Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
من کیرتو میخام عشخم
داستان سکسی

من کیرتو میخام عشخم

سلام دوستان.باره اولمه اومدم اینجا وداستان نوشتم دیگه خیلی حرفه ای نیست پس لطفا فوش ندید.اسمم نداست.سال اخرم.داستانی رو که میخوام واستون بگم تقریبا برمیگرده به ۶ ماهه پیش.۲ماهی میشد که با یه پسری دوست شده بودم اسمشم علی بود.قیافش بد نبود تقریبا میشد بگی جذاب بود.سبزه و لاغر.قدشم نمیدونم چند بود ولی سرم به گردنش میرسید. خودمم قدم ۱۶۴ وزنمم ۶۰.پوستم گندمی.من علیرو هفته ای یه بار میدیدم.داداش دوستم بود.وقتی میرفتم پیش دوستم علی رو هم میدیدم.تو اتاقشم میرفتم و تنها بودیم (دوستم فاطی اذیت نمیکرد پایه بود) اما علی فقط دستمو میگرفت حتی بوسمم نمیکرد!تو اس دادن و چت کردن هم سکسی حرف نمیزد من اولا فکر میکردم تمایلی نداره… یه شب وقتی خونه بودم و اس میدادیم دیگ وقتی شب بخیر گفتیم بعدش داشتم با یکی از دوستام چت میکردم عادت داشتیم چرت وپرت زیاد میگفتیم وشوخی میکردیم حواسم نبود جوابیو ک خواستم واسه دوستم بفرستم دادم به علی!گفته بودم :اوووف من کیرتو میخام عشخم نرو Fool وقتی فرستادم واسه علی مونده بودم چیکار کنم بگم اشتباه شده یا خوابش بره نخونده؟خو بیدار میشه میخونه!تو همین فکرا بودم که جواب داد :که اینطور کیرشو میخوای؟چرا زودتر نگفتی عزیزم؟ واای حالا فکر میکرد بهش خیانت کردم باورش که نمیشد اگه میگفتم داشتم اینو به دوستم میدادم!میدونستم دیگه اعتمادشو از دست میده….بعد نتم قطع شد شارژم نداشتم ک جواب بدم دیدم هی پیام خودمو برا خودم میفرستاد! خیلی عصبانی شدم خلاصه با هزار فکر خوابم برد فردا ک شارژ گرفتم بهش زنگ زدم جواب داد براش گفتم قضیه رو ولی با طعنه میگفت همش اره تو راست میگی!گفت بیا عصر ببینمت رفتم پیشش فاطی هم بود.وقتی رفتم تو اتاقش خیلی بام سرد بود گوشیمو چک کرد منم همه چیو پاک کرده بودم بدتر شک کرد.بعد گفت بیخیال.دیگ این دفه دستمو نگرفت.خیلی سرد بود.اون روز گذشت و دیگ فقط شبا اس میداد.زنگ نمیزد. بعد از چند هفته بهم زنگ زد میگفت خیلی دوسم داره میخواد بغلم کنه.تنهاست کسی پیشش نیست.مونده بودم چرا یهویی انقد مهربون شده.گفت بیا پیشم نداجونم.اولین بار بود میگفت نداجونم.میدونستم حالا حتما سکس میخواد.اما من خیلی شجاع بودم گفتم نمیتونه کاری کنه چون واسه خودشم بد میشه!رفتم حموم سریع یه دوش گرفتم لباس پوشیدم زیاد ارایشم نکردم فقط یه برق لب با ریمل.زنگ درو زدم یکم دیر باز کرد درو.یه لبخند موزی رو لبش بود و رفتم داخل رو مبل نشستم اومد کنارم دستشو انداخت گردنم خیلیم نزدیک بود و گفت خوشکل شدیو ازین حرفا عصبی شدم گفتم من مثل همیشه اومدم توام دیگ انقد مهربون نشو اصلا براچی به من گفتی بیام؟وقتی تنهایی بفکر منی…یکم غر زدم بعد پا شدم دستشو از گردنم برداشتم و داشتم میرفتم سمت در ک برم بیرون یه دفه پاشو گذاشت جلو پام خوردم زمین!رو سرامیک! اما چیزیم نشد بعد نزاشت بلند شم اومد کنارم دراز کشید ودستامم محکم گرفت ک بلند نشم گفتم چته؟چیکار میکنی؟ هیچی نگفت فقط نگام میکرد بعد روم دراز کشید,استخونای کمرم چسبیده بود به زمین حداقل رو فرشم ننداختم زمین.درد داشت.اینم سنگین بود.گفتم ولم کن روانی.خیلی بهش چیز گفتم اماسفت گرفته بودم بعد واسه اولین بار لبشو گذاشت رو لبم اولش خوب میبوسید بعد تمام لبام خیس شد.اما حالم بهم نخورد.از روم بلند شد و نشست منم نشستم.دوباره لب گرفتیم دستاشو دور گردنم گذاشته بود شالمو در اورد. گوشمو میخورد قلقلکم میشد دوباره بوسم کرد و دستاشو گذاشت رو کمرم و یه دفه فشارم داد و کشوندم تو بغلش.موهامو باز کرد و گردنمو خورد.تا زیر چونم لیس میزد.خیلی خندم میگرفت اخه سر گردنم حساسم.دکمه های مانتومو باز کرد.اولش مقاومت کردم اما خب خودمم دلم میخواست.یه تاپ سفید پوشیده بودم.زود ازتنم درش اورد خوابوندم دوباره رو زمین و اومد روم.سوتینم مشکی توری بود و از رو سوتین نوک سینمو با دندون گرفت.اما اروم.بعد زدش بالا ولی درش نیوورد.سینمم سایزش ۷۰. دور نوکشو لیس زد و کرد تو دهنش و مک میزد.قلبم تند تند میزد.داغ شده بودم.گفتم علی کافیه میخوام برم نمیدونم چرا گفتم میخوام برم اخه دلم میخواست…ولی اون اصلا هیچ جوابی نداد.اصلا هیچ حرفی نمیزد.از سینم شروع کرد لیس زدن تا پایین.به شکمم ک رسید یجوری شدم یه دفه نشستم! علی هم نشست رو بروم و من بلند شدم وایستادم وتو همون حالت ساپورتمم در اورد خیلی استرس داشتم…من چسبیده بودم تقریبا به دیوار اونم رو زمین نشسته بود دستامو گرفت و سرشو گذاشت لای پام و از رو شرت لیس میزد و یکم سرشو اورد بالا و تو چشمام نگاه کرد…شرتمو اروم در اورد و خوابوندم رو زمین این دفه سرش کامل لای پام بود.یجوری بود ته ریش داشت یکم و احساس میکردم تیزیشو.اما اذیت نمیکرد.لبه های کسمو لیس میزد و چوچولمو مک میزد.خیلی داغ شده بودم.ناخودآگاه پاهامو جمع میکردم و اون حشری تر میشد…اون بلند شد ایستاد.من همونطوری دراز کشیده نگاش میکردم که داشت لباساشو در میوورد.کیرش از زیر شرت خیلی بزرگ بود.وقتی درش اورد افتاد بیرون…مونده بودم حالا میخواد چیکارم کنه؟من تاحالا از پشت سکس نداشتم از جلو هم ک نمیشد…گفت ب پشت بخواب گفتم نه درد داره .گفت نه دردش یه لحظه س زود باش.دیگ چیزی نگفتم.دمر دراز کشیدم بعد کونمو خم کردم.دیگ علیو نمیشد ببینم.کیرشو گذاشت رو کونم.یکم بالا پایین کردش بعد فشارش داد تو سوراخم احساس کردم کونم داره جر میخوره خیلی درد داشت جیغ زدم و برگشتم روبروش نزاشتم بکنه داخل. اومد روم و کیرشو روی کسم میکشید.حس خوبی بود.منم که خیس شده بودم کیرشو راحت روی کسم میمالید.بعد گرفتمش تو دستم و واسش مالیدم تا بالاخره ابش اومد…لباسامو پوشیدم و رفتم خونه.علی هم خونشون از اونجا رفت و دیگ ندیدمش….امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه هم بد بود دیگه ببخشید.

Leave a Comment