Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
داستان زنانه پوشی من
داستان سکسی

داستان زنانه پوشی من

سلام میخوام داستان خودم را خلاصه تعریف کنم من یه پسرم که قدم 180 وزنم 75 کیلو با اندام متناسب با اندام دخترهاست! بدن کم مویی دارم وسینه هام هم کمی برجسته اند و یه حس زنونه تموم وجودم را فرا گرفته واسه خودم یه اسم دخترونه بنام ساناز انتخاب کردم این داستان مربوط به چند ماه پیشه ….

یه روز دوستم بابک زنگ زد گفت خانواده ام رفتند مسافرت بیا اینجا به کامران هم گفتم دور هم خوش باشیم . خلاصه رفتیم وسه تایی شب پیتزا خوردیم و گیم بازی کردیم و آخرشب بود گفتیم بیا یه فیلم +18 ببینیم هنرپیشه زن فیلم همه ما را دیوونه و تحریک کرده بود و کسی هم روش نمی شد بلند شه که تابلو می شد….. بابک گفت چی میشد این بازیگر اینجا بود ما راسیراب می کرد کاش یه زنه خوشگل اینجا بود…کامران گفت کاش می تونستم برم تایلند با این لیدی بوی ها حال میکردم…. گفتم بچه ها بیا واسه اینکه از این حال بیاین بیرون قرعه کشی کنیم یکی لباس زنونه یپوشه یکم شاد باشیم بخندیم…. بابک گفت عمرا و کامران برو بابا خودت بپوش اگه روت میشه منم گفتم چند میدی اینکارو کنم بابک گفت قیمت داره لباس پنجاه و با آرایش صد تومن و کامران اگه موهاتو بزنی دویست میدم شروع کردند به خندین منم گفنم باشه شرط بستنین من پول نیازم پولاتون را بدین ….. بابک گفت مردی برو اونجا اتاق خواب خواهرمه اونم حمام….. منم از فرصت اسنفاده کردم رفتم تو اتاق خواهرش یه شرت و سوتین سفید برداشتم یه پیراهن شب قرمز بدون آستین که تا بالای زانوم بود وکمرش تور قرمز و سینه هاش ساتن قرمز و تا کمرش تور قرمز بود دامنش هم چین های ظریفی داشت . یه جورای مشکی ساق بلند تا بالای رونم کش می یومد. قبل از آرایش گفتم من که پیه این کارو به تنم مالیدن میرم حمام موهای بدنم راهم میزنم …… تو آینه از بدن صاف خودم لذت بردم خوش بختانه موهام بلند بودند تا میتونستم صورت و بدنم را پودر زدم بعد رژ براق قرمز به لبام زدم ریمل …سایه چشم بنفش….خط چشم مشکی ……رژ گونه قرمز…..یه خط لب مشکی نازک….. ناخن هام لاک قرمز واسه تحریک بابک و کامران هیجی کم نزاشتم تو کشوهای خواهرش گشتم تا یه گوشواره که نیاز به سوراخ کردن گوش نداره ویک گردنبند و النگو هم برداشتم….. یه روسری حریر مشکی نازک دور گردنم انداختم بد جوری تحریک بودم هر آن ممکن بود ارضا بشم…. بچه ها چراغ هارو خاموش کرده بودند تا من بیام بوی عطر زنونه که از خواهرش زده بودم تو فضا پیچیده بود…… بچه ها چشماشون را بسته بودند اومدم بین بابک و کامران گفتم با چشمای بسته من رو لمس کنند نامردی نکنند اونهام این کاروکردند دستاشون می لرزید…… بعدش از دیدن من یکه خوردند از دیدن پاهای صاف من پشت جوراب شیشه ای مشکی از دیدن لب هام از ناخن های لاک زده ….. شوکه شده بودند منم نامردی نکردم کیراشون برجسته شده بود دوتا کیرشون گرفتم گفتم بیا امشب بترکونیم ….. تو ان حالت داشتم ارضا میشدم فرصت دستشویی رفتم نبود واسه اینکه لباس خواهرش خراب نشه همونجا دامنم را بالا زدم و شرت تور سفیدو دادم پایین و همونطور که جلو چشمای اونا ارضا میشدم و آبم میومد لبام باز بود و فرم سکسی این حالت و باسن صاف من داشت اونا را دیونه میکرد کامران گفت من عاشق شیمیلم صد تومن دیگه میدم بزار بکونمت….بابک هم پنجاه میدم بیا مال من رو بخور……… نفهمیدم چی شد خودمو تو پوزیشنی دیدم کامران کونم را پر کرم کرد با فشار کیرشرو داد تو راحت رفت چون قبلا با انگشتام با کونم بازی میکردم…بابک هم رو جلوم بود کیرش رو ساک میزدم…… اون شب اولین آب را تو کونم و تو دهنم احساس مزه کردم…………….
شب رفتم آرایشم رو درست کردم و لباس خواب سکسی تمام تور خواهرش رو که مشکی بود پوشیدم و تو اتاق خواب مادرش وسط دوتاشون تا صبح خوابیدم در حالیکه دست های هر دوتاشون رونهای پامو لمس میکردند……
ادامه دارد…..

نوشته: ساناز

Leave a Comment