Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
نازگل و نیما
داستان سکسی

نازگل و نیما

دستم رو گذاشتم رو زنگ و لرزش خفیفش رو دیدم…
در باز شد 3> سلام کردم و دعوتم کرد تو صمیمی باهاش دست دادم و رفتم تو بغلش… دلم براش تنگ شده بود در گوشم گفت چرا یخ کردی؟ انگشتمو گذاشتم رو لبش و سرمو فشردم به سینش… نیما بزار صداشو بشنوم (قلبش) گوشمو بوسید و هیچی نگفت.. داغ شدم بالاخره دل کندم و از بغلش اومدم بیرون…

بعد از دو تا پیک شراب آلبالو محکم بغلم کرد و فشارم داد در گوشش آه کشیدم که گردنمو بوسید و در همون حال دستشو دور کمرم حلقه کردو منو به کمرش فشرد دستمو آروم گذاشتم رو شونش و هلش دادم عقب تر و تو چشماش نگاه کردم دستمو گذاشتم روی ته ریشاش چشمامو بستم و اروم لبامو گذاشتم رو لباش…میک میزدم کم کم وحشی شد و محکم لبامو میخورد لباش رژی شده بود در حال لب گرفتن از رو کاناپه بلند شد و رو به رو ایستاد لباسشو در آورد و بغلم کرد و بردم تو اتاق… دستاشو ول کرد،پرت شدم رو تخت با سرعت لباشو رو لبام فشار داد و سینمو تو مشتش گرفت داشتم زیر لب ناله میکردم… تاپ قرمزمو جر داد و سوتینمو باز کرد داشت به سینم نگاه میکرد،آروم بوسش کرد و بعد لیسیدش هرچی بیشتر میلیسید بیشتر وحشی میشد کردش تو دهنش و محکم میکش میزد اون یکی دستش رو برد و گذاشت رو کسم آه کشیدم و دستمو گذاشتم رو دستش و با اون دستم موهاشو گرفتم و به سینم فشار دادم گازم گرفت جیییغ زدم و با شهوت گفتم آه نـــــیما نـــه…گفت جـــــون و با دندونش نوک سینمو کشید بازم جیغ زدم و زیرش تکون میخوردم گفت جونم ماهی من اینقد وول نخور جوجـــــه دستشو برد تو شورتم و انگشتش لای کسم میکشید…کمربندشو باز کردمو دستمو بردم زیر شرتش … چقد داغ و سفت بود یه آه کشید و خودش رو بهم فشرد رفت پایین و ساپورتمو دراورد و بعدش آروم شرتمو کشید پایین…خیلی آروم…از پایین لیسید و اومد بالا و رونمو محکم فشار داد و پامو باز کرد لبای داغش…لبای داغش رو گذاشت وسط کسم که یه آهــــــ بلند کشیدم شروع کرد دورشو لیس زدن و مکیدن سرشو گرفتم و به کسم فشردم و آه و اوهم درومده بود… بلند شدم هلش دادم اونور و خابوندمش رو تخت با پاچه های ساپورتم دستشو بستم به تخت و خابیدم وسط پاش و زیر کیرش.. کیرش رو بردم بالا و تخماشو کردم تو دهنم و اروم میلیسیدم…گاز گرفتم کم کم پاهاشو دورم سفت تر کرد که رونشو چنگ زدم و گفتم آهـــ نمیتونم نفس بکشممم نیییما گفت جوون وول بخور… به زور پاشدم و کیرشو گرفتم… لبامو گذاشتم رو کلاهکش و آروم بوسیدم…یه بوس دیگه.. و بازم و سرعت و تعداد بوسام زیاد شد… بعد آروم کلاهکشو گرفتم لای لبام و نفس داغم رو آروم روی کیرش میدادم بیرون و آه میکشید کلاهکشو مکیدم و کردمش تو دهنم و شروع کردم میک زدن کیرش ;* محکم میک میزدم که موهامو جمع کرد تو دستاش که گفتم اوووممممم و کیرشو فشار دادم تو دهنم آه مردونه ای کشید و گفت نازیـــــ میکشـــمت…هرچی بیشتر حشریم کنی به ضررته…چهار دستو پا ازش رفتم بالا و در گوشش نفس داغمو دادم بیرون و گفتم دوس دارم… سینشو بوسیدم و رفتم سراغ گردنش…وای میدونستم که حساس ترین جای بدنشه… شروع کردم بوسیدن گردنش که نالش درومد و آروم لیسیدم دستمو گذاشتم رو شونه هاش و گردنشو خوردم لبامو غنچه کردم رو گردنش و از سمت راست تا چپ لیسیدممم بعدم چونشو کردم تو دهنم که دستاشو از تخت کشید و محکم کمرمو گرفت و یه چرخ زد یکم ترسیدم…من زیرش بودم و وزنش رو رو بدن لختم حس میکردم… لبامو محکم لیسید و گاز گرفت مچ دستامو تو دستش گرفت و رفت سمت کسم کیرشو محکم میزد رو کسم و منم از ترسم جیغ زدم نییییما داد زد خفه شو… خفه شـــــو دارم میمیرممم نازییی آهـــــ

زیرش تقلا میکردم و سعی کردم دستامو درارم که ولم کرد.. کمرمو گرفت و به پشت خابوند…خیالم راحت شد ~_~ بالشت گذاشت زیر شکمم و انگشنشو کشید رو سوراخ باسنم و مالیدش و از پشت شروغ کرد بوسیدن گردنم و رفت پایین و پایین تر و زبونش رو رو سوراخم حس کردم و ناله کردم آآآآآه زبونشو میکشید رو سوراخم … انگشت شستشو گذاشت رو سوراخم و فشار داد تو و جییییغ زدم که صبر کرد گفت درد داره جوجـــــه من؟ با ناز گفتم نیمااا گفت جونممم گفتم میسوزهـــ گفت خوب میشه عزیزم و با لیسیدن گردنم همزمان آروم آروم شستشو برد تو و جلو عقب کرد و بلند شد سر کیرشو گذاشت روش آخـــــ آهـــــ داغــــه…آروم کرد تو که متکا رو چنگ زدم و جییییییغ بلندی زدم ولی ادامه داد و بازم آروم کرد تو آه آیـــــ جییییییغ بیشتر…بیشتر…تا ته رفت و داشتم میمردم حالا محکم عقب جلو میکرد و من فقط جیغ میزدم…اصلا از دردش کم نمیشد … بالاخره درش آورد و برم گردوند لبامو کرد تو دهنش و کسم محکم گرفت و مالید که داشتم میمردم هنوز باسنم میسوخت…. ولی شهوت توم موج میزد و میخاستم ثانیه ها وایسن.. کیرشو گذاشت رو سوراخ کسم و گفت مال منییی و بازوشو محکم گرفتم واقعا نمیدونم چرا ولی مانع نشدم و فشار داد آیـــــی…محکم محکم همچین کمر میزد که از درد بازو هاشو چنگ میزدم و ناخونمو فرو کردم تو گوشتش که داد زد…جیغ من و داد اون و صدای تلمبه هاش آه کشیدنام و خون من رو کیرش… محکم و محکم آخــــــ نیماااا و لرزیدم… چند دقیقه بعد هم اون آبشو ریخت رو کونم و محکم بغلم کرد…صبح نمیتونستم بلند شم و تا دو روز باسنم درد میکرد و مسکن هم فایده نداشت ؛( من واقعا عاشقشم… اگه دوس داشتید بازم اگه پیش اومد براتون مینویسم…شب بخیر

نوشته:‌ نازگل

Leave a Comment