Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
کردن زن بابابزرگ - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

کردن زن بابابزرگ

خاطره مال2 هفته پیشه.من محمد 202 سانت قدمه و 95 کیلو وزن و16 سانت کیر و شیرازیم.هیکل ورزشکاری دارم چون والیبال کار میکنم.خاطره مربوط به زن بابابزرگمه.پدر بزرگم بعد از مرگ مادر بزرگم رفت و زن گرفت.قرار بود بشه عصای دستش ولی شد بلای جونش.انقدر اذیتش کرد که حد و حساب نداره.یه روز پیش بابابزرگم بودم که داشت از هیکل زهره میگفت.اون 55 سالشه و سینه های مشتی و گنده که از رو لباس ادم رو برقش میگرفت.خلاصه داشت تعریف میکرد که یهو گفتم:”اون که رفته و دیگه کاریش نداری.پس بزار حالشو بگیرم.”گفت چجوری گفتم با من فقط بهش بگو بیاد خونه و کاریت نباشه.همون روز اومد خونه و من تو یکی از اطاق ها قایم شدم.بابابزرگم بهش گفت که لباسات تو اون اطاقه.منم تو همون اطاق بودم.اومدش تو اطاق و رفت سراغ کمد که از پشت یه چوب لباسی مثل چاقو گذاشتم تو پهلوش و گفتم حرف نزن که میزنمت.گفت چیکار میکنی میکنی گفتم هیچی نگو و مقاومتم نکن هیچی دیگه وسط اطاق لختش کردم و خودم لخت شدم.چشش به کیرم افتاد شکه شد و بعدش بدون حرف پرید رو کیرم.لامصب یه جوری ساک میزد که انگار این کارس.بعد خوابوندمش و ناگهان تا دسته کردم تو کسش.برای اولین بارم بود که کس میکردم.هم اون دردش گرفت هم من سوختم لامصب بخاری توش بود.قبلش هم لیدو کایین زده بودم و بالو.یه نیم ساعتی از جلو کردمش و بعدش رفتم رو کونش.کون نبود که قله هیمالیا و غار علیصدر.انقدر گشاد که سه سوت شد در دروازه.یه 20دقیقه ای هم از پشت کردمش.حالو اون اماده ارضا منم بی خیال .خوابیدم و نشوندمش رو کیرم تا نیم ساعت زدم که ناگهان داشت ابم میومد بهش گفتم ولی گفت باید بریزیش تو کسم.منم تو همون حالت با یه حرکت 180درجه چرخیدم.تا به خودش اومد دید رفته زیر.تو همون حالت ربع ساعت تلمبه زدم تاشیر ابی باز شد.فکر کنم یه شیشه 1/5 اب رفت تو کسش.بعدشم که تا نیم ساعت همون جوری کیرم سیخ تو کسش بود.اومدم بیرون که دیدم بابابزرگه خوابیده.گفت چیکارش کردی گفتم راضیش کردم طلاق بگیره هر چی بهش دادی.یه هفته بعد طلاق گرفتن ولی از اون به بعد قراره هر شب جمعه مال خودم باشه و بهش حال بدم اخه شده کارگر یه خیاطی که خودش تنها اونجا نگهبانم هست.

 

Leave a Comment