Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سفر با خانم مطلقه
داستان سکسی

سفر با خانم مطلقه

داستانی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به دوماه پیش که برنامه بیتاک رونصب کردم من سعید۳۰سالمه قدم۱۸۶وهیکلی نسبتاخوب دارم اون موقع وقتی که داشتم تو بیتاک میچرخیدم یکیو اد کردم که زده بود کاشت ناخن ساحل خلاصه سرتونو درد نیارم اون خانم اسمش طیبه بود قدش حدود۱۷۰هیکل بسیارعالی وسکسی داشت ازشوهرشم جداشده بوداولین قراری که باهم گذاشتیم رفتیم جاده چالوس وتو همون جلسه خیلی باهم صمیمی شدیم بعد یکی دوقراری که باهم گذاشتیم من بهش پیشنهادیه سفرو دادم وقرار شد شب بهم خبربده که شب بهم اس دادقراره فردا بره مشهد واسه انجام یه سری کارهای بیمش نمیتونه باهام بیادسفرمن ازش پرسیدم که تنها میخوادبره گفت آره خلاصه منم گفتم که اگه اشکالی نداره منم باهاش بیام اونم موافقت کرد

خلاصه صبش راه افتادم رفتم فردیس کرج دنبالش خلاصه ماراه افتادیم ازش پرسیدم تاکی وقت داره که بره و برگرده گفت وقتش دست خودشه منم از خدا خواسته بهش گفتم پس ازجاده شمال بریم یه شب بمونیم اونم موافقت کرد من که توجاده همش محو اون سینه های برجسته و استیل نازش بودم به شبی فکرمیکردم که قراره توشمال کنارش بخابم توراه بعدکلی لب بازی وشوخی رسیدیم شمال ولی چون دیروقت بودجای خوبی گیرمون نیومد البته بایه پسری آشناشدیم که اسمش سام بودکه واسمون مشروبم جور کردیم وطبقه پایین خونشونم اجاره کردیم مارفتیم توخونه طیبه که میخواست لباساشوعوض کنه ازپشت چسبیدم بهش سرشوبرگردوندم وکلی لبای خوشمزشوخوردم وبادستام سینه های سفت وبرجستشومیمالوندم وکیرم به کونش چسبونده بودم کیرم داشت شورتموپاره میکردمنیژم بادستش کیرموگرفت وگفت سعیدچقدکیرت کلفته اینومیخوای بکنی توکس من ولی من کسم تنگه پاره میشم اولش بایداروم اروم بکنی تاجابازکنه ولی اولش بریم مشروب بخوریم همونطورکه توبغل هم بودم رفتیم تواتاق وشروع به خوردن مشروب کردیم که جفتمون بعدخوردن چندپیک مست مست بودیم که منیژروکشیدم توبغلم شروع کردم به خورن لبش خیلی حس قشنگی بودبدن عین بلورش همش دراختیارمن بوددست کردم زیرشورتش و کسشومالیدم خدایاچه کس داغ و وتنگی داشت دیگه داشتم ازشق دردمیمردم شرتشوکشیدم پایین وشروع کردم به خوردن کسش اونم که ازحشرخیس خیس شده بودابش بسیارترشو خوشمزه بودواقعابسیارلذت بخش بودطیبه گفت سعیدبرگردبه اون سمت که شروع کردبه خوردن کیرم البته ناگفته نماندقبلش قرص ترامادول خورده بودم که ابم زودنیاد طیبه داشت بامهارت خاصی تخمامولیس میزدوبانوک زبونش سوراخ کیرمولیس میزدوبعدکامل میخوردطیبه گفت سعیدطاقت ندارم کیرکلفتتوبکن توکسم منم پاهاشودادم بالااولش اروم اروم کردم توکسش چون واقعاکسش تنگ بودبعداینکه یکم جابازکردکیرموکامل کردم کسش عین تنورداغ بودبعدازکلی تلمبه زدن برش گردوندم به حالت سگی ودرحالی که بادستم داشتم سینه های خوش فرمشوتودستم فشارمیدادم کردم توکسش چون کسش تنگ بودکیرم میخورددقیقابه مثلث جی که صدای آخ واوخ طیبه خونروبرداشته بود منم محکمترازقبل داشتم میکردمش که توهمون حالت ارضاشد وپاهاش سست شدوبه شکم خوابیدروزمین منم خوابیدم روش بعدچنددیقه کردن آبم داشت میومدکه کشیدم بیرون وآبم بافشارپاشیدم پشت کمرش بعدتمیزکردن پشتش و مقداری خوابیدن کنارهم دوتاییمون رفتیم حموم
ببخشیدکه وقتتون روگرفتم ولی لحظه به لحظه ی داستانم عین واقعیت بودهرکی بخواد میتونم شماره پسره سامو بدم تاجریان گرفتن خونه ومشروبو تاییدکنه نظریادتون نره مرسی

نوشته: سعید

Leave a Comment