Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
گی من و فهیم شب عروسیش
داستان سکسی

گی من و فهیم شب عروسیش

گی من و فهیم شب عروسیش

سلام امروز میخوام داستان سکسی خودم و فهیم دوستم رو براتون بنویسم که مال تابستون گذشتس کاملا واقعیه و هیچ خیال پردازی هم توش اضافه نکردم. من ۱۷سالمه قدم ۱۷۵ وزنم ۷۰ خیلی خوشگلم انقدر که کل پسرای محل و مدرسمون همیشه چشمشون دنبال من بوده و هست البته منم خیلی مشکل پسندم و به همه نمیدم بیخیال این حرفا بریم سراغ اصل مطلب

داستان من از اول تابستون پارسال شروع شد من یه دوستی دارم که یه مغازه داره تابستون پارسال من به جای دوستم تو مغازش بودم یکی از روزا یه نفر اومد مغازه که با صاحب مغازه کار داشت منم بدون اینکه بلند شم از پشت کامپیوتر گفتم نیستش گفت اونم گفت بیا این بسته رو بگیر بعد بده بهش من با بی حوصلگی بلند شدم تا دیدمش سر جام خشکم زد قد بلندی داشت با موهای قهوه ای با چشمای عسلی خیلی ناز لاغر بود و در کل سکسی یهو به خودم اومدم بسته رو ازش گرفتم.اونشب همش تو فکرش بودم

فردا دوباره وقتی داشتم مغازه رو میبستم اومد پشت سرم یهو صدام کرد منم ترسیدم یه خنده شیطنت امیز کرد و انگشتش رو گذاشت رو گردنم و کشید رو قلبم و گفت ترسیدیا قلبت تند تند میزنه.دیگه عزمم رو جزم کردم هر طور شده بکشمش سمت خودم.فردا دوستم اومد بسته رو دادم بهش پرسید چیه گفتم نمیدونم وقتی بازش کرد دنیا رو سرم خراب شد کارت عروسیش بود.خیلی ناراحت شدم ولی به روی خودم نیوردم .شب عروسیش یهو منم دعوت کرد منم از رو بی میلی رفتم.نزدیک عصر بود همه مشعول کاراشون بودن اونم بهم گفت بیا بریم کارت دارم منم باهاش رفتم رفتیم داخل یه پاساژ کت و شلوارش رو گرفتییم و رفتیم خونش گفت بیا ببین لباسم خوبه داشتم میرفتم تو اتاق انتظار داشتم لباسش تنش باشه رفتم دیدم فقط یه شرت باشه از این اسپرت تنگا یه بدنی داشت که نگو شیش تیکه و برنزه زل زدم بهش که گفت چیه پسرلخت ندیدی گفتم از تو بهترش خیلی دیدم اومد جلو دست کشید رو گونم گفت ولی تو بهترینی که دیدم دست گذاشتم رو دستش و چشمامو بستم یهو لباشو رو لبم حس کردم خیلی داغ بودن دستم رو گذاشتم رو گردنش اونم دستشو گذاشت رو کمرم و شروع کردیم لب گرفتن همینطوری بودیم که بردم و رو تخت خوابنوندم با یه دست سینمو میمالید با یه دست رونمو سفت شد کیرشو رو پام حس میکردم معلوم بود خیلی بزرگه کم کم اومد پایین و بدنمو لیس میز و سرسینه هتمو گاز میگرفت دیگه نتونستم طاقت بیارم یهو برش گردوندم و شرتشو در اوردم وای یه کیر حدود بیست سانتی و کلفت و سفید با سر بزرگ کردمش تو دهنم گرما شو احساس میکردم اونم یه اه کشید و خوابیر رو تخت من تو ساک خیلیحرفه ایم حسابی براش ساک زدم داشت ابش میومد کیرشو در اورد و منو به پشت خوابوند کنارم دراز کشبد کرم به دستش مالید و انگشت وسطشو کرد لای در کونم و با سوراخم بازی میکرد وای چه حالی داشت حسابی که مالوند انگشتشو کرد تو منم یه اه کشیدم بعد دومیو کرد خیلی حال میداد کارش که تموم شد منو هفتی خوابوند کیرشو یواش کرد تو منم یه اه کشیدم تا وسط کرد نتونستم دیگه تحمل کنم نگهش داشت و خوابید روم بدنش خیلی داغ بود همون طور از لب میگرفت و گردنم رو میخورد و یواش هول میداد تو کامل که رفت تو شرو کرد تلمبه زدن خیلی محکم تلمبه میزد کیرشو تو کونم حس میکردم یکم که تلمبه زد برم گردوند تو حالت سگی و قمبل کردم با زبون کونمو لیس میزو و کیرمو یمالید بعد دوباره کیرشو کرد تو و شرو کرد تلمبه زدن ابش داشت میمومد گفت بریزم توش گفتم بریز وقتی ریخت تو گرماشو حس کردم بعد افتادرو تخت بلند شدم کیرش شل شده بود کردمش تا ته تو دهنم اولش هیچی نشد ولی کم کم بزرگ شدنشو حس میکردم بعد که کامل شق شد گفتم میخوام فقط ساک بزنم کلی براش ساک زدم ولی ابش نیومد بلند شدم نشستم رو کیرش بالا پایین شدم اونم برام جق میزد ابش دااشت میومد دوباره که یهو کیرشو در اورد گفت بخورش منم اول بدم میودمد ولی کردم تو دهنم اکنم برام جق میزد ابمون همزمان اومد ابش خوش مزه بود وقتی کارمون تموم شد لباس پوشیدیم و راه افتادیم وقتی اونجا رسیدیم همه چپ چپ نگا میکردم موقع روبوسی هم دوباره لبمو بوسید اون شب بهترین شب زندگیم بود

نوشته: Navid Gay

Leave a Comment