Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
کس دادن مادر زن عزيز به خاطر دخترش - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

کس دادن مادر زن عزيز به خاطر دخترش

سلام من رضا هستم. داستاني كه براتون مي گم مربوط به 6 ماه پيش است. من 31 سالمه و زنم شیدا 25 سالشه. ماه 2 ساله ازدواج كرديم و خاطره من مربوط به زماني است كه زنم باردار بود و در بيمارستان بود. زنم رو بردم بيمارستان و دكتر گفت كه امشب بمونه بايد عمل بشه چون ممكنه بچه از بين بره. من و مادر زنم شهره تو بيمارستان بوديم. بعد از ساعت 8 شب گفتن مريض شما همراه نمي خواد و بريد خانه. من و مادر زنم به سمت خانه راه افتاديم تا فردا صبح زود بيايم. مادر زنم هم اومد خونه ما چون خونه خودشان تو شهر ماهيدشت بود .راستي من كرمانشاهي هستم. ما به سمت خونه راه افتاديم. قبلا بگم من به دليل مشكل زنم از 4 ماه قبلش باهاش سكس نكرده بودم و فقط خودارضايي مي كردم. چند وقتي بود با يه همسايه داشتيم كه بيوه بود رابطه برقرار كرده بود تا بتونم ترتيبشو بدم. ديگه طاقت نداشتم.

خلاصه ما رسيديم خونه مادر زنم رفت تو آشپزخانه و مشغول غذا درست كردن شد. ميترا همسايه بيوه ما يه اس ام اس داد كه بيا درب واحد كارت دارم. من به مادر زنم گفتم دوستم رو ببينم ميام. من داشتم با ميترا حرف مي زنم كه يه لحظه ميترا منو بوسيد و رفت خونه. تا مرحله بوسيدن جلو رفته بوديم. من نمي دونستم كه شهره من و ميترا رو در حال بوسيدن ديده. تا اومدم تو سريع اومد جلوم وايساد و گفت تو خجالت نمي كشي. گفتم چرا كه گفت ديده با اون جنده چه مي كردي. منم به دروغ گفتم كه چند بار كردمش و گفتم همينه كه هست. بعد رو بهش كردم و نفهميده گفتم چه كنم منم دل دارم تو اگه مادر خوبي هستي به جاي دخترت به من كس بده. يه لحظه فهميدم چي گفتم سرخ شدم. ديدم شهره نشت زمين نمي تونست چيزي بگه. رفت تو اتاق و درو بست. با خودم گفتم بدبخت شدم الان مي ره به همه مي گه. چند دقيقه فكر كردم و گفتم اگه امشب اينو نكنم مي ره و مي گه قضيه رو. رفتم درو باز كردم و گفتم اگه بهم ندي مي رم ميترا رو مي كنم. به من گفتم كثافت مگه شیدا چي برات كم گذاشته بود؟ بهش گفتم ديگه چيزي سرم نمي شه اگه خودت ندي به زور مي كنمت. كه گفت اگه امشب ماله تو باشم قول میدي ديگه با اون زنه نباشي. منم بهش الكي قول دادم. ديدم اومد و شلوارش كشيد پايين (يه لباس بلند تنش بود با يه شلوار زيرش و روسري كه سرش بود گفتم اين چيه مگه مي خواي تو رختخواب كس بدي .لخت شو سريع. گفت من 30 ساله عروسي كردم جلو شوهرم لخت نشدم. گفتم به من چه حالا لخت مي شه. به زور لختش كردم. مي ماند مثل يه تكه جواهر از دخترش ماهتر بود يه زن 48 ساله سفيد و ماماني. معطلش نكردم .انداختمش زمين و شروع به خوردن كسش كردم. داشت ديوانه مي شد. يه كس صورتي اصلا نور نديده بود اين كس خوش فرم. بعدش سريع انداختمش زمين و نشستم وسط باش زماني كه مي خواستم بكنم تو كسش به من نگاه كرد و گفت يادت باشه قول دادي. منم گفتم چشم جنده خودم. تا ته فرو كردم. از درد يه جيغ زد و گفت پارم كردي كسكش. كيرت برام خيلي كلفته. با سرعت بالا داشتم تلمبه مي زدم و حال مي كردم ولي شهره معلوم بود اصلا حال نمي كنه. بعد برش گردوندم كه گفت مي خواي چكار كني. گفتم مي خوام كونتو جر بده. گفت من تا حالا ندادم. گفتم خفه شو جنده. بعد حسابي كونشو تف مالي كردم و كيرمو گذاشتم در كونش و فشار دادم. تا نصفه با زور كردمش تو. از درد التماس مي كرد و گريه مي كرد. تا ته فرو كردم تو. ديدم از درد از حال رفت. سريع كشيدم بيرون و رفتم آب آوردم و ريختم تو صورتش تا حالش جا اومد خواستم دوباره كونشو بگام كه فرار كرد. دنبالش دويدم و تو حال گرفتمش خواست جيغ بزن بالاي دهنشو گرفتم و كيرمو دوباره به زور كردم تو كونش . دوباره از درد شروع بع گريه كردن كرد. منم داشتم تلمبه مي زدم اصلا شیدا به من كون نمي داد. حدود 1 ساعت از كون و كس گاييدمش بعد ابمو ريختم تو كسش آخه لوله هاشو بسته بود. بعد بردمش حموم. تو حمام هم يه بار از كس گاييدمش. بعدش خوابيدم. ساعت 6 از خواب بيدار شدم ديدم شهره تو اتاق بغلي خوابيده رفتم سراغش اولش نخواست بده بعدش مجبور شد لخت بده و يه كس و كون ديگه بهم بده. بعدش رفتم بيمارستان. تا روز 10 تولد بچم مادر زنم اونجا بود و روزي يه بار مي كردمش. الان كه حدود 6 ماه گذشته به زور مي ياد خونمون چون مي دونه به هر طوري شده مي گامش. كسش محشره. من به همه دوستان پيشنهاد مي كنم كس مادر زنشونو بگان. خدايي از كس دخترشو بهتره.

نوشته: رضا

Leave a Comment