Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
پسری بدون کیر - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

پسری بدون کیر

سلام دوستان از اسم داستانم حتما تعجب کردید شایم نه نمیدونم من یه پسرم که کیر نداره خب مشخصه بر اساس مشکلات و اختلالات روانی بعی دختر ها پسر میشن میدوین که؟خب ما چیزی داریم بنام ترامرد یعنی اینکه تو اصلا لازم نیس کیر داشته باشی تا پسر بشی بعضی ها تو جامعه بعنوان پسر معرفی میشن مدرسه پسرونه میرن اما دخترن و جالبه که بعضی هاشون ریشم دارن اما خب میدونید که طبق جامعه ایران رفتن دختر به مدرسه پسرونه هه هه یه مقداری…. خب حالا میپرسین من ترامردم ؟ تو ایران ک خوب نمیشه بود شایدم بشه من نمیدونم خب یه چیزی داریم بانام ترنس جندر ینی اینکه یارو احساس میکنه تو بدنی که باید باشه نیس من حالا کودومم ؟ هه خب باید بگم من ترنس جنردم و ترنس جندر ها الزاما جنسیت عوض نمیکنن میتونن لز یا گی یا بای یا استریت باشن و اصلن ربطی نداره من یه جنسیت نامعلوم دارم پس بیخیال تمام چیزایی که تاحالا گفتم . من لزم … خوب؟ اما اگه پسر میشدم خیلی پسر با حیایی بودم چون الانم به دوستام که دخترن همشون اصن نگاه نمیکنم شب هام که کارم گریه اس از این بدبختیم خب میترسم دچار هوس بشم و استغفر الله خب من کلاس والیبال میرم و داستان از اون جایی شروع میشه ک من یه دختری رو دیدم موهاش کوتاه بود و عین پسرا بود حتی صداشمنم موهام کوتاهه خب عین پسرا هر دومون عین هم بودیم و من مدتها بهش فکر میکردم تا اینکه یه روز همیجوری بش گفتم یارو خیلی ازت خوشم میاد دوستش گفت هه چون موهای هر دوتون کوتاهه؟ منم زدم به او راه و گفتم اره اره دقیقا بهمین دلیل گرچه دلیلش که خب این نبود مستحضر هستید وقتی تنها گیرش آوردم پرسیدم ازش موهات چرا کوتاهه؟ گفت خب من تربیت بدنیم باید هر روز برم حموم منم گفتم همین اونم گفت همین گفتم دلیل دیگه ای نداره گفت نه ولی یکم فک کرد و خندید بعد رفت هفته بعد رفتم تو دستشویی دیدم اونم اومد سلام کردم گفتم خوبی؟ سلام کرد و گفت اره ولی ظاهرا حواسش بهم نبود داشت خودشو تمیز میکرد گفتم ازت خیلی خوشم میاد یه دونه ماچت کنم؟ خندید و گفت خب باشه بیا رفتم یه کوچولو ماچش کردم گفت حالا من یه دونه گازت بگیرم گفتم اوا مگه وحشی ای؟ بیا ماچم کن اونم اومد ک ماچم کنه گرفتم صورتشو لبمو گذاشتم رو لبش و بعد …. اووووف الان که دارم میویسم دارم دیوونه میشم یهو خواست جلیقشو در بیاره گفتم سریع نه اینجا الان یکی بیاد تمومه بیخیال بعد خندیدم گفت باشه بعد یه نگاهم کرد و داشت درو باز میکرد که بره یدفه برگشت گفت فردا بیا خونمون من خیلی خجالتی بودم گفتم جان ؟؟؟ گفت نمیخوای؟ گفتم خب ساعت چند گفت 4 ک مامانم اینا میرن بیرون بیا گپ بزنیم منم یه نیشخند زدم و گفتم باشه نمیدونم چرا همچین حرفی زدم چون ساعت 4 کلاس داشتم و خب البته من تو کلاس زبان از همه بهترم یه جلسه نمیرفتم مشکلی پیش نمیومد هیچکس هیچی نمیگفت ادرس خونشون رو بلد نبودم فک میکردم یه جای تنگی اگه باشه من میترسم اما خدا رو شکر تا خونمون اولا 10 دقیقه بیشتر راه نبود مثل کلاس زبانم و دوم ایکه سر خط بود خیالم راحت شد اخه خونه خودمونم سر خطه زنگ زدم از این اپارتمان قدیمیا بود یه خانمی جواب داد گفتم ببخشید منزل فلانی گفت بله بفرمایید گفتم با فلانی کار دارم هست میتونه صحبت کنه دوستشم گفت منگل خومم منم انقد فحش دادم بهش تو دلم گفت بیا طبقه چهارم رفتم یا خدا دیدم اسانسور نداره هیچی دیگه تا خود طیقه چهارم با خودم میگفتم انقد رسیدم میخورمش که از دختر بودنش پشیمون بشه واز اینکه منو دعوت کرده در رو باز کرد دیدم یه جلیقه ورزشی و یه شلوارک سیاه پوشیده سلام کرئم رفتم تو دور و برو چک کردم رفت تو اشپز خونه گفت میوه میل داری؟ سریع گفتم نه مرسی فقط دو پرس پستون و یه دونه کس میل دارم نمیدونم چی شد یدفه اینو گفتم اخه زدم به سیم اخر معمولا حتی اسم کس رو بزبون نمیارم … اخم کرد و گفت بگیر بتمرگ نمیمیری که رفتم گرفتم دستشو اوردم نشوندمش رو کاناپه زیپ جلیقشو باز کردم البته قیافشم چک میکردم ببینم ناراحته یا نه اخه زیاد لز بنظر نمیومد اما نه خوب بود معمولی بود سوتینشو در اوردم وااااای سینه هاش خیلی ناز بود نه گنده نه قلمبه از اونایی که من دوس دارم فقط بگم ناز بود دستمو گذاشتم رو نوک سینه هاش بعدش همه جاشو لمس کردم میخندید گفت سینه ندیده خودتم دو تا داری البته مال من خیلی کوچولوئه من کلا هیکل مردونه دارم کونم ندارم کلا لاغرم رفتم لباسامو دراورم تا ببینه به اونم گفتم شلوارکشو دربیاره همش میخندید سریع رفتم روش نشستم دهنمو برم سمت پستونش و خوردم یه قرن فک کم داشتم میخوردم خیلی عالی بود اووووف خدا نصیب همتون کنه نه یکی 10 تا اون یکیشو هم خوردم تمام مدت دستش رو سینه هام بود البته بهتره بگم رو قفسه سینم … هه خوردنم که تموم شد نشتم زیر کونش سرمو خم کردم و دستمو اب دهنی کردم زدم به کسش کسشو باز کردم و وااای تا دو ساعت باهاش بازی بازی کردم بعد دهنم رو برم جلو لبمو گذاشتم رو کسش شروع کردم به خوردن خیلی بد خوردم عین وحشی های گرسنه بیچاره خندش تبدیل به گریه شد زبونمو برم تو واژنش خیلی سخت بود اما شد بیچاره خیلی دردش اومد کامل که نبردم احمق شولوغش کرد تا نوک پردش برم و برگردوندم یکم چرخوندم بعدش دوباره انگشتمو مالیدم به کسش بعد بلند شدم افتادم به جون پستونش تا میتونستم خوردم چون میدونستم تا مدتها از این چیزا خبری نیس بلند شدم دراز کشید رو زمی رفتم با کسم رو صورتش نشستم و روش خوابیم و کسشو خوردم دوباره اونم شروع کرد به خوردن اقا بد میخوردا ینی انتقام گرقت من اخرش دیگه هی میگفتم ول کن ول نمبکرد انقد میک میکشید که افتادم رو زمین بیحال بلند شد دهو برد سمت سینم و اونو لیس زد سینه که نداشتم فقط لیس زد دستشم رو کون و کسم بدو و باهاش بازی میکرد بعد که لیسیدش تموم شد گفت فک کردی فقط خودت بلدی؟ گفتم نه بارک الله شمام که حرفه ای هستی نشتم رو کانهپه اومد نشست جلوم پاشو باز کردمنم همین کونمونو چسبوندیم به هم بعدش همو بغل کردیم و پستونامونو چسبوندیم به هم بعدش بهش گفتم دستمونو بذاریم رو کس هم همو ببوسیم گفت باشه همی کارو کردیم اووف یه حالی داد بعدش گفتم حالا دستامو میذارم رو کست تو بیا سینه هامو بخور ایم حال داد بعدش م رفتم سینه هاشو خوردم یه پستون قهوه ای ناز و ملوس که خودنمایی میکنه و خیسه ینی چی ؟ میگه بیا منو بخور کلسیم واست خوبه خلاصه بعدش خوابید رو کاناپه گفت حال داد ولی خسته شدم معمولا نمیدم تا حالا به یه پسر دادم به دختر ندادم دخترا بد ترن داشت درد و دل میکرد مم شسته بودم پیشش باهاش بازی میکردم با نوک سینش با کسش بازی میکردم میخوردم گاهی بعد رستمو میکردم تو کونش کلا از کون بدم میاد اگه بخوام سکس کنم میخوام از واژن باشه خلاصه اونم با کونم بازی بازی کرد یهو دیدم ساعت یه ربع به شیشه رفتم رو کونش سرمو خم کردم کونش خدایی خیلی تمیز بود زبونمو همه جاش کشیدم اونم هی میخندید زبونمو بدم با لبه های کسش چرخوندم دلم نمیخواست تموم شه بعد بلند شدم لباسمو پوشیدم صورتمو شستم قیافمو خسته درمونده نشون دادم یکم خندیدیم ازش پرسیدم والیبال چیکار میکنه بعدش گفتم تو کلاس بروی خودش نیاره و اگه کسی رو مشتاق ایکار دید بهم خبر بده میوه نخوردم اخر ولی وقتی داشتم از پله ها پایین میومدم یادم افتاد که قرار بود امروز مامانم بیاد دنبالم کلاس نمیدونین کل راهو پرواز کردم تا کلاس زبان و تمام مدت خوشحال بودم هموزم خوشحالم فردا هم میخوام ببینمش دختره رو دوباره هر ترم از او به بعد ینی دو ترم پیش بود دیگه دو بار رفتم خونشون و خوردمش و خیلی حال داد اما چون یه عشق دارم که دور از منه امیدوارم این داستانو نخونه و ناراحت بشه خلاصه رسیدم کلاس و مامانم هم هیچی نفهمید و خب دقیقا یه جوری رسیدم که نه معلممون بفهمه نه مامانم بیرون منتظر شدم شانسی که اوردم ای بود که دوستام رو زود خفه کردم و گفتم بعدا براتون توضیح میدم . رفتم یه چرخی زدم تو شهر با مامانم و عشقم اگه ای داستانو خوندی بدون که تمام مدت به فکر تو بودم و میگفتم کاشکی اولی سکس ام با تو بود . اگرم نمیخونی هیچ کودوم از شما حق داره بهش بگه خب امیدوارم خسته نشده باشید فک کنم دیگه داستان ندارم پس این احتمالا اخری داستانمه تا سکس با عشقم نظرای خوب بدین و گرنه همتونو میکنم هه هه خدا یار و پشت و پناه تون

نوشته: والت

Leave a Comment