Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
گاییدن مادرجون
داستان سکسی

گاییدن مادرجون

اسم من امید خاطره ای که می نویسم داستان گاییدن مادر زنمه که بهش می گیم مادر جون شصت سال بیشتر سن داره ولی بدنی داره که کیر من که دامادشم سیخ می کنه چه برسه به دیگران کون گنده بدن بی مو هیکل درشت حالا بعضی دوستان بگن که زن شصت سال گاییدن داره باید باشند تا ببیند چی هست و دوستان هر لطفی کردند به خودشون.
و چطور شد که گاییدن مادر جون که اسمش کبری است به ذهنم رسید ….
همیشه پیش من راحت بود یه تیشرت کوتاه زیر باسن با یه شلوار چیت می پوشید موقع بلند شدن کونشو می داد عقب تیشرتش می رفت بالا وقتی راست می شد شلوارش می رفت لا کونش کونشم از بس گنده بود ادمو دیونه می کرد موقع نشستن جلو خشتکشو نمی گرفت اگه خشتکش پاره می شد قشنگ معلوم بود پاچه شلوارش می رفت بالا وساق کلفت و بدون حتی یه دونه مو می افتاد بیرون زنم تعریف کرده بود که بدن مامانش اصلا مو نداره حتی از تیغ ودارو استفاده نمی کنه. تابستون عروسی پسر باجناقم بود همون نوه مادر جون چند روز قبلش ما اونجا بودیم که صحبتشو می کردند مادر جون جلو من نشسته بود طبق معمول جلوش باز بود یه لحظه چشمم به یه چیزی افتاد زیر چشمی دقت کردم دیدم بله خشتکش پارس لبای کوسش از بغل شورت سفیدش زده بیرون شب چنان حشری بودم که زنمو حسابی گاییدم نگو مادر جون بیداره داره دید می زنه اینو خودش بعدا گفت صبح که بیدار شدم کیرم هنوز سیخ بود از رو شلوارکم معلوم بود خواستم برم بیرون مادر جون اومد تو چشمش افتاد به کیرم که تو شلوارکم تاب می خورد یه لبخندی به من زد حال و احوال کرد.

خلاصه روز عروسی رسید ماهم دو روز جلوتر رفتیم شهر شون اونا با باجناقم توی یه شهر دیگن هر وقتم بریم شبا هم می مونیم همیشه به خودم می گفتم یعنی میشه این گوشتو من بکنم وهی برا خودم نقشه می کشیدم. این دفعه به سرم زد نقشمو عملی کنم قبل رفتن چی کنم چی نکنم یه نقشه ای کشیدم قطره اسپانیش زنمو برداشتم ورفتیم ظهر رسیدیم بعد ناهار به زنم گفت کاش تو بری کمک خواهرت اونم قبول کرد من تو کونم عروسی بود زنمو رسوندم خونه خواهرش برگشتی از داروخونه یه سرنگ گرفتم واز سوپری دوتا ساندیس با سرنگ چهل قطره ای ریختم تو ساندیس رفتم خونه هوا هم گرم بود مادر جون رو سری شو انداخته بود گردنش دیگه روسریشو سرش نکرد ساندیسو دادم دستش اونم تشکر کرد شروع کرد به میک زدن که من چه حالی می کردم که انگار داره کیر منو میک می زنه به مشو خورد تو دلم گفتم نکنه طوریش بشه به هر حال کار و کرده بودم وباید صبر می کردم رفت یه کم اجیل ومیوه اورد ولی اومدنش یه کم طول کشید اومد نشست وای چی می دیدم جلو شلوارشو اندازه یه دست پاره کرده بود چون قبلش اصلا پاره نبود شورتشم در اورده بودیا ازاول نداشت موقع خوردن حرف هم می زدیم اون پاهاشو به هم فشار می داد معلوم بود قطرهه داره اثر می منه بعد میوه گفتم مادر جون من یه کم دراز شم تو عروسی خسته می شم اونم گفت اره امید جون منم یه دوش بگیرم موقع بلند شدن کونشو داد بالا از بس گنده بود شلوارش چسبیده بود پارگی شلوارش تا سوراخ کونشم معلوم می کرد من دراز کشیدم اونم رفت حموم حولشو گذاشت جلو در اخه حمومش کوچک بود لباساشو گذاشت بیرون شلوار پارشو با لباسای دیگش انداخت جلو در البته از پشت در منم همش کیرمو می مالیدم هنوز اب باز نکرده بود که دیدم جیغش در اومد رفتم پشت در پرسیدم مادر جون چی شد با درد ناله گفت افتادم گفتم بیام کمک گفت اره فقط اون حولمو بده رفتم تو به پشت افتاده بود ولی دستشو گذاشته بود رو کوسش حوله رو دادم انداخت وسط کمرش زیر بغلشو گرفتم کمکش کردم بلند شد رفتم زیر بغلش گفتم کجاته گفت فکر کنم لگنم در رفته یا شکسته با احتیاط اوردش بیرون ولی نگو همش فیلمه تکشو دادم پشتی یواش یواش نشست گفتم مادر جون پاتو تکان بده گفت نمی تونم گرفتم از ساق پاش با احتیاط بالا پایین کردم اونم همش اخ اوف می کرد یواش یواش پاشو بیشتر بلند کردم تا حوله رفت تا نافش وکوسش قشنگ بیرون بود گفتم چیزی نشده یه کم ضرب دیده می خوای زنگ بزم پری گفت می ترسه گفتم پس دمر بخواب لگنتو بمالم اونم حوله رو اندخت رو کونشو رو شکمش دراز کشید اول از رو حوله مالیدم یواش یواش دستمو بردم زیر حوله چه کیفی می کرد هیچی نمی گفت فقط اخ اوف می کرد کونشو موقع مالیدن جمع می کرد حوله رو دادم کنار چه سوراخی داشت ادم می گفت همونطور قورتش بدم دیگه دلو زدم دریا دستمو بدم لا پاش از عقب کوسشو گرفتم دستم گفت نه امید اونجام درد نمی کنه گفتم درد نمی کنه ولی چیزی می خواد انگشتمو کردم تو کوسش انگار چشمه اب گرم بود دوسه بار انگشت کردم با اون یکی دستم سرشو چرخوندم شروع کردم به لب گرفتن اونم بدون هیچ دردی راحت چرخید حوله رو انداختم کنارشروع کردیم به کار حرفی نمی زدیم لباسامو در اوردم تا کیرمو دید گفت اخیش به ارزوم رسیدم وجریان دید زدنشو تعریف کرد واونم دلش می خواسته بکنمش همه کاراش به عمد بودنه رفتم لای پاش یه کم کوسشو لیس زدم منو کشید بالا گفت بزاز که هلاکم با اجازه صابخونه تا تهش گذاشتم تو کوسش هنوز چند تا ضربه نزده بودم که دیدم داره می لرزه وچشماش رفته بریده بریده گفت ااامممیییددد مححححکککم دوتا ضربه زدم منو انداخت کنار ابش عین فواره زد بیرون کل بدنش می لرزید یه کم نازش کردم گفت نریختی گفتم نه دوباره پاهاشو دادم بالا شروع کردم به تلمبه گفتم جیگرم کونتم می خوام گفت واسه شب اگه جور شد محکم بزن زود بریز حالم بد نشه منم به حرفش گوش کردم بعد وسه تا ریختم تو کسش بی حال افتادم روش با نازش از حالت خلصه اومدم بیرون گفت باشو بریم حموم بریم دیر میشه تو حموم باز انگولکش می کردم گفت نه دیگه گفتم می خوام دو نفره بکنمت گفت نه قضیه لو می ره گفتم مطمئنه گفت کیه گفتم روزبه داماد پروین (داماد دختر بزرگش)گفت حواست باشه به یه بوس از لپش گفتم به عهده من باهم از حموم در اومدیم رفتیم خونه پروین اونجا روزبه تامن دید اومد پیشم باهم خیلی عیاقیم گفت بردیش حموم اینقدر برق می زنه گفتم چه عیبی داره مادر جونمه یواش یواش قضیه رو بهش گفتم اونم داشت کیرشو می مالید گفت نگو دیگه الان خراب می کنم باهم رفتیم تو مادر جو ن همش مارو دید می زد رفتم کنارش نشستم یواشکی بهش گرا دادم اونم به روزبه نگاهی کرد که یعنی ok داستان اونم باشه واسه قسمت بعد

نوشته: امید

Leave a Comment