Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
کس دوست دخترم با کون خواهرش و عمش - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

کس دوست دخترم با کون خواهرش و عمش

سلام اسم من سامیار 23 سالمه تقریبا خشکلم چون از واکنش دیگران این رو دیدم این داستان مربوط به سه سال پیشه ماجرا از اونجایی شروع شد که من با یه دختره که چهار سال از خودم بزرگتر بود دوست شدم ولی واسه مشکلات اون دختره خیلی زود جدا شدیم اما اون مدتی که باهاش بودم یه برادر زاده داشت که باهاش می اومد که اسمش زهرا بود اما من اصلا تو نخ اون نبودم بعد چند ماه یه روز توی شهر زهرا رو دیدم شب دیدم یکی شیش بار زنگ زده و اس داده سامیار خودتی کارت دارم منم اس دادم و خلاصه دوست شدیم و گفت شمارت رو از گوشی عمم برداشتم ما چند ماهی دوست بودیم اون سه تا خواهر داشت یکیش ازدواج کرده بود هفته اول کامپیوترش رو داد من درست کنم توش پر عکسای لختی خودش و خواهراش و خواهر بزرگش که ازدواج کرده بود و مامانش بود منم برداشتم و بهش گفتم اونم اصلا مخالفت نکرد و گفت میدونم پسر نامردی نیستی منم کلی کف دستی میزدم روزا با این عکسا بریم سر اصل ماجرا زهرا همش پیله میکرد بیا بریم شب خونه ما یا من بیام یشب با هم باشیم و جور نمیشد یشب مامانم و بابام یهو جور شد برن بندر پیش عمم منم که دانشگاه داشتم نتونستم برم سریع زنگ زدم به زهرا شب بیا اونم از خدا خواسته قبول کرد اما منه کس خل اصلا تو نخ سکس نبودم خدایی شب اومد و نشست یه قلیون اوردم و شروع کردیم به حرف اما حتی شال خودش رو باز نمیکرد منم گفتم زهرا یعنی نمیخوای عین همیشه لبات رو بدی بهم اونم یکم نه و نون کرد ولی داد منم بغلش کردم و کنارش نشستم گفتم شالت رو باز کن اونم باز کرد دیدم یهو یقه مانتوش بازه و چاک سفید سینش کامل معلومه منم راست کردم و یسره نگام اونجا بود خلاصه گفتم بخوابیم رفتیم تو تخت ولی با مانتو اومد تو بغلم هر وقت یادم میاد میگم خاک به سر کس خلم که دختره خودش پا میداد تو میترسیدی خلاصه بهش گفتم اینطوری که نمیشه با مانتو پاشو در بیار اما مخالفت کرد چند بار گفتم اونم قبول کرد در اورد زیرش یه بلوز صورتی پوشیده بود خوابید منم یواش یواش دستم رو رسوندم به زیر لباسش یکم کمرش رو لمس کردم کم کم دستم رو بردم جلوتر رو کامل کمرش رو میمالوندم بهش گفتم بیا روم بخواب و اون اومد من لباسم رو زدم بالا و بلوزش رو تا زیر سینش زدم بالا که به تنم بخوره وای اتیش بود بهش گفتم بلوزت رو در میاری اونم درجا دراورد منم معطل نکردم و گفتم سوتینت رو هم در بیار اونم که بعد گفت عاشق خوردن سینشه در اورد وای خدا درسته دفعه اولم بود سکس میکردم اما درجا فهمیدم این سینه ها بار هزارمه دست میخوره چون خیلی بزرگ بود منم افتادم به جون سینهاش چنگ میزدم و نوکش رو میکردم تو دهنم بعد گفتم شلوارت رو در بیار گفت نه اصرار کردم گفت باشه روت رو بکن انور بعد در اورد دیدم یه شرت صورتی داره گفتم این چیه در بیار گفت دیگه نه منم گفتم لوس نشو و خودم در اوردم بعد دست انداختم لای کسش وای دفعه اولی بود دستم به کس میخورد یکم مو داشت اما عالی بود گفتم بیا روم بخواب اومد منم کیرم رو کردم لای پاهاش و گفتم زهرا جونم اماده ای گفت واسه چی گفتم یعنی لخت شدیم می خوای تا صبح اینطوری بمونیم و خندید گفتم از جلو اجازه هست اونم گفت شب حجله چی پس گفتم الان شب حجله ماست خندید من فهمیدم خانوم پرده نداره خابوندمش و چون عاشق کون بودم بدون مقدمه کیرم رو خیس کردم و گذاشتم در سوراخ کونش خب دفعه اولم بود بلد نبودم شروع کرد ناز کردن و ادای تنگا رو در اوردن یکی دوبار خودشو کشید عقب و نزاشت بکنم بلاخره گرفتمش و تا ته کردم تو کونش تابلو بود گشاده اما شروع کرد به اخ و اوخ کردن منم تلمبه میزدم که بعد دودقیقه کیرم در اومد یهو خواستم بکنم توش دیگه نزاشت گفت نه درد داره هر کاری کردم نزاشت ادامه بدم گفت دفعه بعد خلاصه اونش تا صبح تو بغلم خوابید گذشت بعد چند هفته من که رفیقم رستوران داشت گفتم کلیدش رو یروز بهم میدی ظهر می خوام برم با دوست دخترم قلیون بکشیم توی زیر زمین اون داد و من زنگ زدم به زهرا بیا اونم گفت خواهرم و عمم (دوست دختر قبلی خودم) با هامه منم که دلم می خواست حال عمش رو بگیدم و کونش بسوزه گفتم اونا رو هم بیار گفت باشه بعد یه ربع اومدن و رفتیم زیر زمبن و قلیون گذاشتم و اونا کشیدن من اومدم واسشون غذا ببرم دیدم زهرا اومد پیشم بهش گفتم می خواستم امروز کار اون روز رو تموم کنم چرا اینارو اوردی اخه گفت اشکال نداره گفتم چی اشکال نداره نمیشه دیگه به شوخی گفت از عمه من نترس اون دهنش قرصه خواهرم هم بهش میگم به کسی نگه منم یه چیزی زد تو سرم که برم رو کار یهو دیدی عمش رو هم کردم گفتم پس برو پایین بهشون بگو می خوای چیکار کنیم تا من بیام رفتم پایین دیدم زهرا لخت شده و با تاپ شلوار نشسته غذا ها رو گذدشتم واسشون و رفتم پیش زهرا و خوابیدم روش انگار نه انگار اونا هم هستن وقتی بالاتنش رو لخت کردم و میخوردم در گوش زهرا گفتم زهرا عمت پا نمیده؟؟ گفت امتحان کن گفتم بکشش اینجا من دستش رو میگیرم میکشم رو کار گفت باشه رو کرد به عمش گفت عمه اون نوشابه رو میدی گلوم خشک شد اون از همه جا بیخبر اومد جلو یهو دستش رو گرفتم و کشیدم زیر خودم دیدم جیغ زد و داد و بیداد که ولم کن منم بیخیال نشدم زیر زمین بود صدا در نمیرفت حسابی زوری لباش رو خوردم اما اصلا راه نمیداد زهرا بزور بالا تنش رو لخت کرد و منم شروع کردم سینش رو خوردن و زهرا گفت من میرم سراغ خواهرم بدجور نگاه میکنه منم که می خواستم عمش راه بیاد شدید سینش رو میخوردم اما دیگه تقلا نمکیرد یواش دستم رو بردم تو شلوارش یکم خواست تقلا کنه نزاشتم تا دستم رسید به کسش وای بخدا یه شیشه اب خالی کرده بودن اونجا شروع کردم به ماساژ کسش و صداش در اومد شلوارش رو در اوردم لخت مادرزاد جلوم بود یهو برگشتم دیدم زهرا خواهرش رو لخت کرده و خوش هم لخت شده وای خدا چی میدیدم سه تا کس ناز جلوم بود دیگه طاقت نیاوردم رفتم سراغ خواهرش اون سینهاش خیلی کوجولو بود و کسش هم کمی مو داشت تمام تنش رو خوردم و کسش و لیس میزدم اونم که خجالت میکشید فقط به خودش فشار می اورد صداش در نیاد زهرا زد در کونم گفت پاشو دیگه بسه همش داره میخوره منم خندیدم گفتم خب اول کی زهرا گفت من دیگه پس کی منم که تو کف عمش بود زدم رو سینش گفتم بی تربیت اول بزرگتر و رفتم رو عمش و گفتم زهرا بیا بخورش عمت درد نکشه اونم خدایی عین یه جنده حرفه ای ساک میزد بعد من رفتم کس عمش رو میمالیدم باز صداش در اومد گفتم بسه پاهای عمش رو دادم بالا و کیرم رو با کسش بازی دادم خواستم فشار بدم که عین جن زده ها پاشد گفت نه بخدا دخترم خندم گرفت گفتم باشه بعد حالت سگی خوابوندمش و گفتم زهرا کرم نداری اونم سریع از تو کیفش یه کرم بهم داد و من زدم سر کیرم و در کونش بعد خواستم بکنم تو که دادش درداومد خیلی تنگ بود زهرا گفت عشقم عمم تازه کاره اومد جلو یکم انگشتش رو کرم زد و کرد تو کون عمش و بازی داد گفت بیا یکم بکنوتا باز بشه منم این کار رو کردم تا باز شه بعد کیرم رو دادم دم کونش فشار دادم بزور نوکش رفت تو نگه داشتم باز بشه و کم کم دادم تو تا نصفه رفت تو دیدم عمش قرمز شده اما امونش ندادم شروع کردم به تلمبه زدن و عمش داد میزد بعد زهرا اومد کارم و کسش رو داد دهنم و خواهرش رو کشیدم بغلم و کسش رو میمالیدم بعد گفتم بسه نوبت عشق خودمه پاشدم و یه لب حسابی ازش گرفتم و این دفعه گفتم نوبت کسشه و خوابوندمش و کیرم رو با کسش بازی دادم و گفتم حاضری تو چشاش اتیش شهوت رو دیدم گفت ارههههههه منم کردم تو کسش وای تا ته رفت توش عجب داغ بود خدا بدون معطلی شرو کردم به تلمبه زدن دیدم عمش حالش بهتر شد و دیگه یخش اب شد کسش رو گذاشت دم دهن زهرا و شدید باهام لب میگرفت دیدم خواهرش هنوز میترسه و نمیاد جلو گفتم بسه نوبت دختر خودمه و رفتم پیشش و گفتم بچه ها یه کم راش یندازید اونا هم کس و سینش رو میخوردن و منم لباش رو میخوردم اصلا بلد نبود رفتم پشتش و کونش رو لیس زدم عین عمش انگشتم رو کردم تو کونش تا باز بشه اما تنگ نبود عین عمش چرا اخه یکم انگشت کردم و کیرم رو گذاشتم دم کونش و کردم تو کونش تابلو بود کیر من اولیش نیست اخه چرا دختر اول دبیرستانی بود بعد چند دقیقه داشت ابم می اومد تو دام گفتم با تو نباید بیاد می خوام با عمه تنگت بیاد و در اوردم گفتم عمش بیاد روم اونم اومد و کبرم رو کردم تو کونش و اونم بالا پایین میشد بعد چند دقیقه ابم اومد ریختم تو کونش اون روز دوبار دبگه کردم سه تارو بعد اون روز یه هفته بعد با زهرا بهم زدم و با عمش باز دوست شدم گفت زهرا همیشه با یه پسر دوست میشه و حال میکنه و بهم میزنه این کارشه اما من به هیچ کس نذاشتم دست بهم بزنه و به تو دادم چون دوست دارم و خواهم داشت تا ابد الان یه ساله با عمش دوستم و هر هفته سکس داریم ببخشید طولانی شد

نوشته:‌ Sami jon

Leave a Comment