Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
روزی که فهمیدم غیرتم کم شده
داستان سکسی

روزی که فهمیدم غیرتم کم شده

با سلام به همه بچه های آی سکس 98 اسمم سامان 38 و اسم زنم پریسا 28 سالشه
داستانم که البته واقعا این اتفاق برام افتاده از این قراره که یه روز حال خانومم خراب شد .بردم بیمارستان اونجا دکتر ها اومدند بالا سرش ابتدا سر در نمی اوردند که چشه بعد از چند بار معاینه اظهار کردند که مسموم شده و باید معده اش شستوشو داده شود سریع دست بکار شدند اکثر پرستارها هم مرد بودند سریع وسایل شست و شوی معده را اماده کردند وقتی که شیلانگ شستوشورا وارد بینی و دهانش می کردند زنم زیر دستانشون دست پا می زد که توسط چند مرد گرفته شد بعد منو فرستادند دنبال دارو و وسایل دیگه وقتی بر گشتم دیدم که مانتو زنم را از تنش در اورده اند نا گفته نماند که مانتو زنم به علت اسفراغ اینا کثیف شده بودو زنم با یه تاب و شلوار لی تو تخت بیمارستان داراز کشده بود و همچنان دست و پا می زدمن اول اعتراض کردم که چرا این کار را توسط پرستار ها ی مرد انجام می گیره ولی بعد دیدم که وضع زنم خوب نیست و واقعا نگرانش بودم دیگه اروم شدم و مجبورا چیزی نگفتم. و انها به بهونه نگه داشتن دست و پا و تزریق سرم عملا زنمو دست مالی می کردند برا اولین بار من یه جوری شدم .اب دهنم را خود بخود قورت دادم بعد که می خواستند چند امپول بزنند زنمو به پهلو کردند و شلوار شورتشو کمی بیشتر کشیدند پایین و امپول هارا تزریق کردندکه من احساس کردم کیرم یه تکونی خورد یعنی وقتی اون صحنه را دیدم که کون زنمو می مالند احساس غریبی بهم دست می داد و من حال می کردم . از اون موقع فهمیدم که بی غیرت شده ام بعدا این موضوع شد فانتزی من تو سکس با زنم که خیلی حشریم می کرد. بقیه اش ابعد می نویسم که ماجرا مون به کجا ها کشید.

نوشته:‌ سامان

Leave a Comment