Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
نرم ترین کون - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

نرم ترین کون

سلام اسم مستعار من پویاس 22سالمه از شهرهای غربی ایران ک اکثر پسراش کون کردنو دوس دارن.خاطره ای ک میخوام تعریف کنم بر میگرده ب 5سال پیش وقتی ک تازه فهمیدم سکس چیه بریم سراغ داستان:من تو محله ای زندگی میکردم ک اکثر بچه ها باهم صمیمی بودن ما ی همسایه داشتیم واقعا معرکه هم خودش هم مامانش که کل محله اعم از کوچیک و بزرگ تو کفشون بودن من یکی از اونا از شانس منم اونا با من بیشتر از بقیه جور بودن خلاصه ما کلی به عشق مامانه جق زدیم ولی نتونستیم بکنیمش ولی رفتم تو نخ پسره اسمش مهیار بود اونموقع 14 سالش بود هر روز کارم شده بوده مالوندش(البته خودش دوس داشت)اقا ما اینو انقد انگشت میکردیم که نگو یکی از روزای تابستون بازی میکردیم که اومد بهم گفت از کمد باباش سوپر کش رفته میخواد که دو تایی بریم ببینیم منم از خدا خواسته قبول کردم اومدیم تو اتاق من فیلمو انداختیم صدلشم قطع کردیم داشتیم نگا میکردیم که این از کیر من چسبید باهاش بازی کرد منم مات موندم نمیدونستم چیکار کنم که مهیار جونم از بس خوشگلو سفید هیچ یه دقه نشده اب من اومد…خلاصه اون روز گذشت و من ی روز اینو اوردم خونه تا دلی از عزا دربیارم.یه سوپر انداختم داشتیم نگا میکردیم که من بهش گفتم میخوای ما هم از این کارا بکنیم؟چیزی نگفت من دستمو کشیدم رو کونش باز چیزی نگفت.درازش کردم خوابیدم روش دیدم خوشش میاد کیرمم داشت منفجر میشد بالاخره من شلوار اقا مهیارو کشیدم پایین وااااااااااااااااااااااای چی میدیدم یه کون سفید سفید بی مو با سوراخی به اندازه نخود…..تا این صحنرو دیدم آبم اومد از بس خوش فرم و نرم وقشنگ بود همینطور روش خوابیده بودم که دیدم دارن درمونو میزنم مامان مهیار بود گفتم بزار من بگم بیاد تو گفتم وقتشه الان باید این خوشگل خانومو بکنم درو باز کردم سلام و احوال پرسی کردیم گفت به مهیار بگو بیاد خونه داریم میریم بیرون گفتم بیا تو کسی نیس یکم بشینیم خندید و گفت زر نزن بابا به مهیار بگو بیاد منم زدم سیم اخر و دستشو گرفتم گفتم بیا تو تو روخدا میخوام باهات بخوابم که دیدم صورتم انگار جر خورد زری خانوم چنان با سیلی زد تو صورتم که نگو…با خودم گفتم بدبخت شدم الان ب همه میگه که دمش گرم به کسی نگفته بود . من دوماهی از دیدن مهیار معاف بودم که یه روز خودش اومد گفت برام یه سی دی سوپر رایت کن خونه ماهم کسی نبود گفتم بیا تو گفت نه مامانم دعوام میکنه گفتم باشه که دیدم خودش اومد تو ما نشسته بودیم دم کامپیوتر داشتیم سوپر نگا میکردیم که گفتم به من مصل این زنه حال میدی؟که گفت باشه.من از تعجب شاخ در اوردم خلاصه من اول کلی بوسش کردم و لباساشو در اوردم واقعا بدنش از یه دختر سر تر بود کیرمو داشت بازی میداد که من گفتم یه بار ابمو بیار بعد بکنمت که قبول کرد با کیرم ور رفت تا ابم اومد گفتم یکم بخورش بزا بلند شه که نخورد و با دستش انقد کیرمو ناز کرد که بلند شد خوابونمدش وسط اتاق ی بالش گزاشتم زیر شکمش یه تف زدم سر کیرم گزاشتم دم سوراخش با اونیکی دستمم براش کیرشو میمالیدم که خیلی خوشش میومد سر کیرمو بردم تو ولی چنان دادی زد که گوشامو گرفتم گفت توش نزار بزبر لای پام داییم همیشه اینجوری میکنه فهمیدم که داییشم میکندش.خودش اومد کیرمو خیس خیس کرد گفت بزار لای کونم وااااااااااااااااااااااای که چه کونی تو عمرم تو سوپر هم همچین کونی ندیدم من تند تند تلمبه میزدم اونم چشاشو بسته بود داشت حال میکرد همه جای بدنشو لمس میکردم انگار تو رویا بودم اونم میگفت بزن بزن تند تند بزن منو بکن داشتم میترکیدم که همه ابمو خالی کردم پشتش اونم هی قربون صدقم میرفت… بعد اون روزی ی بار میکردمش تا سوراخشو باز کردم الن دیگه نمیده میگه بزرگ شدم بسته!!!!!!! دم همتون گرم که گوش کردین.

نوشته: پویا

Leave a Comment