Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
همکار خوشگلم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

همکار خوشگلم

سلام – من 32 سالمه مدتی بود با یک همکارم که خانم بودند و 5سال هم بزرگتر، به هم اس میدادیم در حد اس های رفاقت و آسمان باشو ابر باش و ببار و گل باش و خوب باش و اینا…- در این پیاما بعضی وقتا که من یه کوچولو شیطونی میکردم مثلا یک عزیزمی ،جانی ،چشمکی چیزی میومدم سریع منو به یه بهانه برادر خطاب میکرد که پیاما به اون سمت نره-یک سالی به همین منوال گذشت و رابطه ی ما گرم تر شدطوری که عادت کرده بودیم به پیامای هم و اگه همو نمیدیدیم دلتنگ میشدیم- خلاصه شب واقعه توی پیاما فهموندمش که من خونه تنها هستم و گفتم بهتره زود بخوابم.اونم پرسید چرا و من بهتریم و مفید ترین اس ام اس رو بهش دادم و گفتم وقتی تنهایی شیطون یه پیشنهاد های جالب میکنه که آدم دلش نمیاد ردش کنه پس بهتره بخوابم . که اونم گفت اگه تنهایی اذیت میشی که بیام پیشت منم گفتم بفرما.البته ناگفته نماند تا قبل این حرفا هم گاهی به هم دست میدادیم در احوالپرسی ها البته در جاهایی که کسی نبود.این همکار من مانتو میپوشه همیشه و باسن گرد و بزرگی داره که من از روز اول تو کف باسنش بودم.
خلاصه چند تا اس رد و بدل شد و دیدم با ماشینش جلو در خونم بوق زد.رفتم جلو در و سلام و احوالپرسی و اصرار کردم بفرما داخل و اونم با کمی ناز اومد تو -هول شدم و چایی و میوه و شیرینی که تو یخچال بود سریع براش آوردم اونم فهمید من هول شدم سعی میکرد شوخی بیشتر کنه تا من آرومتر شم.دکمه ی پایین مانتوشو باز کرد و پاشو انداخت رو پاش رو مبل شلوار بنفشش شدید تحریکم کرد و کیرم بلند شد و نمایان.اونم دید مال من بلند شده و حس کردم هوس کرد چون اخلاقش همون لحظه کمی شرمانه شد.میوه و چایی خوردیم و شروع کردیم حرف زدن و حرفا رفت سمت سکس و این که وقتی آدم با اونی که عاشقشه زندگی نمیکنه چقدر سخته و از این حرفای شهوتناک – با فاصله بیست سانتی از هم رو مبل نشسته بودیم بلند شد رفت دستاشو یه آبی زد و برگشت چسبیده به من نشست. نزدیک بود از حال برم بس که رونش نرم بود.هی پاها رو به هم فشار میدادیم و حرف می زدیم که ناخود آگاه دستش اومد دور گردنم.دیگه حال ها دگرگون شد و شروع کردیم لب گرفتن .بلن شدیم اون کمی قدش از من بلندتر بود ولی کیرم قشنگ رو کسش میخورد ،دکمه های مانتوشو باز کردم وااااااااااااااااای خدایا چی میدیدم یه بدن توپ انگار داشتم خواب میدیدم محکم بغلم کرد و دوبار که کیرم خورد به کسش آبم اومد و شلوار م کثیف شد . اون که هنوز اوش بود من سریع شلوارمو درآوردم و باز شروع کردیم بغل و لب و مالوندن ایستاده.بهترن لحظات عمرم بود.کیرم اصلا نخوابید چون موقع ارضا قبلی خودمو نگه داشتم و نصف و نیمه ارضا شدم رفت سمت کیرم تا درش آوردم یه آخی گفت و کرد تو دهنش .من که تاحالا کسی برام ساک نزده بود این قد گیج شده بودم که دقیقا حس خواب داشتم. بعد چند دقیقه ساک زدن خوابید رو مبل و منم شروع کردم به خوردن کسش -من آماتور بودم ولی تو اون لحظه اون کس خوشمزه ترین چیزی بود که مزه کرده بودم با تمام وجود کسشو میخوردم و اونم ناله میکرد.بعد یکی دو دقیقه گفت بکن توش منم به هیچ چیز دیگه فکر نکردم و گذاشتم کسش و با یه فشار نصف و نیمه تا ته کردم توش .یک ناله ای میکرد که نگو و فقط میگفت بکن تند بکن کسمو بکن .من بلد نبودم همراهیش کنم تو گفتن کلمات و فقط میکردمش و میگفتم کستو وا کن که بعد بهم گفت که یک کلمه بیشتر بلد نبودی؟خخخخخ خلاصه ابمم ریختم تو کسش و اون هم آروم شده بود . بلند شد شرتشو پوشید و رو مبل نشست و شروع کرد به گریه ردن و بهم میگفت تو شیطانی باعث شدی من گناه کنم .از وقتی طلاق گرفتم تا الان پاک بودم و از این حرفا و من هم معذرت خواهی کردم و بغلش کردم .بعد یک ربعی آروم شد و فراموش کرد . یه چایی و شیرینی خوردیم و رفت . بعد اون دیگه هر یکی دو هفته یه بار با هم هستیم و چند تا مسافرت یک روزه سکسی هم با هم رفتیم. البته بر خلاف بار اول بقیه رو رو صیغه میخونیم و با هم خوشیم و اگه نباشه زندگی برام تلخ میشه.

نوشته: سپهرآیین

Leave a Comment