Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
گاییدن زن جیگر توی عروسی - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

گاییدن زن جیگر توی عروسی

سلام من فرزاد هستم. 31 سالمه و 2 ساله كه ازدواج كردم. من خيلي شهوتي هستم و عموما تو دوران قبل ازدواج هم هفته اي دو سه بار با دوست دخترام سكس داشتم. بعد از ازدواج زنم خيلي پا نمي ده و حداكثر هفته اي يه بار بهم كس مي ده ديگه ساك زدن و … بماند. خاطره اي براتون تعريف مي كنم مربوط به ارديبهشت 93 است.

عروسي يكي از بستگانمان بود كه تو يه باغ بزرگ گرفته بودن. تو عروسي يه دختري رو ديدم كه خيلي خوشگل بود پرسيدم اين كيه؟ گفتن زهراست. باورم نمي شد. زهرا دختره يكي از فاميلهامون بود كه دماغ بزرگي داشت و يه بار شوهر كرده بود و طلاق گرفته بود و شنيده بودم كه دوباره شوهر كرده. گفتن دماغشو عمل كرده و زيبايي صورت هم عمل كرده. شوهرش يه مرد بدقيافه بود كه معلوم بود معتاده. تو مراسم حسابي هم عرق خورده بود. ديدم كه با زهرا رفتن تو ماشين و به زهرا هم عرق داد. برگشتن زهرا روبروي ما نشسته بود .و پاشو انداخته بود روي پاش. يه لباس راسته بلند پوشيده بود كه زيرش ساپورت مشكي پوشيده بود. چون حواسش نبود وقتي پاهاشو انداخته بود روي پاش تا زير رانش معلوم بود. يه لحظه فكر كردم اين خودشه كه من بايد امشب بگامش. رفتم تو نخش رفت كه برقصه و برقارو كه خاموش كردن من كه قيافه خوبي هم دارم رفتم كه برقصم و به بهانه اي هي خودمو به زهرا مي ماليدم. ديدم زهرا فهميد برگشت به سمت من و بهم لبخند زد بعد با هم رقصيديم و يه لحظه پشتشو به من كرد و من تو تاريكي و شلوغي از پشت بغلش كردم و احساس كردم كه كلفتي و برجستگي كيرمو روي بدنش و كونش حس كرده بود. در گوشش گفتم زهرا جون بيا بريم كنار ماشين من كارت دارم. فكر نمي كردم بياد ولي اومد. دستشو گرفتم و تو راه تا ماشين من كه پشت باغ بود تو بغلم بود اصلا تو حالت عادي نبود.و داشتم سينه ها شو مي ماليدم. به ماشين كه رسيديم بغلش كردم و لباشو بوسيدم. بعد به جعبه عقب ماشين تكيش دادم و لباسشو دادم بالا ساپورتش از اين نوع جورابي بود كه قيمت وسط رانش لخته. شرت سفيدي پاش بود. آرام شرتو كشيدم پايين و بدون مقدمه يه تف زدم سر كيرم و فرو كردم تو كسش. يه جيغ بلند زد كه من ترسيدم. خيلي تنگ بود. اصلا حاليش نبود چه بلايي دارم سرش مي آرم. فقط داشتم تلمبه مي زدم. چه كس تنگي داشت لامصب. اصلا انگار دو شوهرش نكرده بودنش . برش گردوندم و در سوراخ عقبشو با روغن براق كننده داشبورد چرب كردم و كيرمو دادم تو كونش . اصلا انگار كون نداده بود. خيلي آخ آخ كرد و جيغ كشيد تا رفت توش و قتي داشتم مي كردمش به خودم كفتم اين جگر حالش خوب بشه اصلا ديگه بهم نمي ده. سريع دوربين گوشيمو روشن كردم و از لحظه گاييدن كونش فيلم گرفتم. بعد برش گردوندم و در حال گاييدن كوسش هم ازش فيلم گرفتم. آخرش هم آبمون ريختم روي زمين بعد با گوشيش يه تك زنگ به خودم زدم تا شمارش بيفته. و بعد رفتم حدود 10 دقيقه بعد ديدم اونم اومد. بعد از شام يه مقدار حالش خوب شده بود و فهميده بود چه بلايي سرش آوردم. با يه نفرتي به من نگاه مي كرد. آخر مراسم از كنارش رد شدم گفت كثافت تو اون كاررو با من كردي پدريتو در مي آرم. بهش گفتم ايميلتو برام اس ام اس كن تا ديگه گه نخوري. ديدم اس ام اس كرد. منم رسيديم خونه چند تيكه از فيلمها رو براش فرستادم و بهش اس دادم كه نگاه كنه. بعد از چند دقيه جواب داد آشغال چي مي خواي از من؟ گفتم فردا تو مراسم پاتختي مي ياد زير زمين خونه پسر عموينا(پاتختي تو خونه پس عموم برگذار مي شد و مردا هم شركت مي كردن) مي ياي قسمت موتور خانه و يه كس و كون حسابي بهم مي دي و الا تو مراسم فيلما رو براي همه مي فرستم. فردا من از اول رفتم تو موتور خانه حدود 20 دقيقه بعد ديدم زهرا هم اومد پايين. يه كت آبي تنش بود با يه دامن بلند كه اونقدر تنگ بود كه نگو. گفتي چي از جونم مي خواي . گفتم سريع دامنتو در بيار دامنشو در آورد. سريع يه تف زدم سر كيرم و نشستم رو زمين و گفتم بيا بشين رو كيرم. با اكراه اومد و كسش كه خشك هم بود به زور كير كلفت منو تو خودش جا داد . داشت از درد مي مرد ولي اگه جيغ مي زد صداشو مي شنيدن. حساب از كس كردمش بعد برش گردوندم و گذاشتم تو كونش . بعد دوباره كردم كسش و هر چه تقلا كرد نذار كه آبمو بريزم تو كسش نتونست و آبمو با فشار زياد تو كسش خالي كردم. بعد بهش ادرس دفترمو دادم و گفتم پس فردا ساعت 3 بياد دفتر مي خوام جرش بدم. اونم گرفت و رفت. دو رو بعد اومد شركت و حسابي گاييدمش. به زوربهش گفتم بايد منشي من بشي و بعد از يه هفته تقلا شوهرشو راضي كرده بود و گفت موافقت كرده . الان از اون موقع منشي منه. البته بيشتر بهم كس و كون مي ده تا كاري انجام بده. اون تونسته جاي خالي كسو تو زندگيم پر كنه.

نوشته: فرزاد

Leave a Comment