Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
داستان گی من با یه مرد کون باز
داستان سکسی

داستان گی من با یه مرد کون باز

سلام بچه ها داستانی رو که میخوام براتون تعریف کنم مال دو ماه پیش هست یعنی اولین گی من تخیلی یا ساختگی نیست حقیقته خوب سرتون رو درد نیارم من ۲۲ سالمه با اندام سکسی هر ببینه حشری میشه من استخر زیاد میرم خودم تا به حال پسدای زیادی رو کردم اما فکر نمیکردم یه روز خودم هم بدم من اونروز یه مایو ر تنگ پوشیده بودم پشتک میزدم حال میکردم از دور نگاه یه مرد حدودا ده ساله منو متعجب خودش کرد فقط زول زده بود تو چشام بعد یه نیش خندی زد من منظشورشو نفهمیدم خلاصه بعد یه چند دیقیه نشته بودم کنار استخر فقط پام تو اب بود اومد نشست بفل دستم سلام علیک شرو ع کرد تعریف کردن از من گفت عجب بدن خوش استیلی داری منم گفتم اره رزمی کار میکنم به خاطر اینه خلاصه به هرجوری با زبون چربی خودش ترتیب دوستی رو با من داد دوساعت گذشته بود دیگه من داشتم میرفتم بیرون دیدم اونم اومد لباسامنو پوشیدیم از استخر خارج شدیم گفت ماشین دارم رفیق بیا می رسونمت گفتم زحمت نباشه مرسی گفت بیا من سوار شدم تو راه گفت منم میخوام بیام باشگلتون شمارتو بده هماهنگ کنیم من تنها خجالت میکشم باتو میرم گفتم عیبی نداره شمارمو دادم بهش خلاصه بگم شب بود یه اسمس عاشقانه بهم داد نوشته بو گاهی انقدر در فکر ارزوهایت هستی که فراموش میکنی که خود ارزوی کسی هستی این اسش منو متعحب کرد یعنی اون عاشقم شده یه چند روزی ادامه میداد بهش گفتم فردا بیا ببینمت اومد یه تندر نود سفید داشت سوار شدم تا مسیر سالن گفت میذاد به خدا چن روزه خوابم نمیاد منو درک کن لطفا به خدا همیشه ارزو داشتم پسری به این تیپ اندامی رو از نزدیک ببینم باهاش دوس شم گفتم بابا اخه اخخه گفتم نمیشه گفت یه بار دیگه میخو ام اون بدن خوشکلتو ببینم گفتم نمیشه خلاصه یه ساغت داخل ماشین شهرو دور زد نذاشت باشگاه برم اودم خونه با اس داد خواهش کرد منظور بدی ندارم فقط یه بار بعد یه هفته مخمو خورد بریم این اقا بدنممنو ببینه قرار شد فرادای ان روز بیاد بریم خونش ببینه تو راه که میرفتم میگفت بابا دنیا دوروزه همه عشق حال میکنن بعد رسیدم خونش خونه دو طبقه بزرگ خوبی داشت من که خجالت زده حول شده بودم که چیکار میخوام بکنم زشتهیه وقت ابروم میره اینا هزار جور فکر بد تو سرم میگذشت رفتم نشستم رو مبل تنقلات مختلفی چید رو میز بعد یه شیشه ویسکی اورود باهم دیگه خوردیم من مغزم داغ شد یعنی دیگه زیاد خجالت نمیکشدم اومد نشست بغلم بوس کرد چیزی نگفتم دستشو انداخت به رونام یواشکی نزدکتر کرد به کیرم گفت اجازه بده کمرتو باز کنم چراخ سبز گرفت بعد بو س موس یه دفه لخت فقط مایور تو تنم بود منو حشری کرده بود یکم لذت میبردم واقعا. رفت اتاق برگشتنی دیدم لخت اومد وای کیر بلند ولی باریک بود گفتم چه کار میکنی گفت راحت باشیم عشقم دارم میمیرم به خدا کیرشو چسبوند با رونام حس عجیبی بهم دست داد دیگه خودم هم راضی به سکس شدم شرتمو داد پایین شروع کرد به خورن پشتم بعد اه اه میکردم واقعا خیلی حرفه ای منو حشری کرد سو راخمو میخورد گفت بریم رو تخت رفیتیم اتاق خوابیدیم. کیرشو گذاشت دم سوراخ حس خوبی داشتم چشمامو بستنم نفساش دم گوشم میخورد یه فشار کوجک کرد رفتم تو یکم وای پاره میشدم ولی انقدر داغ شده بودم دیگه میخواستم فقط بکنه راحت شم اونم دیوانه وارر میکرد بعد ده دیقه ابشو ریخت رو کونم رفتیم حمام بدنمو شستم لباسام پوشیدم اومدم خونه یه هفته نمی تونستم درست راه برم لامسب دیگه فکر دادن نکردم دیگه این بود. بعد یه ماه دیگه یه بار هم سکس داشتیم بوس

نوشته: میلاد

Leave a Comment