کیرشو دراورد ومامانم هم کیرشو گرفت یه تف ریخت روش پاهاشو داد بالا یاسرم کیرشو کرد تو کسش مامانم هم داشت حال میکرد و نفس نفس میزد و کیرمو گزاشتم توی دهان مامانم یکم که خورد ابم اومد ریختم رو دسمال انداختم تو کاسه توالت و یاسرم داشت ابش میومد که مامانم گفت در بیار الان زوده و بلند شد و سه تا شربت درست کرد خوردیم و بعدش دوباره مامانم قمبل کرد و یاسر گزاشت و دو دقیقه دیگه هم تلمبه زدو ابش و ریخت تو کاندوم بعدش سه نفری رفتیم حموم و همو شستیمو اومدیم بیرون و یاسر هم خداحافظی کرد و رفت و بعدش مامانم رفتم شام درست کرد و خوردیم و بعدش بابام اومد انگار نه انگار اتفاقی افتاده بود و دوباره بعد چند وقت مامانم گفت به یاسر بگو بیاد این جا و داستان اونو بعدا مینویسم

فرستنده:‌ amirsexy

Leave a Comment