Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
تجاوز در خوابگاه دختران
داستان سکسی

تجاوز در خوابگاه دختران

با سلام داستانی ک میخوام بگم فقط و فقط برای دختراییه ک دوست دارن دانشگاه برن شهر دیگه و خوابگاه و…چش و گوششون باز باشه .من توی یه دانشگاه تو شمال کشور درس میخوندم .ترم سه بودم ایام فرجه های امتحانی بود و از اونجایی ک من توی خونه اصلا درس نمی خونم تصمیم گرفتم فرجه ها رو تو خوابگاه بمونم و درسامو بخونم .همه دخترا رفته بودن خونه هاشون جز چند نفر .ی روز بعد کلی درس خوندن گفتم برم حموم .وسط حموم کردن بودم که دیدم تاسیساتی همراه سرپرست خابگاه برای تعویض لامپ راهرو حموما اومدن .و چون حمومای خابگاه توی زیر زمین خابگاه بودن خیلی ساکت و اروم بود .سرپرسته گفت خانوم همون جا بمون این آقا دوتا لامپه عوض می کنه و میره .منم مشغول حموم خودم بودم دیدم آقاهه نردبانشو گذاشته روبه رو حموم من و الکی داره لامپ جلو حموم منو عوض می کنه با وجود اینکه خوب بود و چون در حموم های خابگاه کوتاهه زل زده ب من و زبونشو آورده بیرون منم لخت .بهش گفتم خجالت بکش .هرچی گفتم خانوم سرپرست کجایییی رفته بود بالا صدام بهش نمی رسید .رفتم پیشت ستون حموم قایم شدم دیدم بعد دو دفیقه زررت پرید تو حموم خواستم جیغ بزنم خیلی ترسیده بودم جوون هم بود گفت این گوشیمه لخت ازت عکس گرفتم ب خاطر آبروی خودت ساکت شو منم حسابی میلرزیدم .تو همین موقع سرپریت اومد فک کرد آقاهه رفته زود رفت اونم جلو دهن منو گرفته بود .خلاصه اونم رفت بهم گفت دختر خوبی باش فقط حال می کنیم میرم وگرنه می کنم تو کست بی سیرت شی .خلاصه شرع کرد ب مالوندن سینه هام اب حموم هم باز بود بعدش زیر دوش سینه هامو می خورد و میمالید منم داشتم واقعا لذت می بردم .انگشتاشو میکشید داخل کسم بعدش دراز کشیدم پاهامو باز کرد یه کم کسمو خورد زبون ک می کشید داخل کسم چوچولمو مک میزد خیلی لذت میبردم بعدش همون شورت ک پاش بود و درآورد و بهم گفت شروع کن بخور منم دیدم کیر خفنی داره حسابی واسش ساک زدم .بعدش منو چهار دست و پا کرد کف حموم از پشت سر کیرشو گذاشت در کونم واییی ک چقدر درد داشت با وجود اینکه فقط سر کیرش بود خیلی درد داشتم چون واقعا اولین سکسم بود کونم خیلی تنگ بود .وقتی تا آخر فرو کرد دیگه داشتم میمردم .همزمان هم سینه هامو میمالید.بعد ک یه کم عقب جلو کرد دیگه آخ و آوخم در اومده بود . بعد دوسه دقیقه آبشو همونجا خالی کرد لباسشو پوشید ی لب گرفتیمو رفت …

نوشته: م س

Leave a Comment