Please enable / Bitte aktiviere JavaScript!
Veuillez activer / Por favor activa el Javascript![ Help ]
سکس با دختر جنده صاحب کارم
داستان سکسی

سکس با دختر جنده صاحب کارم

سلام. اسم من جواده و متولد جهرم هستم. توی عمرم جق زیاد می زدم اما سکس فقط یه بار داشتم . از دنیا فقط یه دوست دختر به اسم آیلین داشتم (اسم واقعیش نیس) که خواهر یکی از دوستام بود. می خواستم رو ذهنش کار کنم که ببرمش به یه مکانی و بکنمش اما قبول نکرد و باهام بهم زد. بعدشم که خدمت سربازیم شروع شد و رفتم خدمت. وقتی برگشتم کنکور دادم ولی دانشگاه قبول نشدم. به جاش به خاطر اینکه توی کار با چوب مهارت خاصی دارم به یه کارگاه نجاری رفتم تا کار کنم. صاحب کار ما یه آقای مشنگ و حواس پرتی به نام آقا شاکر بود. یه روز دخترشم اومده بود اونجا. دخترش هفده یا هیجده ساله بود. از همون موقع متوجه عجیب بودن رفتار دخترش شدم. شبیه پورن استارها رفتار میکرد. یکی از نجارا که هم سن خودمم بود به نام کریم گفت: این دختره جندست. گفتم: چرا میگی جندست؟ گفت:من و رفقام هر وقت بخوایم می تونیم بکنیمش. گفتم مگه تاحالا کردیش؟ گفت آره. چهار پنج بار. چشمام برق زد. گفتم چه قدر میگیره؟ گفت زیاد نمیگیره. عاشق جندگیه. پنجاه تومن. من گفتم پنجاه تومن؟؟؟چه خبره؟ گفت خوب میگیره طفلک. برو تو فیسبوک بگرد. همه جنده ها هفتاد به بالا میگیرن. گفتم دلم می خواد بکنمش اما آه در بساط ندارم. کریم گفت بیا خودم و خودت بکنیمش. بیست و پنج من بیست و پنج تو. چه طوره؟ گفتم خوبه. یه کاریش میکنم. فقط زحمت هماهنگیشو تو بکش کریم. باباش میدونه جندست؟ گفت اگه باباش میدونست که تیکه تیکش کرده بود.این دختر برای ما زنگ تفریحه جواد.

خلاصه کریم باهاش هماهنگ کرد و گفت واسه سه شنبه دیگه. پولو جور کردیم اما دو برابر این پول خرج دارو ها و اسپری هایی شد که کریم میگفت. از کریم در رابطه با مکانش پرسیدم. گفت یه خونه در حال ساخت می شناسه. با یکی از کارگراش هماهنگ کرده شب بعد رفتنشون بریم اونجا.
خلاصه سه شنبه شد. من یه پراید صدو چهل و یک مدل 86 داشتم با همون رفتیم دنبالش. دختره چه تیپ سکسی زده بود. یه ساپورت خیلی چسبون با یه مانتوی خیلی تنگ و کوتاه پوشیده بود. کلی هم آرایش کرده بود. سوار ماشین شد و عقب نشست. کریم هم از فرصت استفاده کرد و رفت عقب نشست. من پشت فرمون بودم. صدای ماچشون میومد. آینه رو تنظیم کردم که ببینمشون. بله… کریم خان مانتوی جنده خانومو باز کرده بود و داشت میرفت سمت ممه اش. گفتم کریم زشته…مردم می بینن. پلیس میگیره. بذار برسیم…بعد. جنده گفت: وا چه محتاطی تو عزیزم. اسمت چیه؟ گفتم جوادم. اسم خوشکل خانوم چی باشن؟ با عشوه گفت من مژدهم. گفتم مژدهخانوم…قربون هیکلش برم. یه دفعه کریم گفت داری راهو اشتباه میری. بهش گفتم خودت بیا پشت فرمون بشین. من و کریم با کلی چک و چونه قبول کردیم جامون رو عوض کنیم. رفتم پیش مژده و نشستم. دستاشو تو دستام گرفتم و رفتم سراغ لباش. شروع کردم ازش لب گرفتن. کریم جلومو گرفت و حرفای خودمو تکرار کرد. بالاخره به نشونی که کریم گفته بود رسیدیم. رفتیم داخل ساختمون نیمه تموم. فقط سقفشو نساخته بودن. تا وارد خونه شدیم کریم یه فانوس روشن کرد.خیلی هیجان داشتم. تا خواستم به مژده دست بزنم کریم محکم بغلش کرد و شروع کرد به لب گرفتن ازش. بعد از من خواست لباسا شو دربیارم. اما نمیتونستم چون در اختیار کریم بود. واسه همین خودمو لخت کردم.سعی کردم دستمو ببرم تا ساپورتشو بکشم پایین. اونجا بود که راست کردم. کریم دکمه های مانتوشو باز کرد.زیر مانتوش فقط یه سوتین نازک پوشیده بود. سوتینشو در اوردم. چه ممه های خوش فرمی. سایزشون از هشتاد کمتر نبود. من و کریم افتادیم به جون جفت ممه هاش. کریم خیلی زود ول کرد اما من ولکن نبودم. لیس میزدم گاز می زدم میمکیدمش. خیلی حال میکردم. تا من داشتم ممه هاشو می خورم کریم کامل لختش کرد و رفت سراغ کونش. من یه لیس دور نافش زدمو و رفتم سراغ کس بی موئش. کلی با چوچولش بازی کردم. آبم داشت میومد. سریع کیرمو گذاشتم تو کسش. مژده گفت : کاندوم چی؟گفتم نترس. ایدز ندارم. آبمو تو کست نمی ریزم. شروع کردم به تلمبه زدن. از اون طرف کریم داشت تلمبه می زد. کریم ارضا شد و کنار رفت. منم هنوز داشتم تلمبه می زدم که یه دفعه آبمو ریختم تو کسش. همه توانم رفت.مژده عصبانی شد و گفت تو چی کار کردی…احمق…اگه حامله بشم چی؟ اونجا بود که فهمیدم چه غلطی کردم. الکی گفتم نترس. پول سقط جنینت با من. اونم ساکت شد. دوباره دلم می خواست اما هیچ توانی نداشتم. مژده سریع لباساشو پوشید و پولشو گرفت و رفت گفت میره ولگردی. من وکریمم آماده شدیم که بریم. دیگه ترسیدم تو اون کارگاه بمونم.تصمیم گرفتم از اون شهر برم واسه پدر و مادرم کلی بهونه الکی اوردم تا بذارن من از اون شهر برم. دیگه هیچ خبری از کریم ندارم چه برسه از مژده.
این داستان کاملا واقعیه و فقط اسم ها مستعارن

نوشته: جواد

Leave a Comment