Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
یه شب دلچسبه دیگه - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

یه شب دلچسبه دیگه

مثل همیشه زودتر از عشقم رسیدم خونه که وقتی می رسه همه چی آماده باشه هر دومون شاغلیم و این یه ذره کار منو سخت میکنه چون اول ازدواج بهش قول دادم که هیچ وقت کارم باعث نشه که از هم دورشیم. تا رسیدم اول دوش گرفتم یه لباس سکسی پوشیدمو یه کم آرایش کردم همیشه این کارام تو اولویته حالا می بایست بقیه کارا رو روبراه می کردم رفتم آشپزخونه تا شام مورد علاقه شو براش درست کنم مشغول اشپزی بودم که از راه رسید از اشپزخونه اومدم بیرون یه لب شیرین ازش گرفتم راستی یادم رفت بگم اسمم مهلاست و اسم عشقم امینه از دوران مجردی با این سایت آشنا بودم وبه خودم قول داده بودم هر وقت احساس کردم یه سکس چقد می تونه شیرین و دلچسب باشه اونو براتون بنویسم.

وقتی لبامو از رو لباش برداشتم انگار روحم تازه شد وقتی این جمله رو بهش گفتم این دفعه نوبت اون بود که بهم حمله کنه انقدر با ولع داشت لبامو میخورد که یه آن احساس کردم نفس کم آوردم با دستام هولش دادم عقب
– امین چه خبرته خفم کردی
– تقصیر خودته سکسیه بیشرف از در تو نیومده حمله میکنی به من بعد طلبکارم میشی انقدر این جمله ها رو با لحن بامزه ای می گفت که دلم ضعف رفت براش
– عشقم چایی میخوری یا قهوه
– اول تو رو میخورم بعد چایی
– نه اول چایی بخور بعد شام بعد منو
– ااااا زرنگی اول تو بعد اونا
– خودمو از بغلش کشیدم بیرونو رفتم سمت آشپزخونه رفت تو اتاق تا لباساشو عوض کنه کلا هم خیلی حشریم هم خیلی بی جنبه موقعی که تو بغلشم دلم میخواد همون موقع تا ته قضیه پیش بره امین که این نقطه ضعف منو خوب می دونه موقعی که حسابی حشریم کنه تا یه نیم ساعت منو میذاره تو خماری و به قول خودش کیف میکنه عشقش حشری شده بگذریم مشغول سالاد درست کردن بودم که اومد تو آشپزخونه
– عزیزم چاییتو بخور سرد نشه
– پس تو چی؟
– من تازه خوردم نوش جونت یهو از پشت بغلم کرد خودشو چسبوند بهم با دستاش شروع کرد به فشار دادن سینه هام داشتم میمردم که صدای ناله ام در نیاد آخه رو سینه هام خیلی حساسم
– ااااا امین نکن دیگه آروم با یه لحن سکسی تو گوشم گفت
– عشقم نکردم که تازه میخوام شروع کنم برخورد نفس گرمش با لاله گوشم باعث شد تا نفس حبس شدمو بدم بیرون
– جووووون حشریه من تو که خودت میخوای آخه چرا ناز میکنی؟
– آخه دوست دارم تو نازمو میکشی
– خودت خواستیا بعدن قر نزنی خودتو جر خورده فرض کن عشقم
– اوووووم جووووون
– بریم تو اتاق؟
– شام نمیخوری بعدش؟
– چرا اول شام بخوریم بعد تمام مدتی که داشتم شامو آماده میکردم از پشت چسبیده بود بهم یا با سینه هام بازی میکرد یا مشغول خوردن گردن و لبام بود احساس میکردم دیگه رو پاهام نمیتونم وایسم به خودم فحش دادم که چرا پیشنهاد بعد از شام رو بهش دادم شام که خوردیم رفت سراغ تلویزیون منم مشغول جمع و جور شدم بعد یه ربع بعد با یه سینی چای و میوه رفتم پیشش رو مبل یه اخلاق بدی داره وقتی فیلم می بینه انگار از دنیا جدا میشه خودمو چسبوندم بهش تازه آقا فهمیده رفتم تو اتاق اومد بغلم کنه منم مثلا خودمو لوس کردم که باهاش قهرم این بازیه همیشگیمونه من قهر کنم اونم منتکشی کنه بعدن دهنم سرویس شه
– عشقم در چه حاله
– قهره باهات دوستتم نداره
– مطمئنی؟؟؟؟ من حالشو الان از خودش بهتر می دونم تو خماریه بدجور
– کوفت اومدم از رو مبل پاشم که از پشت منو کشید کامل افتادم تو بغلش دیگه امون نداد افتاد به جون لبام همزمان با دستش سینه ام رو می مالید با اون دستی هم که سرم روش بود داشت با گوشم ور میرفت وقتی اومد سراغ گردنم رو دستش پیچ می خوردم از زور لذت و شهوت کارشو خیییییلی خوب بلده همیشه تو معاشقمون تا من ارضا نشم محاله سراغ مرحله اصلی بره با دست آزادش یا سینم ور میرفت یا رونمو تا نزدیکیای جای حساس لمس میکرد ولی بهش دست نمیزد احساس میکردم وسط پام نبض داره ولی امینو بکشیش کار خودشو میکنه یه یه ربعی تو همین وضعیت بودیم که شرو کرد به مالیدن از روی شورتم چنان آآآآآآآآآآهههههههی کشیدم که خودم از صدای خودم حشری شدم چه برسه به اون
– جووووووووونم پاشو بریم رو تخت وقتی رفتیم تو اتاق پیراهنمو ار تنم درآورد با یه لب محکم سوتینمو باز کردو منو هول داد رو تخت اول لباساشو دراورد بعدم شورت منو از تنم درآورد گفتم الانه که حمله کنه برا خوردن ولی برخلاف تصورم کنارم دراز کشید و شروع کرد به لمس کردن بدنمو خوردن سینه هام ناخوداگاه دستمو بردم سمت کسم تا بمالمش بلکه اروم شه اروم دستمو کشید
– اون فقط ماله منه حق نداره دسته کسی بهش بخوره حتی شما دوست عزیز
– امین اذیت نکن دیگه
– جووووووووونم اذیت نمی کنم که دارم مهلا رو می کنم شرو کرد به مالیدن کسمو همزمان خوردن سینم وقتی اومد پایینو شرو کرد به خوردنش تمام بدنم غرق لذت بود با یه دستم سرشو فشار میدادم پایینو به یه دستم روتختی رو چنگ میزدم وقتی میخواستم ارضا شم یه آن احساس کردم زیرم خیس خیسه امین همچنان با دو تا انگشتش داشت عقب جلو میکرد میخواستم دستشو بگیرم که نذاشت یه آن احساس کردم جونم داره ازم بیرون می یاد که همینم شد با شدت زیاد ارضا شدم بیحال افتادم رو تخت که امین اومد بالا شروع کرد به لب گرفتن و مالیدن سینه هام چشامو وقتی باز کردم وجودم لبریز از عشقی شد که تو نگاش موج میزد
– امین
– جونم
– مرسی عشقم عالی بود لباش نذاشت جمله رو کامل کنم حالا نوبتی هم که باشه نوبت عشقم بود طاقباز رو تخت خوابیده بود که افتادم به جونه کیرش و تخماش عاشقه خوردنشونم با زبونم با سرش بازی میکردمو با دستام با تخماش ورمیرفتم حسابی مشغول خوردن بودم که دیگه امین نذاشت
– جون مهلا بیخیال شو الان ابم میاد بعد تو شاکی میشی از حرفش دو تایی حسابی خندیدیم خوابیدم اومد روم کیرشو میمالید روش ولی فرو نمیکرد داشتم میمردم از زور شهوت خودم با دستم کیرشو فرو کردم که مساوی شد با اه کشیدن جفتمون حرکاتش منظم و بدون هیچ عجله ای بود که من برای بار دوم ارضا شدم و امین با یه لبخند رضایتبخش نگام میکردو با ارامش کار خودشو میکرد وقتی افتاد به جونه سینه هام فهمیدم میخواد ارضاشه با صدای ناله هام گفتم
– امین بریزش رو سینه هام
– چشششم عشقم بعد چند تا حرکت کیرشو درآورد گذاشت بین دو تا سینمو ارضا شد بعدم ولو شد روم سنگینی بدنش روم حس خیلی قشنگیه مثل حس اعتماد داشتم با انگشتام کمرشو لمس میکرم که سرشو بلند کرد و یه لب خوشگل بعدم همزمان با هم گفتیم مرسی عشقم با دستمال تنمو تمیز کرد و تو بغلش دراز کشیدم اصلا عاشق سکسم فقط به خاطر حس قشنگه بعد تموم شدنش یه آرامش محض که هیچی جز بغل عشقت اینجوری نمیتونه ارومت کنه اروم گردنمو لبامو بوس میکرد منم تمام تنشو لمس میکردم
– امین بریم حموم
– نه بذار صبح میریم
– دیرمون میشه ها
– اخه اگه الان بریم بعد صبحم مجبور شیم بریم اون جوری نیم ساعت کمتر خوابیدیم و این پایان شد اغاز یه عشقبازیه دیگه برای صبح و تو حموم مممنونم که خوندید تشکر لازم نیست خودم میدونم که خوب بود:)))))
زندگیتون پر از عشقولانه های قشنگ و سکسی باشه

نوشته: مهلا

Leave a Comment