Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ناله های آروم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

ناله های آروم

صدایه مردونش تو گوشم پیچید…
-خانومه من کجاسسس؟؟؟ خودمو با عجله رسوندم تو پذیرایی… انگار 100 سال بود همو ندیده بودیم یه جوری لبایه همو میخوردیم که انگار تا حالا لب ندیده بودیم زبونشو هل میداد تو دهنم با تمامه وجود میخوردمش زبونش با زبونم بازی میکرد و با ناله هام لذتمو نشونش میدادم… بعد از 5 دقیقه از هم جدا شدیم و نفس نفسامون این لذتو چند برابر میکرد…
-دلم واست تنگ شده بود.. +من بیشتر… و دوباره بغلی که منو با بویه تنش مست میکرد… علی همسره من بود که تازه ازدواج کرده بودیم البته قبلش هم با هم دوست بودیم ولی سکس نداشتیم علی یه مرد هیکلی و سیکس پک با موهای مشکی و چشمای عسلی بود و قدش هم تفریبا 188 میشد… رو مبل نشسته بود و من تو بغلش ولو شده بودم موهامو میبوسید و قربون صدقم میرفت… دستشو کشید رو سینم و تو گوشم گفت میخوامشون… خندیدم و نشستم رو پاش اروم تاپمو از تنم در اورد و از گردن تا سینم رو میبوسید و میخورد… دستمو بردم پشتمو و بنده سوتینمو باز کردم… عینه قحطی زده ها افتاد به جونه سینه هام یکیشو میخورد و این یکیو با دستاش میمالید اه و ناله هام تو خونه پخش شده بود که با گازی که از سینم گرفت این اه به جیغ تبدیل شد…
-توله سگه من چه جیغایی میزنه.. +علییی چه محکم گاز میگیری کندیش دیوونه…
-ببخشید خانوم کوچولو اروم بغلم کرد و گردنمو حسابی میخورد… +بریم تو اتاق… بغلم.کرد و دره اتاقو با شونش باز کرد… اروم منو گذاشت رو تخت و روم خیمه زد… دکمه های پیرهنشو در حالی که لباش تو لبام قفل بود میخوردم پیرهنشو در اورد و دوباره افتاد به جونه سینه هام… همینطوری که سینه ی چپمو میخور شلوارکمو از پام در اورد و از رویه شرت دستشو میکشید رو کسم ناله میکردم و حسابی خیس شده بودم علیو انداختم زیرم و خودم افتادم روش بعد از اینکه کله بالا تنشو بوسیدم زیپه شلوارشو با دندون باز کردم… علی کمک کرد بهم و شلوارشو در اورد… حالا علی کاملا لخت بود منم بایه شرت نشسته بودم رو شکمش و واسش ساک میزدم.. کلاهکشو میبوسیدم و از بالا تا پایینشو لیس میزدم تخماشو لایه لبام میگرفتم و صدایه ناله ی علی تا مغز استخوانم میرفت… پاهام گذاشتم دو طرف علی. شرتمو در اورد و اروم.زبونشو گشید رو کسم تو اوجه اسمون بودم فقط ناله میکردم و اسمشو صدا میزدم… +بخور علیییی بخوووور زبونتو بکن توش.. علی هم دسته کم نمیذاشت و زبونشو فشار میداد توم… منو به پشت خوابوند و کیره کلفته 22 سانتیش رو گذاشت دمه کسم جییییییغه بلندی کشیدم علی خندید چون فقط یه بار پردمو پاره کرده بود و الان روزه 4 عروسیمون بود کسم هنوز تنگ بود.. علی اروم عقب جلو میکرد سینه هام بالا پایین میشد و اروم اه و ناله میکردم… علی بلندم.کرد و وایساده تو کسم تلمبه میزد بازوهاشو چنگ مینداختم و تو گوشش نفس نفس میزدم و گاهی اه و ناله… رفتیم رو تخت اروم نشستم رو کیرش و بلند میشدم و میشستم علی کمرمو گرفته بود و بهم کمک میکرد..چند دقیقه تو این حالت بودیم که علی منو به شکم خوابوند و از پشت میکرد تو کسم و تو گوشم حرفایه سکسی امیخته با عشق میگفت…
-جووون خانومم چقد تنگه عاخهههه قربونت برم من فرشته خانومه مننننن ای جوننن ناله کن جیغ بزن بذار همه بفهمن من دارم عشقمو میکنم… نفس نفش میزد تو گوشم از شهوت صداش دو رگه شده بود و بعد از 10 دیقه تلمبه زدن ابش رو ریخت رو کمرم… بعد از چند دیقه که نفسامون تنظیم شده بود همیدیگرو بغل کردیم و اروم تو بغله هم اروم.گرفیتم… (این داستان واقعی نیست و فقط توهم من بود مرسی که خوندین)

نوشته: رویا

Leave a Comment