Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
یک کون دادن خوب - آی سکس 98 - iSex98
داستان سکسی

یک کون دادن خوب

توی چت باهاش آشنا شدم ، چند وقتی بود از بی افم جدا شده بودم .فشاره روحی زیادی روم بود جدای خیلی برام سخت بود با این وجود واقعا به سکس احتیاج داشتم. دو سه باری خواستم برم خونش ولی جرات نکردم، عکسش و دیده بودم .بد نبود، خوشم اومده بود.گاهی سکس تل میکردیم و همدیگر و ارضاء میکردیم. اونم خیلی دلش میخواست سکس کنه با من. خیلی وقتا انقدر حشری می شدم حاضر میشدم به هرکسی بدم. دیونه میشدم ساعتها توی چت روم گی ها حرف میزدم. ولی بازم عطشم بیشتر می شد هر روز و هر روز و هر روز میخواستم. با تمام وجود. درکش برا خودمم سخته ولی هرچی که هست به من فشار میاورد که با کسی که نمیشناختم سکس کنم.

بالاخره یه روز که خونه یکی از دوستام بودم بهم اس ام اس داد که میتونی بیای پیشم. اون روز منم خیلی حشری بودم فقط کیر میخواستم هرکی بود فرق نمی کرد. دوستم و پیچوندم، خونشون خیلی دور نبود. شاید اگه دورتر بود حشرم میخوابید و نمی رفتم. ولی تا به خودم اومدم دیدم دارم از راه پله های خونشون بالا میرم. بدنم داغ کرده بود، عرق سردی به بدنم نشسته بود.معجونی از ترس و شهوت. نمی دونستم این کارم درسته یا نه. پسره هم سن خودم بود. ولی من سرتر بودم ازش چه از لحاظ اجتماعی چه در مسائل سکسی . زیاد بودم براش ولی برام مهم نبود اون لحظه فقط سکس میخواستم. میدونست از سکس خشن خوشم میاد بهش گفته بودم دوس دارم موقع سکس بهم فوش بده تا شهوتی تر بشم. خونه بزرگی بود. دم در منتظرم بود سلام کردیم و دست دادیم. گفت بالاخره اومدی بعد این همه چت کردن. خیلی حشری بود.من حشرم رفته بود و استرس جاش و گرفته بود. گفت بریم اتاق خواب بهتره. منم پشت سرش راه افتادم موسیقی مزخرفی گذاشته بود ولی مشکلی نبود کم کم حس تنهایی توی یه اتاق شهوتیم کرد. و می دونستم تا چند دقیقه دیگه باید خودم و تسلیمش کنم. اول اومد کنارم نشست و دستاش و روی پاهام گذاشت و اروم میمالوندش. کم کم داشتم حشری میشدم. بلد نبود زیاد حرفای سکسی بزنه ولی با دستاش خوب بازی می کرد دستش و برد زیر تیشرتم و سینه هام میمالوند. صدای اه و اوهم راه افتاده بود کم کم جسورتر شد و دستم و گذاشت روی کیرش.. کیرش کلفت بود ولی زیاد دراز نبود ولی برا کون من عالی بود. از لمس کلفتی کیرش داشتم لذت می بردم. اونم از مالوندم سینه هام شق کرده بود من دیگه کنترلی بر خودم نداشتم شهوتم کاملا بیدار شده بود. آروم شلوارکش و کشیدم پایین اووفففف…… خیلی از منظره کیر شق شده زیر شرت خوشم میاد دییونممممم کرددددد سریع شرتشو کشیدم پایین و مثل وحشی ها شروع کردم به خوردنششش. کم کم اه و اوه اونم فضای اتاق و پر کرده بود دهنم یکم خشک بود گفتم تفتو بریز تو دهنم اونم یه تف گنده جم کرد و ریخت تو دهنم…. از این کارش خیلییی شهوتی شدم… منم دوباره شروع کردم به ساک زدن. اونم داشت وحشی می شد دیگه اثری از خجالت یک ساعت پیش نبود من زیر کیرش بودم و اون داشت دهنم و میگایییید… دیگه من براش ساک نمیزدم این اون بود که داشت تو دهنم تلمبه می زد.. دیگه کاملا دیونه شده بود….. تا ته کیرش و فشار میداد تو حلقم و منم عق میزدم ولی اصلا براش مهم نبود اون دیگه صاحب من شده بود دیگه نمی تونستم اعتراضی بکنم.. دیگه کم کم داشتم اذیت می شدم ولی اون داشت لذت می برد خواستم بگم آروم تر ولی گفت خفهههه شووو کونییییییی. زر نزن بزار دهنت و بگاممم…. میترسیدم آبش بیاد قبل اینکه کونم و فتح کنه. من دیگه مطیع و رامش شده بودممممم هرکاری دلش میخواست با من می کرد .. یک لحظه بی هیچ حرفی کیرش و کشید بیرون از دهنم و رفت طرف کمدش .. تازه نفسم داشت جا میومد که برگشت دوباره کیرش و چپوند توی دهنم این بار محکم تر . نمی دونستم ترامادول خورده که کمرش اینقدر سفت شده…. نفهمیدم کی کاندوم و باز کرده بود یه دفه فکم و محکم گرفت و گفت بکش سره کیرم کونییییییی……….. منم مثل یه برده مطیعش بودم… با دهنم کاندوم کشیدم رو کیرش .. فهمیدم تا چند لحظه دیگه قرار کونم قراره گاییده بشه… گفت سگی وایسا مادر جنده … کم کم حشر کار خودش و کرده بود داشت فوش دادن و ششروع میکرد.. من عاشق این قسمت سکسم….. دوس دارم توی سکس تحقیرم کنن … گفتم من مال توام هرکاری می خوای میتونی بکنی …. گفت بخواب کونی زر نزن… الان کونت و جر میدم خارکسده… اگه چندسال پیش بود واقعا از اینکه کیرش قراره بره تو کونم میترسیدم . ولی تو این سالها حسابی کونم گشاد شده بود…. ولی اونم این کاره بود و میدونست این کون صدها بار گاییده شده برا همین بدون هیچ تاملی کیرش و با فشار زیادی فرستاد توی کون تپلم و گفت بالاخره کونت و گایید کسکشش مادر جنده…… الان کونی خودمی دیگهههه…. مادرتم باید بیاری بکنم…. منم گفتم چشمممممممم…. واقعا داشتم ازگاییده شدن لذت می بردم… دیگه داشتم تو آسمونا سیر می کردم… اونم هی تو کونم تلمبه میزد و فوش میداد .. میپرسید دوس داشتی الان مادرتم اینجا جلو خودت میگاییدمممم کونییی. منم میگفتممم ارهههه جفتمون بکننننننن….. جرمون بدههههه اونم دیگه وحشیانه داشت منو می گایید… صدامون کل ساختمون و برداشته بوووودد شششالاپ شولوووپپ شالاااااپ شولووووپ همراهشم اه و ناله هاییی مننننن و فوشاییی اون…………… دیگه پاهام داشت خسته می شد از این پوزیشن گفتم نمیشه یه جره دیگه من و بکنی؟؟؟؟؟ گفت گه نخور کونییی……. هرجور بخوام می کنمت….. دیگه داشتم درد می گرفت زانوام . جفتمون حسابی عرق کرده بودیم…. عرق صورتش رو پشتم می ریخت و من و حشری میکرد… منم داشتم کیرم همزمان می مالیدم که یه دفههه عضلات کیرش منقبضشدن توی کونم…… ولی کیرش و در نیاورده بود هنوز 20 ثانیه بعدش منم آبم اومد…… شهوت که از سرم افتاد سریع یه سیگار روشن کردم تو بالکن خونشون اونم رفت خودشو تمیز کنه.. حس بدی نداشتم. یه جواریی بهش اعتماد کرده بودم .. از حموم اومد بیرون گفت چجوری بود گلم؟ گفت خوب بود. .. ولی دیگه نمی خواستم بمونم.. دلم سکس نمی خواست دیگه. ولی اگه میموندم مطمئنم باید یه بار دیگه کونم و در اختیارش بزارم.. برا همین یه بهونه آوردم زود از خونه اومدم بیرون… خالی شده بودم … دیگه سکس برا چند ساعت هم که شده مغزم و بهم نمی ریخت. دیگه میتونستم به کارای دیگم با حوصله رسیدگی کنم… کاش هر روز کسی بود که باهاش سکس کنم و خودم به آرامش برسونم… کاش تو این خراب شده بزرگ نمی شدم کاش……………..

نوشته:‌ آرش

Leave a Comment