Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
پشیمونی شاهین - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

پشیمونی شاهین

فحش نده عوضی کونی آدم باید با ادب داستان بخونه و کامنت بده. خو من اسمم شاهین قدم 177 وزن 73 سن 16 . خو میخوام یه داستانی رو بگم تقریبا هفته پیش واسم اتفاق افتاد. تو خونه بودم باید میرفتم کلاس بخاطر همین لباسام رو پوشیدم (من عادت دارم لخت تو خونمون راه میرم به تو هم هیچ ربطی نداره با اونایی ام که فحش میدن.)رفتم کلاس و موقع برگشتن بود اینو بگم چهارشنبه بود فرداش مدرسه نداشتم دلم میخواست یکم کس چرخ بزنم خسته شدم دیگه داشتم میرفتم خونمون تقریبا ساعت 10 بود تو خیابون هیچکی نبود یهو یه صدای شنیدم صدای ناله بود با خودم گفتم توهم زدم بابا زیاد داستان سکسی میخونم اینجوری شدم اینا همه اثار جق زدنه بعدش دیدم نه صدا بیشتر شد جلوم یه کامیون پارک شده بود صدا از اون تو میومد همونجا واستادم یکی فریاد میزد و ناله میکرد اه اه کیرم راست شدش فضولیم گل کرد خواستم تو کامیون رو دید بزنم ولی کونشو نداشتم همونجا واستادم ناخواسته دستم رفت رو کیرم …تو همون حالت دیدم یه مردتقریبا34 ساله از تو آینه کامیونش منو دید از شدت ترس پا به فرار گذاشتم یهوع دیدم صدام زد هووووی گوش ندادم فرار کردم. داد زد:واستا .منم واستادم گفتم: چی میخوای؟؟؟گفت : میخوای بکنی؟؟؟ من از خدام بود چون تا حالا سکسی نداشتم البته طعم کُس کردن رو نچشیده بودم ینی تا حالا پسر زیاد کردم و برام ساک زدن حالا از داستانمون فاصله نگیرم …..من که خیلی دوس داشتم گفته نه ممنونم …گفت:بیا نترس…. من مث چی ترسیده بودم گفتم نمیخوام با خودم گفتم الان منو هم میکنه خخخخ پا به فرار گذاشتم رسیدم خونه ….هی خودمو سر زنش میکردم که خاک تو اون سرت بکنن…………. ممنونم از اون دوستانی که خوندن……………………………….واسه اون هایی که باورشون نشد بگم که خیابونه اولا خیلی بزرگ بود بعشم انتهاش بیابون بود و خونه های اطرفش درحال تکمیل شدن کسی اونجا ها زیاد رفت و امدی نداشت……………
باشد به امید ان روز که کُس بکنیم.فدای همتون.

نوشته: شاهین

Leave a Comment