Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
ادا تنگا
داستان سکسی

ادا تنگا

سلام به همه دوستان
اسمم سینا و این خاطره برای بهمن 93 هستش
من ساکن کرجم و 30 سالمه من مغازه دارم و اجناس مغازه رو معمولا از تهران تهیه میکنم و اغلب اوقات خودم برای تهیه میرم یروز طبق روال قبل داشتم میرفتم بازار تو اتوبان تهران کرج بودم از تو آینه دیدم یه پرشیا داره از پشت میاد لایی بازی و حرکت مارپیچ وقتی رسید کنار من نگاه کردم دیدم یه دختر رانندشه خلاصه منم شروع کردم باهاش کل کل کردن یکم که جلو رفتیم یه چپ و راست دادم راهنما زدم اومدم کنار اونم زد بغل رفتم تو ماشینش نشستم بعد از مقدمات یه چیزی برام جالب بود و اونم قد و هیکلش شماره بازی کردیم موقع پیاده شدن گفتم قدت چنده گفت 180 فکر کردم زر میزنه خلاصه پیچیدمو اونروز تموم شد

شب بهم زنگ زدو به طور کل رفیق شدیم فرداش قرار گذاشتیم اما من ماشینم تعمیرگاه بود اومد دنبالم رفتیم بیرون و اونجا بود متوجه شدم راست میگه قدش بلنده و هیکلشم باربیه من خودم باربی پسندم تو همون قرار اول به یه مشکل خیلی بزرگ برخوردم اونم اینکه خیلی دختر با ادبی بود و با توجه به اینکه من بشدت بددهنم میدونستم باهاش به مشکل میخورم. روزا همینجوری میگذشت منم مثل اسکلا باش اینور اونور میرفتم رابطه هم فقط در حد دست دادن موقع سلام و خداحافظی حتی تا جایی که وقتی تو ماشین با راننده کناری حرفم میشد مثلا به طرف میگفتم خفه شو لاشی این میگفت سینا عزیزم لطفا رعایت کن
رابطه تخمیم همینجوری دو هفته ای گذشت اینم بگم هیچ مشکلی نداشت باهام خونه بیاد اما یه طوری رفتار کرده بود که جرات نداشتم حتی یه ماچ بکنمش تا اینکه یروز بهش گفتم بریم مغازه من اونم قبول کرد ساختمون مغازه جوریه که بالای مغازه دو تا واحد خالیه که اونارم من به عنوان انبار اجاره کردم و تو یکی از واحدها یه گوشرو شبیه یه سوییچ درست کردیم برا استراحت و …. خلاصه رفتیم مغازه لب تاپ و برداشتم رفتم تو فیس بوک خودم اونم گفت بزا منم فیسمو چک کنم گفتم باشه دادم بهش یوزر و پس رو وارد کرد مرورگرمم وب فریره با هم داشتیم فیسشو نگاه میکردیم دوستانی که وب فریر داشته باشن تو جریانن که بالا یه قسمت هست برای سیو کردن یوزر و پس یه لحظه که حواسش نبود سیوشون کردم اونروزم طبق روال قبل خیلی کسل کننده تموم شد اونم رفت اما من فقط به این فک میکردم که ببینم تو فیسش چه خبره سریع اومدم تو فیسش رفتم پی ام هاشو دیدم با یکی از دوستاش خیلی صمیمی بود اوخ اوخ چشمتون روز بد نبینه باهم پی ام بازی کرده بودن درحدی که من با رفیقام اینجوری صحبت نمیکنم فقط فحش و شوخیای خیلی زشت در مورد منم نوشته بود زیاد اما قسمت مهمش این بود که طفلک سینا فکر میکنه من آفتاب مهتاب ندیده ام منم جلوش لوندی میکنم کونش پاره شده بعد دوستشم با لودگی جواب داده بود به اصطلاح خودشون منو دست انداخته بودن واقعا پیزی که دیده بودم برام قابل هضم نبود دختری که به خفه شو گفتن من عکس العمل نشون میداد و منو ارشاد میکرد تو پی ام هاش حداقل سی بار از کلمه کیر خر استفاده کرده بود . دیگه مطمئن بودم که کسو خانم ادا تنگاست و من رو هَول فرض کرده

شبش بهش زنگ زدمو گفتم فردا چه کاره ای گفت برنامه چیدم بریم فرحزاد گفتم اکی بریم فردا رفتیم فرحزاد دیگه خودمو زدم به پررویی از من اصرار از اون انکار خلاصه انقدر بهش پیله کردم اولش هی میگفت لطفا رعایت کن هی تشر (طشر) میزد بهم تا اینکه خودشو وا داد موقع پیاده شدن بهم گفت بیا یه چی بهت بگم یه لب ریز ازم گرفت و رفت قرار فردا مغازه بود و من میدونستم که حتما میگام اومدیم مغازه تا اون بره بالا من یدونه ویاگرا خوردم و یه کاندوم برداشتم رفتم بالا رسیدم بالا دیگه امان ندادم پسری که اون فکر میکرد خیلی نجیبه شبیه یک گرگ زخمی شده بود و شروع کردم به خوردن لباش باورش نمیشد هی منو پس میزد اما هم اون و هم من میدونستم که این شیرین ترین مقاومتیه که یه دختر میتونه بکنه یکم که لباشو خوردم دیدم که بعله وا داد اونم از نوع بدش با ولع لبامو میخورد رفتم سراغ گلو تو همین حالت داشتم لباساشو کم میکردم مانتو که کنده شد یه تاپ سفید تنش بود تاپو هم کندم ممه هاشو در آوردمو انداختم توی دهنم چنان آه جان سوزی میکشید که مو به تنم سیخ میشد یه شلوار کرم خیلی تنگ پاش بود که جاک کصش (من کس رو با صاد مینویسم برای اینکه حق مطلب ادا بشه ) تابلو تو چشم میزد تو همون حال عشق و شهوت گفت سینا عزیزم من دخترما گفتم باشه مطمئن بودم اینم ادا تنگاست خلاصه لختش کردم در همون حالت خوردن بدنش و لیسیدنش خودمم لخت شدم البته شرتش پاش بود خوابوندمش رو خودم و شروع کردم به مالوندنه همه بدنش کون کوچولوی قلمبشو میمالیدم شرتشو در آوردم کصش خیس حیس شده بود تا حدی که داشت ازش آب خارج میشد اونم فقط منو گاز میگرفت و اه و ناله میکرد انگشتم و بردم رو سوراخ کونش و شروع کردم با سوراخش بازی کردن اما همین میخواستم بکنم داخل خودشو جمع میکرد کم کم انگشتمو بردم سمت کصش و شروع کردم به مالیدن کص دیگه میدونستم وحشی شده و هیچ مقاومتی نمیتونه بکنه کم کم انگشتم رو کردم تو کص هی جلوتر میرفت و اونم فقط ناله هاش شهوتی تر میشد خبری از پرده هم نبود به خودم اومدم دیدم تمام انگشت وسطی تو کصش رفته تو همون حالت بهش گفتم تو که پرده نداری اونم مثلا خیلی متعجب شده بود گفت نه چطور ممکنه گفتم بیخیال بهتر اونم که مثلا مطمئن شد پرده ای در کار نیست گفت سینا بسه میخوام میخوام چی میخوای ؟کیرتو میخوام . برا چی میخوای ؟ برا اینکه بکنم تو کصم سینا تورو خدا پاشو دارم میمیرم دیگه لازم نیست حال خودمم توضیح بدم معمولا همه میدونن اون لحظه داستان چیه چون لاغر بود مثل پر کاه بود و بقولی تو بغل جا میشد سریع جابه جاش کردم کیرمو گذاشتم روی کصش گفت تورو خدا آروم دردم نیاد منم گفتم چشمو با یه هول همه کیرمو کردم تو اون کص کوچولوش یه جیغ خرکی زد منم نذاشتم ساکت بشه مثل وحشیا شروع به تلمبه زدن کردم اونم چنگم میزد داد میزد اما همه جیغاش همراه با شهوت توصیف ناپذیری بود ویاگرا اثر کرده بود 10 دقیقه تو همین حالت میکوبیدم برگردوندم داگی بزنم اما نافرجام بود بخاطر تنگیه زیاد نتونست تحمل کنه بهترین پوزیشن سکسی برای من حالتی که طاق باز بخوابونم بعد پاهارو بیارم بالا و بچسبونم پشت سرش کص قلمبه برنه بیرون بعد بکوبم توش اما اون حالت خیلی وحشیانست میدونستم لذت نمیبره طاق باز خوابوندم و به حالت اول شروع به کوبیدن کردم با شدت ضربه میزدم احساس میکردم کیرم میخوره به تهش اونم داشت لذت میبرد تا اینکه با حرکتاش فهمیدم ارضا شده بعد از اینکه ارضا شد دو سه دقیقه ای اجازه ضربه زدن نداد بعد که مجوز صادر شد نوبت من بود که ارضا بشم همون پوزیشن محبوبم رو پیاده کردم پاهاشو دادم بالا پشت سرش کص به زیبایی هرچه تمامتر قلمبه زد بیرون کیرمو گذاشتم رو سوراخ کص و با تمام قدرت هولش دادم تو انگار برق گرفته بودش ضجه میزد منم اصلا برام اهمیتی نداشت باید تلافی همه روزایی که اسکل شده بودم در میاوردم پنج دقیقه ای تو همون حالت با سرعت برق میکوبیدم تا اینکه ارضا شدم بعد بغلش کردم و تو بغل هم دراز کشیدیم حالمون که اوکی شد بلند شدم و رسوندمش 6 ماهی بصورت مداوم سکس داشتیم هم اون لذت میبرد هم من.
شرمنده اگه خوب نبود چون برای خودم جالب بود برای شما نوشتم خواستم دوستان بدونن که اغلب دخترا عاشق دادنن فقط ادا نداده هارو در میارن بقول خودم اینروزها همه حلقوین شما چطور؟ ما بیشماریم!

نوشته: سینا

Leave a Comment