Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
چی شد یهو - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

چی شد یهو

سلام دوستان من عضو نیستم ولی گاهی وقتا زیادی میام اینجا داستان میخونم مهرادم 20 سالمه تو یکی از شهرستان های غرب کشور معذرت میخوام داستانم زیاد سکسی نیست فقط میخوام بگم هیچ دختری ب هیچ پسری وفادار نیست داستانی ک میخونید داستان زندگی تلخمه هر چقدم دوست دارین فحش بدین اب سرم گذشته از بچگی وقتی 4 یا 5 سالم بود عاشق عروسی و ازدواج بودم مامانم ی دوست داشت ک لباس فروشی و بوتیک داشت و خانوم خیلی خوبی بود . ی روز یادمه 7 سالم بود تو پاساژ داشتم قدم میزدم و منتظر مامانم بودم یهو با ی دختری رو ب رو شدم ک لامصب قلبمو پاره کرد!!! خیلی شیرینو دوست داشتنی بود خیلیم بچه بود عاشقش شدم خیلیم زود عاشقش شدم بعدا از مامانم پرسیدم گفت دختر دوستشه منم کلی ذوق کردم مامان عشق بر باد رفته ام ک اسمشو میذارم فهیمه خیلی منو دوست داشت خیلی البته کوچیکیم خیلی شیرین بودم همه سر به سرم میذاشتن چندین و چند سال گذشت من بخاطر اون دختر ک مهرش تو دلم بود تو خیابون وقتی راه میرفتم سرمو مینداختم پایین ک چشام کسیو نبینه ب ناموسم قسم با هیچکس بخاطرش دوست نشدم با اینکه تیپ و قیافه خوبی داشتم و وضعیت مالیمون خیلی خوب بود ب هرکس اشاره میکردم کسم بم میداد چ برسه……

من اومدم دبیرستان درس خیلی خوبی داشتم همه ازم انتظار داشتن پزشکی قبول شم رفتم پیش یهو نمیدونم چیشد عشقشم اتیشی شد فهیمه 3 سال ازم کوچیکتر بود پی گیرش شدم و گرفتم و شمارشو پیدا کردم بش اس دادم دیدم بعد ی مدت ی پسری بم زنگ زد گفت چوب میکنم کون ننت اگه ب فهیمه اس بدی منم بد جا خوردم و فک کردم بی افشه اما بعدا فهمیدم داییش بوده
ی دوست داشت اسمش مرضیه بود وقتی میرفتم اموزشگاه خیلی نگام میکرد ک بعدا فهمیدم عاشقم بوده دو اتیشه اما بخاطر فهیمه بش پا ندادم و ضربه بدی خورد خلاصه من با اف بی این مرضیه رو پیدا کردم شاید بتونم از طریق اون ب فهیمه برسم و اونم بخاطر اینکه ازم خوشش میومد رفت همه چیو ب دوست مامانم گفت و شرفم رفت البته ب فهیمه هم گفته بود من بودم بش اس دادم خلاصه با ی دوره ی 4 ماهه ک خیلی زد و بند داشت و درگیری زیاد داشتم فهیمه بام دوست شد و بعد از مامانم عزیز ترین کسم شد همه احساسمو بش دادم اونم برام کم نمیذاشت بم گفت احساس من ب تورو میتونی تو اهنگ حس کمیاب زانیار گوش کنی بم میگفت تو اندازه خودم برام عزیزی خیلی روش حساس بودم خیلی طوری بود ک بش میگفتم زیاد خیابون نرو تو مهمونیاتون که بیش تر شبیه کس خونه بودو همه مشروب میخوردنو مرد و زن همو میکردن میگفتم پوشیده باش و این حرفا من براش سخت بود کم کم ازم سرد شده بودو اما من جونمم بش میدادم برا رسیدن بش 5 بار خودکشی کردم اماا مثه سگ زنده موندم یادمه ی عکس برام فرستاد با پسر عمش ک پسر عمش دستشو گذاشته بود رو کونش و کیرشم چسبونده بود بش و منم سر این کارش 2 بسته ترامادول 100 خوردمو بیهوش شدم فقط نمیدونم الان چطور زندم هرچقد میخواید فحش بدید اهمیت نداره برام چون ی مرد زخمیم من بخاطرش ی بارم سکس نداشتم حتی ی بار اما خودتون میدونید ی پسر 20 ساله انواع اقسام کسارو کرده اما من بخاطر این….. کلا باش کات کردم تا 3 ماه و بعد از 3 ماه با اشتباه کردمو اینا بازم اومدو منم چون عاشقش بودم گذشتم ببینین الانم اینارو دارم با درد تمام میگم با سیگار رو لبم با اینکه کاری کرد ک نذاشت کنکور قبول شم و الان پشت کنکورم تولدش رسیدو کلی کادو با مامانم رفتم براش گرفتم البته بگم تو این مدت خودم ب مامانم همه چیو گفته بودم و انصافا خیلی بش مدیونم تولد منم یک ماه بعدش رسید و اونم برام ی کادو گزون گرفت برام اما چ فایده….. ی پسری هست تو شهرمون خیلی جنده بازه خیلیم خوشگل و خوشتیپه بچه کونی تازه رفیق فابمم بود منو فهیمه چند بار با ماشین رفتیم بیرون شهر جند بار ازش لب گرفتمو سینه هاشو مالیدم هر چند میگفت خوشم نمیاد از اینکارا اما معلوم بود طعم لبامودوست داشت بجان مامانم ک عزیزترینه برام خوشمزه تر از لباش هیچی ندیدم بهتربن لحظه ها عمرم وقتی بود ک رو پام دراز کشیده بودو چشاش تو چشام بود دیروز بعد از مدت ها ک باهم قهر بودیمو اس نمیدادیم بم اس داد ک همه چی تموم شده!!!!!! ی دوست دارم همسایمونه بم گفت با همون پسره ک گفتم دوست شده!! دنیا رو سرم خراب شد رفتم از خودش پرسیدم بم گفت اره!!!!!!! امروز صب 2 پاکت سیگار کشیدم هنوز عاشقشم هنوز میمیرم براش کل کوچه های شهرو زیر بارون با اهنگ کوچه ها فرزاد فرزین زیر و رو کردم دارم میمیرم از گریه!!!! ااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خداااااااااااااااااااااااااااااااااا حق عشق پاک من این نبود ای خدا میتونستم بکنمش اما خودت میدونی نکردم ک عشقم پاک بمونه خدایا کجای راهو اشتباه کردم من!!!!! خدایا خودت منو بکش دارم دیوووووووووووووووونه میشم……………………………………………

نوشته:‌ مهراد

Leave a Comment