Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
گاییدن کون کارآموز
داستان سکسی

گاییدن کون کارآموز

سلام اسم من کیارش هس.مهندس عمرانم و تو پروژه های کوچیک شخصی ساز مشغولم.داستان گی هس پس اگه نمیخواین نخونین.من ۳۰ سالمه ومجردم از پسرای زیر بیست خیلی خوشم میاد.تابستونی که گذشت من مجری یه ساختمون پنج طبقه مسکونی بودم تو غرب تهران.پروژه هزار متری که پروژه های اندازه اون چون کوچیکن کارآموز ندارن.یعنی چیزی نداره که کار آموز بیاد بخواد یاد بگیره.ولی از شانس ما فامیل کارفرما که فوق دیپلم عمران بود واحد کارآموزی داشت که قرار شد بیاد اونجا پیش من هر از گاهی سر بزنه منم برگه هاشو با مهر نظام مهر کنم.پسری لاغر خوشتیپ ،ریشاش اصلا در نیومده بود،گندمی و حدودا بیست ساله که اسمش نیما بود.مثل همه دهه هفتادیا همش تو فکر کس و سکس بود.من واقعا از دیدنش تحریک میشدم و مدام دنبال موقعیت بودم که جایی از بدنشو لمس کنم.دست شونه کمر …. کم کم با هم صمیمی شدیم بعضی وقتا شوخی دستی و خیلی وقتا شوخی لفظی وسکسی.

یه صبح که رفتم کارگاه دیدم در بازه و کارگرا ونگهبان نیستن نگهبان ملک مجاور که ایرانی بود گفت مامور اومد همه کارگراتون برد.کارگرامون همه افغانی بودن.کارفرما شهرستان بود من سریع به یه نگهبان ایرانی که میشناختم زنگ زدمو قرار شد تا شب خودشو برسونه.بعد چند دقیق نیما هم اومد.نمیدونم اون روز خیلی خوشگل شده بود.شلوار کتون فاق کوتاه کرم با تی شرت آستین کوتاه سفید یقه باز. لامصب داشت دیوونم میکرد.گفتم بهش نیما شب جای نگهبان میمونی.خندید گفت تنها میترسم،گفتم منم باشم چی؟ طبق معمول دست پیش گرفت گفت شب ممکنه ترتیبتو بدما گفتم ایراد نداره ولی یه چیزی بگو ازت بر بیاد تو خودت گوشتی.گفت جون گوشت دلت میخواد رفتم جلو صورتش گفتم آره.بنده خدا یکم ترسید گفت میدم دستتا گفتم نداری آخه.تو دلش خالی شد.گفتم حیف که بچه ای وگرنه میگفتم بهت یه من ماس… حرفمو قطع کرد گفت بچه میترسونی (تموم حرفامون با خنده وکنایه و کل کل بود) رفتم جلو صورتمو بهش نزدیک کردم .نفساشو احساس میکردم که تند تند شده بود.گفتم نیما از این حرفا نزن .لامسب .لبمو یکم گاز گرفتم.بنده خدا ترسیده بود ولی یه قدم عقب نرفت.با اینکه ده سال ازش بزرگتر بودم چون لاغرم خیلی ازش گنده تر نبودم.بهش گفتم من آخه دوستت دارم.همزبان دستمو دور کمرش حلقه زدم و با دست دیگم سرشو از پشت گرفتمو به سمت سر خودم فشار دادم و ازش لب گرفتم.مقاومت خیلی زیادی نکرد.وقتی از هم جدا شدیم گفت چیکار میکنی مهندس گفتم دوستت دارم آخه.گفت یعنی چه زشته یکی میاد آبرومون میره.گفتم هیچکس نیس در کارگاهم قفل کردم.گفت که چی.معلوم بود خودشم دلش میخواد.گفتم میخوام بخورمت دوباره رفتم جلو تیشرتشو زدم بالا از سرش کشیدم بیرون دیگه خودشم همکاری میکرد دسشو داد بالا.وای چه بدنی نوک سینه هاش زده بود بیرون همه جاشو لیسیدم.اونم حشری شده بود.سریع رفتم سراغ شلوارش کشیدم پایین و شرتشم درآوردم.کیرش راس شده بود یکم با دس مالیدمو کردم تو دهنم خر کیف شده بود همزمان که ساک میزدم دستمو سمت سوراخش بردم سعی کردم از اون طریقم تحریکش کنم.دیدم سوراخش راحت باز میشه و موهای کونشو از ته زده.یه مقدار سوراخش گوشت اضافه داشت.گفتم سوراخت فابریک نیس.گفت آره خونه با خیار و چیزای دیگه حال میکنم گفتم جون.رفتم سراغ کیفم کاندم و ژل لوبریکانت همیشه همرامه.نه اینکه همیشه در حال سکس باشم، نه اگه تو خونه باشه ممکنه بابا یا داداش فضولم پیداش کنن.با انگشت سوراخشو باز کردمو کیرمو که کاندم زده بودم با لوبریکانت روون کردم گذاشتم رو سوراخش.اون قمبل کرده بودو دستش رو میز بود.با یکم فشار کیرم رفت داخل و یه ناله کوچیک کرد .کیرم که جا وا کرد تلمبه زدنو شروع کردم.بعد مدلو عوض کردیم.شلوارشو کامل در آورد به پشت رو میز خوابیدپاهاشو داد بالا و من چپوندم تو دوباره.همینجوری که داشتم میکردم یه ذره آبشم اومد.منم که شهوتی شده بودم فشار بیشتر کردم تا آب منم اومد و تو کاندوم خالی شد.روش ولو شدمو چندتا لب ازش گرفتم.با دست کیرشو سریع مالیدم تا آبش اومد و ریخت رو شکمش.بدنش خیس عرق شده بود و بی حال.گفتم نیما دمت گرم خیلی حال دادی.خندید گفت مهندس خیلی باحالی منم حال کردم.بعد از اون سه بار اومد خونمون و کردمش بعد دانشگاه سراسری یزد قبول شد رفت.ولی هنوز تلفنی و با وایبر با هم در تماسیم.من جدا از سکس واقعا دوسش دارم.

نوشته: کیارش

Leave a Comment