Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
چگونه جلقی شدم - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

چگونه جلقی شدم

سلام . اول اینو بگم که هدفم از نوشتن این متن انتقال حس شهوت نیست و اگر ناخواسته پیش آمد تقصیری ندارم. باور نمیکنید : شش سال بیشتر نداشتم، با یکی از پسر های همسایه دوست بودم که حدودا دو سالی از من بزرگتر بود و با اینکه درک درستی از سکس نداشت حس جنسی بالایی داشت . بعد از ظهر ها میامد تو کوچه و از پستونای مامانش و خواهر بزرگترش برام میگفت و یک تحریک عجیبی در من ایجاد میکرد …و فکر میکنم این مسئله باعث به جلو افتادن بلوغ جنسی در من شد. هشت سالم بود شایدم نه سال. بعد از ظهر روز جمعه کنار خانواده روی زمین دراز کشیده بودم و کارتن نگاه میکردم. خوب یادم میاد کارتون نیک و نیکو پخش میکرد . همینجور که دراز کشیده بودم کیرمو روی فرش مالیدم ، برای اولین بار حس خوشایندی را تجربه کردم . کم کم به این کار ادامه دادم بعد از چند روز دیگران( مادرم) متوجه این حرکت من شد و سعی کرد منو از این کار منع کنه بدون اینکه توضیح و دلیل محکمی برای من داشته باشه. اما من که یک سرگرمی و لذت تازه ای پیدا کرده بودم نا خواسته این کارو در خفا انجام میدادم . لذت این کار فقط از اصتکاک کیرم با فرش بود و هیچکونه خیالپردازی سکسی نداشتم و ارضا هم نمیشدم.

این کار تا حدود کلاس اول و دوم راهنمایی با همان کیفیت ادامه داشت تا اینکه با مفهوم سکس بشکل گنگی آشنا شدم .هیچ تصوری از کس نداشتم . اون زمان هیچ عکس سکسی و … در دسترس همه مخصوصا یک پسر بچه مدرسه راهنمایی وجود نداشت و توی مغزم فقط یک سوال بزرگ بود که هیچکس جوابی براش نداشت سعی میکردم جلوی(کس) دختر های فامیلو ببینم ولی به شدت مراقبت میشد و غیر ممکن بود برای همین ذهنم شروع به تصویر سازی میکرد و کم کم مالیدن کیرم به روی فرش و دشک شکل جدیدی پیدا میکرد همراه با خیالپردازی و خروج منی . همون موقع نظرم کم کم به مامانم جلب شد که حدودا 36 سالی داشت . اندامش برام خیلی سکسی و جذاب بود.همیشه دلم میخواست یه جوری کسشو دید بزنم . مامانم خیلی تو خونه راحت لباس میپوشید. همیشه تو خونه با دامن میگشت و موقع نشستن و پا شدن همیشه چشمم به شورتش میوفتاد و بینهایت حشریم میکرد . بعضی وقتا قبل از رفتن به حموم لخت میشد و با شورت و سوتین و گاهی بدون سوتین از جلوی من رد میشد و میرفت حموم و من باید خودمو به یک گوشه امن میرسوندم و خودمو خالی میکردم. تو حموم سراغ لباس چرکا میرفتم و شورت و سوتینشو پیدا میکردم و بو میکردم و به کیرم میمالیدم و جلق میزدم. چندین بار در روز جلق میزدم .به گناه این کار پی بردم . عذاب وجدان گرفتم . همیشه فکر میکردم بدترین آدم روی زمینم . هزار بار توبه کردم و نماز میخوندم اما خودداری من از جلق به زحمت ممکن بود به سه روز برسه. اصلا فکر نمیکردم کسی مثل من باشه که این کارو بکنه . افت تحصیلی پیدا کردم . اصلا اعتماد به نفس نداشتم .زیر چشمام کبود و سیاه شده بود .طوری که همه فکر میکردن من مریضم . تو کلاس سوم راهنمایی یک معلم پرورشی داشتیم که یه روز لعنتی اومد سر کلاس و جلق زدن رو شرح داد و شدیدا تقبیح کردو حتی علامت های آدم جلقی ( که همشو من داشتم)را برای افکار عمومی بازگو کرد و من بعد از اون روز شدم گاو پیشونی سفید. هرکس به من میرسید بمن طعنه میزد و اشاره ای به این موضوع داشت و این شد که من از همه همکلاسی هام فراری شدم . جرات نگاه کردن به چشم هیچکس را نداشتمو احساس میکردم دیگران دارن زیر چشمام رو نگاه میکنن. وارد دبیرستان که شدم اوضاع بدتر شد . همه میخواستن از دیگران آتو بگیرن و من همیشه زیردست بودم.با وجود وقت زیادی که میذاشتم، نمیتونستم روی درسم تمرکز کنم. یبار موفق شدم حدود 20 روز جلق را ترک کنم .خیلی خوشحال بودم که دختر داییم که اونموقع 26 سالی داشت از شوهرش قهر کرد و خونه ما اومد و شش ماهی مهمان خونه عمه جونش بود. دختر داییم یک پسر دو ساله داشت ولی خیلی آزاد راحت بود و دلیل قهرش مخالفت شوهرش با همین آزاد معابی بود. اونم با دامن و تاپ میگشت و تعداد شورتایی که میدیدم یکباره دو برابر شد . شورتایی که آزاده(اسمش آزاده بود)میپوشید فوق العاده سکسی بود و با شورتای مامان من قابل مقایسه نبود . خیلی پیش میومد که پسرشو بغل میکرد و گوشه حیاط کنار باغچه به دیوار تکیه میداد و مینشست(مثل نشستن توی توالت) و به بچه شیر میداد و من که تو حیاط قدم میزدم در آن واحد هم شورتشو میدیدم هم پستونای سفید و بزرگشو . جالب اینکه جنس شورتاش از نوعی بود که برجستگی و خط کسش قابل تشخیص بود . شما قضاوت کنید اگر پسر ایوب پیامبر هم بود حتما جلقی میشد چه برسه به من سراپا تقصیر. توبه من برای هزارمین بار شکست . یادمه یکروز عصر با مامانم پسرشو که مریض بود بردن دکتر . من رفتم تو اتاقش دیدم شورتشو درآورده همراه سوتینش پهن کرده روی تخت . من یهو ترکیدم خودمو لخت کردم پریدم روی تخت تا شب 8 بار جلق زدم . با تمام وجود شورتشو بو میکردم و میلیسیدم و به کیرم میمالیدم.شب نفسم بزور بالا میومد. حالا من بزرگ شدم اما پر از عقده هستم هنوز شورت میبینم دیوونه میشم . اگه شورت روی بند رختی پهن باشه اگه بتونم حتما میدزدمش .این یک بیماری جنسیه .

دو بار ازدواج کردم و طلاق دادم . اون مقدار که فکر میکردم لذت جنسی تو ازدواج هام وجود نداشت همیشه هم من مقصر بودم . شخصیتم تکمیل نشد .هنوز جلق میزنم . هرگز با جنده حال نکردم . هیچوقت دوست دختر نداشتم . اون دنیا اگه خدا بخواد منو بندازه جهنم خیلی گلایه ها دارم که بکنم . بهش میگم دمت گرم آخدا …. هنوز دست چپ و راستم را از هم تشخیص نمیدادم که کیرمو بهم شناسوندی یک وجب بچه بودم که همه چیزمو ازم گرفتی و بهم احساس گناه دادی خواستم نماز بخونم شیطونو بر من مسلط کردی . زندگیم سوخت زندگیم جهنم بود حالا بزار آخرتمم بسوزه هیچی غیر از آتش نیست .آتش شهوت یا آتش جهنم . چه فرقی میکنه آتش آتشه …

نوشته: کامران

Leave a Comment