Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
کون دادن من در هفده سالگی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

کون دادن من در هفده سالگی

سلام اسم من هست آرمان.ماجرایی که میخوام بگم گی هس پس اگه دوس ندارین نخونین.
حدود دوسال پیش بود و من هفده سالم بود.به اصرار دوستم تابستون یه دوچرخه جدید خریدم با لوازم و لباس و با دوستم میرفتیم پارک چیتگر.بعد دو سه هفته بود که دوستم مشکل کلیه پیدا کرد و نتونست بیاد باهام و من تنها میرفتم.نمی دونم شاید چون میتونستم به بهونه دوچرخه، تو خیابون شورت بپوشم و پر و پاچمو به همه نشون بدم لذت میبردم.از همون اول موهای پامو که کم پشت بود از ته میزدم و پاهام عین پای دخترا میشد.بعد دو سه هفته آفتاب تابستون حسابی برنزم کرده بود.تا اینکه یه روز با یه پسره کل انداختیم توی پیست و نامرد موقعی که میخواستم ازش سبقت بگیرم کشید جلوم خواستم بهش نزنم با سرعت زیاد رفتم تو خاکی تا اومدم دوچرخه رو جمع کنم خوردم به یه درخت. شونم کوبیده شدبه درخت ،از رو دوچرخه پرت شدم و لای دوچرخه ودرخت گیر کردم،از بالای زانو تا لب ساقم گیر کرد به ترمز وپاره شد .دسته ترمزم کج شد.با هر بدبختی بود خودمو به اول پیست رسوندمو زخممو با آب شستم.یه مرد مسن که قبلا دیده بودمش اومد سمتمو گفت چی شده پسرم. ماجرا رو تعریف کردم گفت مهارتت کمه.من ناراحت شدم و گفتم طرف نامردی کرد اون نگاهی به دوچرخم انداختو گفت دوچرختم که داغون شده خودتم داغون شدی. پرسیدم اینجا اورژانس نداره گفت نه این نگهبانا فقط یه چسب زخمی چیزی دارن که فایده نداره.از قبل میدونستم که پیشکسوته و ازش پرسیدم دسته ترمزم درست میشه. خندید وگفت آلمینیومه خشکس باید با یه چیزی داغش کنی و آروم صافش کنی.گفتم کسی سراغ نداری تعمیر کنه گفت من خونم نزدیکه بیا اونجا هم دوچرختو درس میکنم هم زخماتو پانسمان. من یکم من ومن کردم.گفت خجالت نکش نترس تو ام جای پسرم حمید. نمیدونم چرا بهش اعتماد کردم شاید به خاطر سنش.

همراش رفتم،خونش تو همون نزدیکی بود پیاده پنج دقیقه ای رسیدیم.یه خونه دو طبقه با سقف شیبدار که گویا فقط خودش توش ساکن بود.در رو باز کرد و داخل شدیم رفتیم تو.من چون شرت پام بود یکم ترس برم داشته بود ترتیبمو بده،تا قبل از اون با خیار و چیزای مختلف حال میکردم ولی از سکس با یه مرد معلوم بود که میترسم.گفت من برم گاز و بتادین بیارم.تو هم راحت باش رو اون کاناپه بشین من تنهام حاج خانم و حمید رفتن شهرستان.هیچی پیش خودم گفتم تو با کون سالم از این در بیرون نمیری. گاز و بتادین و اورد و جلو پام نشست.گاز رو بتادین زد و روی زخمم کشید.دردم گرفت و پامو جمع کردم.با آرامش خاصی پامو مالید و گفت آروم باش پسرم الان تموم میشه.زخم پامو بست و گفت ببینم شونتم زخم شده مثل اینکه ، خواست زیپ پیرهنمو (لباسای دوچرخه سواری زیپ از وسط میخوره) باز کنه جلوشو گرفتم گفتم چیزی نیس.باز با آرامش خاصی دستمو کنار زد و گفت خجالت نکش دختر نیسی که.منم مقاومت نکردم،زیپ پیراهنمو باز کرد یه لحظه نگاش به بدنم خشکید ولی خودشو سریع جمع کرد و مشغول پانسمان زخمم شد. وقتی مشغول بود من تحریک شده بودم داشتم راست میکردم،اون ناجنسم اینو فهمید و با خنده گفت چته مثل اینکه راس کردی.گفتم نه گفت خجالت نکش مقتضیات سنته.کارش تموم شده بود و گفت ماشالله بدن زیبایی داری خدا کنه جای زخما زیاد نمونه. اینو که گفت بیشتر راس کردم.اونم دستشو برد سمت کیرم و گرفتش.خواستم جلوشو بگیرم حریفش نشدم.کیرم چند بار مالوند و گفت چه کیر بزرگی داری.قلبم داشت وامیستاد در ضمن حالم میکردم دهنم تلخ شده بود . از رو کاناپه بلندم کرد و شرت دوچرخه سواری و شرت زیرمو با یه چشم به همزدن با هم کشید پایین.داد زدم گفتم چیکار میکنی عوضی گفت نترس با ابین سن و سال کیرم راس نمیشه ولی میخوام برات ساک بزنم .داد بیداد نکن وگرنه جور دیگه بات برخورد میکنم.نمیدونم پیش خودم گفتم شاید فقط ساک بزنه و ولم کنه مقاومت زیادی نکردم کیرمو گرفت تو دهنشو تا ته کرد تو حلقش چنان با ولع میخورد که دهن منم آب افتاده بود.آروم آروم شروع کرد با سوراخم ور رفتن ،حسابی حشری شده بودم و چیزی نگفتم.رفت پشت سرمو شروع کرد به لیسیدن سوراخم گفت مثل اینکه قبلا یه چیزایی این تو رفته،من مست شده بودم افسوس میخوردم کیرش راس نمیشه که منو بکنه.وقتی شروع کرد انگشت کردنم دیگه آه ونالم بلند شد گفت بلدی سوراختو بشوری گفتم واسه چی گفت انگشتت که میکنم دستم گهی نشه گفتم آره رفتمو حسابی با فشار آب داغ رودمو خالی کردم .وقتی برگشتم دیدم لخت شده و با کیر بزرگش که راس شده داره ور میره.قالب تهی کردمو گفتم تو که گفتی راس نمیشه .گفت حاج خانم نتونسته راستش کنه ولی تو تونستی.نترس کاری میکنم فقط لذت ببری.اول بیا بخورش.من جلو نرفتم تا حالا کیر یه مرد رو از نزدیک ندیده بودم چه برسه بخورم.اومد جلومو مجبورم کرد جلوش زانو بزنم گفت بخور کیف داره.دید کاری نمیکنم کیرش آورد جلو وبه زور به لبام مالید و منم با حس کنجکاوی و شهوت دهنمو باز کردمو سر بزرگ وگوشتیشو بلعیدم. داغ بود لذت بخش موهامو از دو طرف گرفته بود و آروم تو دهنم تلمبه های ریز میزد.کیرش که به ته حلقم میخورد اق میزدمو سریع بیرون میکشید و دوباره فرو میکرد.تا اینکه صبرش تموم شد هلم داد رو کاناپه و سوراخمو بازم لیسید و دو سه انگشتش چند بار تو کونم کرد.از تو اتاق کاندوم و کرم و آورد سوراخمو و کیرشو باش چرب کرد.خیلی سریع نوک کیرشو گذاشت در سوراخم و یکم فشار داد دید نمیره دوباره یکم انگشت کرد باز کیرشو فشار داد تا با کلی درد رفت تو آروم آروم با یکم عقب جلو و درد ، جا باز کرد و لذت شروع شد.چند بار که کیرشو تا ته فرو کرد و در آورد دو سه قطره آب بی رنگ از کیرم زد بیرون.تلمبه هاشو شدیدتر کرد جوری که صدای خوردن خایش به کونم تو سالن میپیچید.دو دسته منو چسبیده بود وقتی کیرش تا ته فرو میکرد مختصر شکمی که داشت تو گودی کمرم مینشست.همزمان داشت اون شونم که سالم بود و گاهی گردنمو میخورد.کم کم خسته شد و گفت حالا نوبت توئه که هنرنمایی کنی رفت خوابید رو کاناپه کیرشو با دست بالا گرفت. من که ترسم ریخته بود با ناز و ادا رفتم یه پامو گذاشتم اینور و یه پامو اونورش با دستم کیرشو که حسابی داغ شده بود هدایت کردم تو سوراخم که حسابی باز شده بود.کیرش که رفت کامل تو جگرم حال اومد،شروع کردم بالا پایین رفتن هر دومون داشتیم حال میکردیم دستامو تو دستاش گذاشتمو ناخداگاه رفتم تو آغوشش در حالیکه کیرش تو کونم بود.ازم لب گرفت.منو بلند کرد و گفت طاق باز بخواب که میخوام آب جفتمونو بیارم.حرفشو گوش کردمو رو کاناپه خوابیدمو پامو داد بالا و دوباره فرو کرد.این دفعه سعی میکرد کیرشو به سمت بالا و زیر خایه هام فشار بده(بعده ها فهمیدم برای تحریک پروستاتم)بعد دو سه دقیقه در کمال تعجب دیدم کیرم که نیمه شق بود داره آبم قطره قطره میاد.اونم فشار بیشتر کرد تا آبم کامل اومد ارضا شدم اونم کیرشو سریع در اورد و آبشو پاشید روی کیرم.صورتشو اورد جلو ازم یه لب گرفتو ازم تشکر کرد.گفت ازت ممنونم واقعا حال دادی این قضیه رو بکسی نگو این ماجراها واسه خیلی ها پیش میاد ولی نباید به کسی بگی کاملا شخصیه.مهم اینه که جفتمون لذت بردیم.تا تو خودتو تمیز کنی منم دوچرختو درست کردم.از خونش اومدم بیرونو خداحافظی کردیم.تازه فهمیدم چرا اکثر بچه ها تو چیتگر باهاش سلام علیک دارن و بهش میگن استاد.اون استاد کون کردن بود و منم بالاترین لذت زندگیمو اون روز بردم،بعد از اون چند بار پیشش رفتم و منو کرد که یه بارش با رفیقم بود اون بد بخت از همه چی بی خبر ……
اگه عمری بود اون ماجرا رو هم براتون تعریف میکنم.

نوشته:‌ آرمان

Leave a Comment