Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
نمی خواستم منو بکنه
داستان سکسی

نمی خواستم منو بکنه

من شبنم هستم و 22 سالمه. قدم 164 و وزنم 52. سینه های تقریبا بزرگی دارم با کس تپل. این قضیه بر می گرده به 2 سال پیش. اسم همسایمون حامده که من ازش خوشم می اومد اما اون از من سو استفاده کرد. حامد پسره خیلی جذابی بود قد بلند و خوش هیکل و همیشه دوس داشتم همسر آینده ی من بشه. حامد با داداش من دوست بودن و هر از گاهی می اومد خونمون و من هم به بهانه ی اینکه ببینمش می رفتم تو اتاق و براشون خوراکی می بردم. تا اینکه یه روز از تو گوشی داداشم شماره اشو برداشتم و بهش زنگ زدم و گفتم که ازش خوشم میاد اونم گفت که باید یه جایی دور از خونمون هم دیگه رو ببینیم.

من دختری بودم که تا اون موقع هیچ دوست پسری نداشتم و از ارتباط با یه پسر می ترسیدم اما چون حامد رو دوست داشتم قبول کردم که هم دیگه رو ببینیم . قرار شد که محل قرار رو بهم اس ام اس کنه و من هم که دختر کم تجربه ای بودم و عشق حامد چشمامو کور کرده بود تصمیم گرفتم که برم و ببینمش. قرار شد که شنبه ساعت 4 بعد از ظهر برم یه هتل نزدیکی خونمون. اون روز صبح خیلی بی قرار بودم و از قبل وقت آرایشگاه گرفته بودم که برم اپلاسیون کل بدن و بعدش حموم و این چیزا. من نمی خواستم اصلا بینمون اتفاقی بیفته اما نمیدونم چرا اینقدر به کسم رسیده بودم . یه حسی داشتم که هم دلم می خواست بکنتم و هم نمی خواستم. وقتی رسیدم خونه حسابی آرایش کردم و به شورت توری سفید که با سوتین اش ست بود رو پوشیدم و حاضر شدم و رفتم هتل. وقتی رسیدم حامد جلوی در ایستاده بود و با هم رفتیم بالا.چند دقیقه نشستیم و صحبت کردیم اما حامد داشت کم کم به من نزدیک می شد. من کاملا غرق صحبت بودم و از عشقم بهش حرف می زدم که اومد کنارم نشست و دستشو گذاشت رو سینه هام و شروع کرد به مالیدن و آروم اومد در گوشم گفت کستو می خوام و لاله ی گوشم رو میک می زد. من خیلی داغ شده بودم اما جلوی خودم رو گرفتم و هلش دادم کنار و بهش گفتم من اهل این برنامه ها نیستم و اگر منو می خوای باید با من ازدواج کنی اما حامد حسابی حشری شده بود . وقتی دید دارم مقاومت می کنم محکم زد تو گوشم و منو به زور برد رو تخت . اصلا نفهمیدم چه جوری دستامو بست به تخت و اومد وحشیانه لب هامو می خورد و از روی مانتوم سینه هامو می مالید بعدش دکمه های مانتومو باز کرد و از روی سوتین سینه هامو لیس می زد و گاز می گرفت. اینقدر محکم فشار میداد که داشتم از حال می رفتم. بعد از حدودا 10 دقیقه که سینه هامو می خورد رفت پایین تر و شلوارمو از پام در آورد و از روی شورت انگشتشو فشار میداد رو کسم. منم دیگه جیغ نمی زدم و داشتم حال می کردم که کیرشو در آورد و کرد تو دهنم و تلمبه می زد که دیگه همش اوق می زدم . کیرشو در آورد حسابی تفی شده بود که گذاشت دم کسم و یه دفعه فشار داد تو و پرد ه امو زد داشتم از درد می مردم و بیحال فقط التماس میکردم که تمومش کن. خون ریخته بود رو تخت اما اصلا درد من براش مهم نبودو بعدش که دید بیحال شدم دستامو باز کرد و به پشت خوابوند منو. من فقط می گفتم دیگه بسه اما حامد گوش نمی داد. کیرشو گذاشت دم کونم و می مالید روش بعدش تا ته کرد تو و حسابی تلمبه می زد و همزمان با دستش محکم می زد رو کونم . کونم حسابی قرمز شده بود بعد از چند دقیقه کیرشو کشید بیرون و آب شو ریخت تو دهنم . بعد ازم عکس انداخت و بار ها بعد از اون اتفاق تهدیدم کرد که اگر بهش ندم عکس هامو پخش می کنه.

نوشته:‌ شبنم

Leave a Comment