Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
گی من و دوستم تو خوابگاه - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

گی من و دوستم تو خوابگاه

سلام دوستان این داستان اولین گی من و دوستم احسانه تو دوران دانشجویی. من آلان 28 سالمه داستان ماله 7 ساله پیشه، من و این دوستم هم خوابگاهی بودیم، قبل از شروع داستان بگم من 178 قدمه اون موقع حدود 65 کیلو وزنم و سبزه بودم و دوران راهنمایی با یکی از پسرایه همسایه مون بمال بمال داشتیم ولی فقط یکبار کیرش رفت توم و بعد از اون دیگه با کسی نبودم تا این دوستم احسان. البته تو حموم همیشه با خودم ور میرفتم. من و احسان از وقتی همخوابگاهی شدیم بهم علاقه داشتیم و بعضی وقتها که تو تخت من با هم بودیم (اون تختش بالای تخته من بود) با هم ور میرفتیم یا موقعی که تو اتاق تلویزیون نگاه میکردیم میرفتیم زیر پتو و دستامون تو کیر و کون هم بود و همو می مالیدیم. کیر اونم خیلی از ماله من بزرگتر بود حدود 20 یا 21 سانت (ماله خودم 16 سانته) بریم سر اصل داستان …
اونشب یکی از هم اتاقی ها فیلم سوپر آورده بود و بچه ها 4، 5 تایی داشتن نگاه می کردن. منم خسته بودم و خوابم میومد رفتم دستشویی که مسواک بزنم و شکمم هم پر بود خالی کردم یه یک ربعی طول کشید تا برگشتم دیدم همه رفتن تو اتاقاشون یا تختاشون فقط احسان داشت نگاه میکرد و اونی که فیلم رو آورده بود چراقها رو هم خاموش کرده بودن. منم تنم یه رکابی بود و شورت ورزشی. رفتم تو تختم پتو رو روم کشیدم که بخوابم صدایه فیلمه میومد از تو تختم مشغول فیلم دیدن شدم رفتم تو حس و کیرم شق شد. شورتمم همون زیر پتو درآوردم به شکم خوابیدم تا با مالیدنش به تشک جلق بزنم. یه نیم ساعتی گذشت تا فبلم تموم شد اونی که فیلمو آورده بود گفت برم اتاقه بچه ها فیلمو رایتش کنم. وقتی رفت تو اتاق من بودم و احسان که تخت بالاییم بود. منم شدید حشرم زده بود بالا با دیدن فیلم و میدونستم احسانم همون طوریه. بهش گفتم احسان کمرم درد میکنه میای ماساژش بدی؟ اونم گفت نه حال ندارم. گفتم یکم ماساژ بده خیلی درد میکنه کمرم. با اکراه قبول کرد و از تخت بالایی اومد پایین. منم تا اون بیاد پایین رکابیمو درآوردم همونطور به شکم خواببدم و پتو رو کشیدم روم. اونم اومد رو تختم و نشست رو باسنم که ماساژ بده. پتو رو تا پایینه کمرم کشید پایین و شروع کرد به ماساژ دادن. منم که بدجور شق کرده بودم بهش گفتم پایین کمرم بیشتر درد میکنه. اونم خودشو کشید عقبو رفت رو زانوهام و پتو رو کشید تا پایین باسنم. تا دید شورت پام نیست و جلوش واسه اولین بار لختم یه آهههههه هوسناک کرد و فهمید چه خبره. اونم سریع شورتی که پاش بود و کشید پایین و خوابید روم و کیرشم که شق بود و گذاشت بین دو تا کپلم و خودشو عقب جلو میکرد. منم از خداخواسته کمی کونم آوردم بالا تا بیشتر حال کنم که یه لحظه سر کیرش خورد به سوراخم و یه آهی کشیدم. احسانم که فهمیده بود امشب خیلی حشریم سریع یه تف انداخت رو سوراخم و یه تفم سره کیرش و سعی کرد بکنه توم. ولی چون خیلی وقت بود نداده بودم فقط سرش می رفت تو و در می آومد. اینم بگم خیلی هم درد داشت ولی چون خیلی حشری بودم و میخواستم به احسان کون بدم تحمل میکردم. بهم گفت به پشت بخوابم و خودش با انگشتش شروع کرد به بازکردنه کونم. معلوم بود قبلا زیاد کون کرده چون خیلی ماهر بود تو این کار. اول از انگشت اشارش شروع کرد بعدش دو انگشته کرد توم و بعدش شروع کرد دو انگشتشو تو کونم چرخوندن که واقعا حال میداد و هم خوب کونمو باز کرد. انگشتاشو که در آورد بهم گفت کفه دستش تف کنم. منم یه تف کردم کف دستش اونم تفو مالید سره کیرش و بالشتمو گرفت گذاشت پشتم تا کونم بیاد بالا و در راستایه کیرش باشه. بعد گیرشو گذاشت دمه سوراخمو آروم سره کیرشو کرد تو کونم. چون کونمو خوب باز کرده بود دردش خیلی کم بود و همش حال بود و لذت. همونطور آروم آروم کیرشو میکرد تو کونم و در میآورد منم چشمامو بسته بودم و داشتم حال میکردم. چشمامو باز کردم دیدم احسان کیرشو تا دسته کرده تو کونم و داره خوب منو میکنه. اونم چشماشو بسته بود و داشت حال میکرد. تو همون حال که پاهام رو شونه احسان بود با یه دستش کیرمو گرفته بود و واسم میمالیدش. تا اینکه دیدم سرعتش هم تو کردنه کیرش تو کونم و هم مالیدن کیرم زیاد شد فهمیدم که داره میاد. چنان ضربه های محکمی میزد و کیرشو میکرد تو کونم و بهم ضربه میزد که سرم میخورد به دیوار بالای تخت. تو همون حالت بودیم که دیدم آبش آومد و ماله من هم اومد و همینطور بیحال اوفتاد روم. (اینو بگم یکی از بهترین حسها واسه من وقتیه که موقع اومدن آبم یه کیر تو کونم باشه اونایی که کون دادن میدونن من چی میگم). بعد بلند شد از روم یه بوس کرد منو و گفت : تو دیگه ماله خودمی، کونتم فقط ماله منه، خیلی حال دادی عزیز. رفت بیرون اتاق. منم تو این فکر که شانس آوردیم کسی زمان سکسمون نیومد تو اتاق و چقدر حال کردم بودم که خوابم برد. این بود اولین سکسه من و احسان که بعدها تعدادش زیاد شد. امیدوارم خوشتون اومده باشه.

نوشته: حامد

Leave a Comment